موزه جانورشناسی دانشکده علوم _دانشگاه آزاد اسلامی مشهد |
بیماری گال یا جرب

شرح بیماری گال
گال یک بیماری مسری پوستی است که عامل آن انگل کوچکی است از شاخه بند پایان بنام "سارکوپت اسکابیه". سارکوپت اسکابیه ماده که با چشم معمولی دیده نمی شود ، تونل هائی داخل پوست ایجاد می کند و داخل این تونل ها تخمگذاری می نماید،پس از چند روز ، نوزاد از داخل تخم بیرون می آید و پس از طی مراحلی به سارکوپت بالغ تبدیل می شود.این بیماری در اثر تماس نزدیک با فرد آلوده و استفاده از لباس ،رختخواب و حوله حمام مشترک نیز می تواند باعث انتقال بیماری گردد.
علائم بیماری
پیدایش دانه های کوچک سرخ رنگ در نقاطی مانند لای انگشتان، اندام تناسلی و بیضه ها ، شکم ، زیر بغل،کشاله ران و در آلودگی های شدید بازوها و پشت و در بچه های کوچک ساق پا . کف پا، همراه با خارش بسیار شدید علائم اولیه بیماری گال است .خارش در زمانهایی که بدن گرم می شود مثل شب ها هنگام استراحت در رختخواب بیشتر می شود.گاهی در اثر خاراندن محل آلوده زخم های چرکی نیز ممکن است ایجاد شود. بیماری به سرعت در بین تمام افرادی که بصورت گروهی با هم زندگی می کنند مانند افراد خانواده ،زندانیان ، سربازان و بیماران آسایشگاههای روانی انتقال پیدا می کند .
دوره ی کمون بیماری
دوره کمون این بیماری 14-12 روز پس از تماس با منبع آلوده می باشد.
تشخیص بیماری
از روی علائم پوستی و سابقه بیماری و انتقال سریع آلودگی دربین افرادی که با یکدیگر تماس نزدیک دارند می توان به بیماری گال مشکوک شد لیکن تشخیص نهائی بیماری در آزمایشگاه با نمونه برداری از پوست و مشاهده انگل در زیر میکروسکوپ میسر است.
شیوع بیماری در اجتماع
بیماری گال در زمانهایی که سطح بهداشتی فردی و اجتماعی پائین باشد در بین همه افراد و در تمام سنین دیده می شود.
خانواده های که دارای سطح بهداشتی پائین هستند و افرادی که به صورت گروهی زندگی می کنند در معرض خطر آلودگی بیشتر می باشند.
بیماری گال همیشه با فقر اقتصادی و بهداشتی همراه بوده است .ولی گاهی در بین افرادی که بهداشت شخصی را به خوبی رعایت می کنند دیده می شود.
پیشگیری
1- به محض پیدایش علائم بیماری در شخص یا اشخاص باید اینگونه افراد به پزشک مراجعه و تا رفع علائم بیماری با کسانیکه در تماس نزدیک بوده اند فاصله بگیرند. رختخواب و اتاق این افراد کاملا باید جدا از افراد سالم باشد .
2- لباس ، ملحفه تمام البسه ای که با بدن بیمار تماس داشته است باید جوشانده شود و یا حداقل یک ساعت در محلول های ضد عفونی کننده باقی بماند.
3- چنانچه مکانهای عمومی مثل سالن آسایشگاه و اتاق بیماران بیمارستان آلوده شود بایستی با دود گوگرد یا ... مکان مربوطه ضد عفونی شود.
درمان داروهای مختلفی مثل شامپو و محلولهای ضد گال وجود دارد که طبق دستور مصرف آن موجب بهبودی بیماری گال می شود و بهتر است به فاصله چهار روز درمان تکرار گردد.
درمان در خانواده بایستی بصورت دسته جمعی و همزمان در تمام افراد صورت گرفته و توام با انجام دستورات بهداشتی باشد. البته بعد از یک دوره درمان ممکن است خارش ادامه داشته باشد ولی چرخ انتقال قطع میشود.
دانشمندان از زهر كشنده حلزون دريايي مسكن ساختهاند
دانشمندان از خواص سحرآميز زهر كشنده حلزون دريايي براي توليد دارويي تسكيندهنده و از بين برنده درد در انسان استفاده كردهاند.
به گزارش پايگاه اينترنتي مجله نيچر، اين حلزون از زهر خود براي فلج كردن ماهيهايي كه از كنارش عبور ميكنند استفاده ميكند اما دانشمندان دريافتهاند كه مواد شيميايي موجود در اين سم همچنين ميتواند سيگنالهاي درد را در مغز انسان متوقف كند.
حدود ۲۵سال قبل دانشمندان دردانشگاه اوتا در آمريكا توانستند مولكولي را ازاين زهر بيرون بكشند كه اين مولكول نيز خواص مسكن در انسان را دارد.
هم اكنون محققان نوع مصنوعي از اين تركيب را با تاثيرات مسكن درد توليد و داروي جديدي با عنوان "پريالت " توليد كردهاند.
پريالت براي تسكين دردهاي مداوم و آزاردهنده در افراد مبتلا به انواع مختلف سرطانها و ديگر بيماريهاي بسيار جدي و خطرناك توليد ميشود.
اين دارو در تسكين درد، بسيار قدرتمند عمل ميكند. به طوري كه براي تخفيف دردهاي مزمن در افرادي كه ديگر به درمان با مرفين واكنش نشان نميدهند، استفاده ميشود.
پريالت يك هزار برابر آرام بخشتر از مرفين است،اما برخلاف مرفين اعتياد نميآورد.

ماهی خاویار(Acipenser) :
برای نخستینبار در کشور استحصال خاویار از ماهیان پرورشی توسط پژوهشگران ایرانی با موفقیت انجام شد.
بهگزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «دکتر محمود بهمنی» معاون پژوهشی و قائممقام انستیتو تحقیقات بینالمللی ماهیان خاویاری گفت: استحصال خاویار از ماهیان پرورشی در یک مولد مادهی ازونبرون پرورشی برای نخستینبار در کشور امکانپذیر شد.
«بهمنی» افزود: دستیابی به روش مولدسازی از ماهیان خاویاری در شرایط پرورشی یکی از اقدامهای این مؤسسه بود که برای اولینبار در کشور در سالهای 84 و 85 توانستیم دو گونه «اوزنبرون» و «تاس ماهی شیب» را مولدسازی کرده و از آنها خاویار «دان یک» استحصال کنیم.
او با اعلام اینکه ارزش کیفی خاویار و گوشت استحصال شده با نمونههای صید شده در طبیعت برابر است، یاداور شد: میزان درصد خاویاردهی در ماهیان خاویاری پرورشی نسبت به وزن کل بدن در حالت طبیعی بیشتر بوده است.
معاون پژوهشی و قایممقام انستیتو تحقیقات بینالمللی ماهیان خاویاری گفت: در حالی که 10 تا 13 درصد وزن ماهیان خاویاری در نمونههای طبیعی را خاویار تشکیل میدهد این میزان در ماهیان پرورشی 13 تا 5/18 درصد است...
· ماهیان خاویاری که استروژن نامیده می شوند و از خانواده تاس ماهیان، از جمله گونه های آب زی کم نظیری هستند که از قدمتی چند صد میلیون ساله که به عصر ژوراسیک باز می گردد بر خوردارند و از این رو ماهیان خاویار را فسیلهای زنده جهان می نامند که همراه با تکاملی فیلوژنی تا به امروز باز مانده اند . از منظر تعدد گونه ها به ۲۷ گونه و زیر گونه در جهان تقسیم می شوند که از این تعداد ۵ گونه در دریای خزر زندگی می کنند ،دریایی که خود به تنهایی ۹۳ درصد ذخایر ماهیان خاویاری جهان را در خود جای داده است. اما ارزش ماهیان خاویاری نه به جهت استفاده از گوشت انان که به واسطه تخم انان که به خاویار یا مروارید سیاه مشهور است ،می باشد . خاویار خود به تنهایی به عنوان اشرافی ترین صبحانه جهان محسوب می گردد بسیاری آن را به شکل خام و یا همراه با تخم مرغ و اغشته به زرده ان میل می کنند و گروهی نیز به اندازه نوک قاشقی از ان را همراه با سبزیجات معطر یا قطعه کوچکی از نان و کره می خورند و بوی تند ماهی مانند ان و طعم شورش را بسیار دوست می دارند و انرا بسیار پر کالری و انرژی زا می دانند و این چنین نیز هست . خاویار انواع گوناگونی دارد چون خاویار طلایی و سرخ و سیاه که البته در این میان خاویار سیاه از ازرشی قابل توجه بر خوردار است. ۵ گونه از ماهیان خاویاری ممتاز جهان نیز در این دریا میزیند که به ترتیب کیفیت عبارتند از « فیل ماهی» -«قره برون یا ماهی خاویاری ایران »- «ماهی خاویاری گلد(چالباش) یا روس»- «ماهی شیپ »-« ماهی ازون برون»، . فیل ماهی بزرگترین ماهی ابهای داخلی است که از نقطه نظر کیفیت خاویار رتبه اول را به خود اختصاص داده است نام دیگر ان بلوگا است و نمونه هایی از انها با وزنی در حدود۱۴۰۰کیلوگرم و سنی بیش از ۱۰۰ سال صید شده است .هر ۲ یا ۳ سال یک بار تخم ریزی می کند و بین ۱۴ و ۱۷ سالگی بالغ می شود و به واسطه بهترین خاویار، رتبه گرانترین ماهی و خاویار جهان را دارا ست . از قامتی معادل یک و نیم متر تا بیش از چهار متر بر خوردار است ، رکورد صید ان در ایران ۶۲۰ کیلوگرم بوده است.
همانگونه که خاویار سیاه در ایران و جنوب روسیه شناخته شده تر است، خاویار سرخ در سیبری و خاور دور طرفداران بیشتری دارد .گرچه خاویار سرخ از خاویار سیاه ارزانتر است اما طعم و ارزش غذایی آن دست کمی از خاویار سیاه ندارد. در ایران کرانه های شرقی دریای خزر بویژه سواحل بندر ترکمن( از حسنقلی تا میانکاله) مهمترین محل صید میاهیان خاویاری می باشد که به تنهایی نیمی از خاویار ایران در آنجا استحصال می شود. خاویار سرخ یا سیاه را میتوان در تمامی فروشگاههای مواد غذایی روسیه خریداری کرد. در اغذیه فروشیها چند دانه خاویار سرخ بر روی برشی از نان با یک برگ جعفری سرو میشود. البته علاقمندان واقعی خاویار، آن را سرد و با یک قاشق کوچک و بدون نان میل میکنند .طعم خاویار که ترکیبی از بوی تند ماهی و شوری نمک است، ممکن است برای بسیاری اصلاً خوشایند نباشد.
واژه خاویار واژهای فارسی و دگرگونشدهٔ واژهٔ خاگآور (به معنی تخمآور) است.
جوجه تیغی بادکنکی آتلانتیک
The harder-to-pronounce (scientific) name: Diodon hystrix
ماهی بادکنکی توانایی ویژه ای در باد کردن بدن خود با آب یا هوا دارد تا شبیه به ماهی بزرگی شود زمانی که عصبانی می شود یا احساس خطر می کند. جوجه تیغی بادکنکی آتلانتیک،بهر حال دارای یک عمل دفاعی دیگر نیز می باشد ، زمانی که بدن خود را باد می کند سطح بدن خود را با خارهای تیزی که بصورت عمود و مستقیم قرار گرفته اند می پوشاند. این عجیب نیست که این ماهی را جوجه تیغی ماهی می نامند.این ماهی می تواند تا سه فیت رشد کند. ماهی بادکنکی در جزایر مرجانی و علف های هموار بیشتر برای جستجوی غذا گشت می زند.این ماهی واقعا غذا خوردن را دوست دارد. می گویند این ماهی تا زمانی غذا می خورد که تقریبا بیهوش می شود.این ماهی خیلی خوب، برای پیدا کردن و خوردن غذا مجهز شده است.شاخک های آویزان شده از منافذ، به این ماهی در پیدا کردن غذا در زمان چریدن درکف اقیانوس کمک می کند.دندان های جلویی این ماهی شباهت زیادی به نوک پرندگان دارد که به بلند کردن غذاهای دریایی ظریف کمک می کند. بهر حال یک صدف سخت نمی تواند از یک خرچنگ یا نرم تن محافظت کند وشانس کافی درداخل دهان ماهی ندارد.صفحه استخوانی بالایی و پایینی به آسانی صدف صدفداران را می شکند.
ترجمه : الگا عظیمی
blue whale نهنگ آبی
نهنگ بزرگترین پستاندار کره زمین است که وزن آن به 100 تا 150 تن و طول آن به 25 تا 30 متر میرسد.علت نامگذاری این گونه نهنگ رنگ آبی خاکستری ویژه آن است. قلب بزرگترین نهنگ آبی که تاکنون یافت شده به بزرگی یک خودرو و طول زبان این حیوان به اندازه بدن یک فیل است و همچنین تخمین زده اند که با هوای بازدم این حیوان می توان 2000 بادبادک را باد کرد ! متوسط عمر این جانور 80 سال است و سرعت شگفت انگیز آن تا 22 کیلو متر می رسد .بزرگترین پستاندار زمین در سالهای 5 تا 10 زندگی می تواند تولید مثل می کند و هر 2 تا 3 سال یکبار بچه دار می شود دوره بارداری این حیوان 10 تا 12 ماه طول می کشد . نکته جالب این جاست که غذای اصلی بزرگترین حیوان زمین را پلانگتون ها تشکیل می دهند . موجودات ریزی که میلیون ها عدد از آن ها را می توان راحتی در سطل آبی از دریا جای داد. در تمام اقیانوس ها دیده شده در فصل سرما به سمت آبهای گرم تر مهاجرت می کنند . زمانی حدود 250 هزار نهنگ آبی در اقیانوس آبی وجود داشته امروزه تعداد آنها 1300تا 12000 است که رقم به شدت نگران کننده ای است . به علت سرعت بسیار زیاد این جانور و نیز جثه بزرگش شکار چیان قدیمی نمی توانستند آن را به دام اندازند اما متاسفانه یا اختراع تفنگ های نیزه دار و ساخته شدن کشتی های بزرگ شکار بی رویه نهنگ آبی اغاز شد و تا جایی ادامه یافت که اینک دنیا با خطر انقراض این جانور روبه رو شد . سیر تجاری نهنگ پس از سال 1365 شمسی ممنوع شد. اما فعالان می گویند از ان زمان تا کنون بیش از 20000 نهنگ صید شده که بسیاری از آنها به بهانه های علمی صورت گرفته است طرفداران محیط زیست و فعالان سازمان ملل متحد پس از تلاشهای فراوان توانسته اند موافقت نامه های را مبنی ممنوعیت صید نهنگ ها به امضاء برسانند که البته موارد مختلفی از تخلف در این زمینه دیده می شود .جالب ترین نکته ای که در مورد این حیوان مطرح است خود کشی آن هاست دانشمندان مطمئن نیستند چرا نهنگ ها خود را به ساحل می کشانند تنها سر نخ از پژوهش های گروههای طرفداراز محیط زیست بدست آمده است که معتقدند نوعی امواج صوتی نهنگ ها را به ساحل می کشاند و موجب مرگ آنها می شود به گفته دانشمندان مدارک علمی متقاعد کننده فراوانی وجود دارد که نشان می دهد امواج صوتی با شدت بالا و فرکانس متوسط نیروی دریایی کشورها(به ویژه آمریکا که از آنها برای ردیابی زیر در یایی بدون سر و صدا استفاده می کند)می تواند باعث مرگ یا صدمه دیدن نهنگها و دیگر گونه های زیست دریایی شود.
گردآورنده:محدثه صفر زاده
منطقه حفاظت شده ارس سیستان (هزار مسجد)
پستانداران گوشتخوار
منطقه هزار مسجد یکی از مناطق حفاظت شده استان خراسان رضوی با وسعتی حدود 112714هکتار با سیمای کوهستانی و صخره ای واقع در شمال شرقی مشهد که دارای تنوع فون و فلور قابل ملاحظه ای می باشد.از گونه های جانوری مهم در منطقه گرگ،قوچ و میش و پلنگ را می توان نام برد. ارس سیستان از سال 1376 به منطقه شکار ممنوع اعلام گردید و در سال 1378 به منطقه حفاظت شده ارتقاء یافت . در حال حاضر به معرفی تعدادی از پستانداران در تعقیب ، کشتن و خوردن جانوران دیگر تخصص دارند . دندانهای نیش در این پستانداران کاملا رشد کرده و دندانهای آسیا برای دریدن گوشت مناسب است.
: (pantherapardus)پلنگ
مشخصات :جثه ای بزرگ ،بدنی عضلانی ولی نرم و قابل انعطاف ،سری پهن ، گوش هایی کوچک وگرد دارد . دست و پا نسبتا کوتاه با پنجه های پهن و ناخن های تیز و بلند ،موها نرم و کوتاه ورنگ موهای پشت کرم متمایل به نارنجی ،و زیر بدن کرم متمایل به خاکستری است سطح پشت و پهلو از خال های تو خالی شبیه گل و سر و گردن ،روی دستها وپاها و زیر بدن از خال های تو پر پوشیده است.
پراکندگی : در ایران علاوه بر جنگلهای انبوه در مزارع و دشتهای وسیع ، مناطق کوهستانی و بیابانی نیز زندگی می کند. پلنگ می تواند در محیط های مختلفی زندگی کند به همین علت توانسته است بهتر از بقیه گونه های بزرگ نسل خود را حفظ نموده و پراکندگی وسیع تری داشته باشد .
تغذیه : از اکثر پستانداران بزرگ و کوچک و به خصوص پازن ،قوچ و میش ،و همچنین پرندگان ،خزندگان ،ماهی ها و حشرات تغذیه میکند ،به شکار و خوردن گوشت روباه و سگ اهلی نیز علاقه مند است.
تولید مثل :جفت گیری معمولا در اواسط زمستان صورت می گیرد . در این فصل صدای نعره پلنگ ها شنیده می شود . گاهی دیده شده که چند نر برسر یک ماده نزاع می کنند و در هر زایمان 1 تا 6 بچه متولد می شود.
:(felis chaus)گربه جنگلی
مشخصات :طول بدن به یک متر و ارتفاع شانه اش به 35 سانتیمتر می رسد.طول دم این گربه دو سوم ارتفاع بدنش است . نوک گوشهای گربه جنگلی سیاه رنگ و دارای مو های بلند است و دمش نیز کوتاه است به همین علت ممکن است از دور با سیاهگوش و کارال اشتباه می شود . اما گربه جنگلی بر خلاف دو گربه دیگر دست و پاهایی راه راه و دمی با حلقه های تیره رنگ دارد.
پراکندگی :این گربه در جنگل و بیشه زار به سر می برد در شمال ایران در جنگلهای کهنسال خزر و بوته زارهای کنار در یاچه ها و رود خانه ها زندگی میکند.در سیستان در نیزارهای انبوه نیز دیده شده است .
تغذیه:خوراک گربه جنگلی متنوع است . در ایران از پرندگان ،پستانداران کوچک ،مردار و گیاهان به ترتیب ارجحیت تغذیه می کند.
:(felis manul)گربه پالاس
مشخصات:گربه ایست با جثه متوسط و طول کلی بدنش به حدود 85 سانتیمتر می رسد. گوشهایش خوابیده و فاصله آنها از یکدیگر زیاد است در گونه اش دو نوار تیره و در روی پیشانی خالهای مشخصی دارد.
پراندگی : در شمال شرق و نواحی شرقی ایران یعنی در همان مناطقی که جرد بزرگ وجود دارد،زندگی می کند.
تغذیه:مهمترین منبع تغذیه این گربه پستانداران کوچک و همچنین جرد بزرگ می باشد.
گرگ (canis lupus) : 
مشخصات:گرگ از اجداد سگ اهلی و شباهت زیادی به سگهای گرگی دارد بااین تفاوت که گرگ ها موهای بلندی در قسمت پشت گونه های صورت ،گردنی کلفت تر و کوتاهتر ،سر پهن تر ، چشمان مورب و گوشهای کوتاهتری دارند . نوک گوش ها مانند سگ تیز نیست و غالبا آنها راسیخ نگه می دارد. دم قدری افتاده و صاف است. رنگ بدن نسبتا یکنواخت است.در ایران رنگ گرگ ها معمولا خاکستری با سایه های سیاه رنگ است.گرگها به اندازه های متفاوت دیده می شوند گرگهای شمال ایران از گرگهای جنوب بزرگترند . وزن نرها ی آنها گاهی به بیش از 70 کیلو گرم میرسد طول کلی بدن گرگ حدود 170 سانتیمتر است که یک سوم آن را دم تشکیل می دهد.پاهای گرگها ی ایرانی بطور کلی کمرنگ بوده و پشت بدن آنها تیره است .
پراکندگی :گرگها در ایران در منطقه وسیعی پراکنده اند به طوریکه در همه استانها از مناطق جنگلی شمال تا سواحل دریای جنوب از کویر تا کوهای بلندوجود دارند.
تغذیه:گرگها علاوه بر پستانداران بزرگ مثل قوچهای وحشی ازجانوران کوچک مانند جوندگان، قورباغه ها نیز تغذیه می کند.
تولید مثل :جفتگیری در فصل زمستان انجام می گیرد ،نر و ماده می توانند با سگ و شغال جفتگیری و بچه دار شوند. پس از دو ماه 2 تا10 بچه می زاید.
:(vulpesvulpes)روباه معمولی
مشخصات:روباه معمولی در ایران به رنگ قرمز خیلی تیره و همچنین گاهی سفید دیده می شوند البته روباه معمولی در هر رنگی که باشد می توان آن را از پشت گوش سیاه و نوک دم سفیدش تشخیص داد.طول کلی بدن روباه بالغ حدود یک متر است.
پراکندگی:در سراسر ایران ،از سطح دریا تا ارتفاع بیش از 3500 متر زندگی می کند .در منطقه ارس سیستان نیز به وفور مشاهده شده است.
تغذیه : خوراک روباه معمولی از انواع مواد گیاهی و حیوانی تشکیل شده است. از جوندگان نیز به تعداد زیاد تغذیه می کند ولی میوه و مردار و آشغال نیز می خورد.
اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان
بخش محیط طبیعی_قاسم پور
آترواسکلروزیس Atherosclerosis
آترواسکلروزیس بیماری است که در آن تکه هایی از مواد چربی (آترومس یا پلاکهای آترواسکلروتیک) در دیواره رگهای متوسط و بزرگ رشد کرده منجر به کاهش یا توقف جریان خون می شود.
آترواسکلروزیس می تواند بررگهای متوسط و بزرگ مغز، قلب، کبد، و سایر اندام های حیاتی، و پاها تاثیر بگذارد. آترواسکلروزیس مهمترین و شایع ترین نوع بیماری از عارضه آرتریواسکلروز، (واژه ای عمومی برای چندین بیماری که در آنها دیواره رگها ضخیم تر شده و الاستیسیته آنها کاهش میابد) می باشد.درباره علت گسترش آترواسکلروزیس دو فرضیه عمده وجود دارد: میزان بالای کلسترول خون که به آستر رگها آسیب می رساند، و سبب یک واکنش فساد شده و کلسترول و سایر چربی ها را قادر می سازد تا در آنجا تجمع یابند؛ و یا آنکه، آسیب به دیواره رگها می تواند طی مکانیسمهای گوناگون درگیر در سیستم ایمنی و یا طی تنظیم سمیت رخ دهـد. در هر دو مورد تغییراتی وجود دارد که می تواند منجر به تشکیل آترومس شود. دو تئوری احتمالاً با یکدیگر مرتبط بوده و متقابلاً مردود کننده یکدیگر نمی باشند.همچنین به نظر میرسد که آترواسکلروز مسئول ایجاد تورم نیز باشد؛ زیرا گلبول های سفید خاصی، (لمفوسیتها، مونوسیتها، و ماکروفاژها)، در سراسر فرایندهای توسعه آترواسکلروز حضور دارند. معمولا ً، این سلول ها تنها در هنگامی که التهاب رو به توسعه باشد تجمع می کنند. آترواسکلروز هنگامی آغاز می شود که گلبول های سفید فعال از جریان خون خارج شده، و به داخل دیواره یکی از رگها نفوذ کنند. آنها به فوم سل ها تبدیل شده، که کلسترول و سایر چربی را دربر گرفته،نگاه می دارند. در این لحظه فوم سل های حامل چربی در آنجا انـباشته می شوند. آنها رسوبهایی تکه تکه (آترومس) را در آستردیواره رگها تشکیل می دهند و در آنجا سبب ضخیم شدگی می شوند. عفونت نیز می توانند در ایجاد آترواسکلروز نقش داشته باشند. عفونت می تواند ناشی از باکتری (کلامیدیا پنومونیا که می تواند سبب پنومونی شود، یا هلیکوباکتر پایلورکه می تواند باعث زخم معده شود)، یا یک ویروس (هنوز شناسایی نشده است) باشد. عفونت می تواند به آستر دیواره رگها آسیب رسانده و شروع آترواسکلروز را ممکن سازد.
آترومس می تواند در سراسر طول رگهای متوسط و بزرگ پراکنده شود، اما آنها معمولا ً در جاهایی که رگها انشعاب می یابند تشکیل می شوند، و احتمالا ً دلیلش آن است که یک جریان خون آشفته همیشگی در این مناطق به دیواره رگها آسیب رسانیده ، این نواحی را جهت تشکیل آتروما مستعدتر می سازد.
آترواسکلروزیس چگونه بوجود می آید؟
دیواره یک رگ از لایه های متعددی تشکیل شده است. آستر یا لایه داخلی (اندوتلیوم) که معمولا ً صاف و یکنواخت می باشد. آترواسکلروزیس معمولا ً هنگامی ایجاد می شود که این آستر آسیب دیده و معیوب شده باشد. سپـس گلبول های سفید ویژه ای فعال شده از جریان خون خارج می شوند و از آستر گذشته و به درون دیواره رگ وارد می شوند. آنها در پشت آستر تبدیل به سلول هایی به نام فوم سل می شوند که تکه های چربی و بخصوص کلسترول را دربر می گیرند. در این لحظه سلول های ماهیچه ای صاف از لایه میانی خارج شده به درون آستـر دیواره می روند و در آنجا تکثیر می شوند. همچنین، همان گونه که بقایای سلول، بلورهای کلسترول، و کلـسـیـم می توانند در آنجا تجمع یابند مواد بافت پیوندی و ارتجاعی نیز در آنجا انباشته می شوند. این توده از سلول های انباشته از چربی، سلول های ماهیچه ای صاف، و سایر مواد یک رسوب ناهمگن به نام آتروما یا پلاک آترواسکلروتیک را تشکیل می دهد. همان طور که آنها رشد می کنند، آترومس دیواره عروق را ضخیم ساخته و متورم می سازد و کانال رگ را مسدود می سازد. آنها می توانند یک رگ را تنگ یا مسدود ساخته، و جریان خون را کم یا متوقف سازند.
رگها تحت تاثیر آترواسکلروزیس قرار می گیرند و الاستیسیته خود را از دست می دهند و این می تواند موجب افزایش فشار خون گردد. همان طور که آترومس افزایش می یابد، درون (مجرای) رگها تـنگ می شود. با گذشت زمان کلسیم در آترومس انباشته می شود که (آتروما) می تواند شکننده شده و شکافته شود. خون ممکن وارد آترومای شکافته شده شود و رگ را تنگ تر کند. یک آترومای شکاف برداشته می تواند محتویات چربی خود را به درون جریان خون پراکنده کند. این توده چربی (چربی که سد جریان خون شده است) می تواند از طریق جریان خون جا به جا شده و در هر نقطه دیگری از بدن یک رگ را مسدود سازد. شکاف یک آتروما اغلب موجب تشکیل یک لخته خون می شود که علت اصلی حمله قلبی یا سکته می باشد. لخته خون می تواند سبب تنگی یا انسداد رگ شود، یا روانه شود و (تبدیل به یک مسدودکننده رگ شود)، از طریق جریان خون جا به جا شود، و جریان های فرعی دیگری را ببندد.
عوامل خطرساز
عوامل خطرساز برای آترواسکلروزیس شامل سیگار کشیدن، میزان بالای کلسترول خون، فشار خون بالا، دیابت، چاقی مفرط، عدم فعالیت فیزیکی، و میزان بالای آمینو اسید هوموسیستئین در خون می باشد. این عوامل خطرساز اغلب می توانند تعدیل شوند. عوامل خطرساز غیر قابل تعدیل، شامل داشتن سابقه پیشین بیماری آترواسکلروز در خانـواده (که رابطه تنگاتنگی با ایجاد بـیـماری در سـنـیـن جوانی دارد)، رسـیـدن به سـنـیـن بالا، و جنـس مذکـر می باشد. خطر ابتلاء مردان بیشتر می باشد، هرچند احتمال مرگ زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر بیشتر از خطر مرگ مردان مبتلا به آن می باشد.
سیگارکشیدن: یکی از مهمترین ریسک فاکتورهای قابل کنترل سیگار کشیدن می باشد. خطر ایجاد بیماری عروق کرونر در یک فرد سیگاری مسقیما ً در ارتباط با تعداد سیگارهایی است که روزانه استعمال می شود. استعمال دخانیات بویژه برای افرادی که پیش از این خطر ابتلا به بیماری قلبی در آنها بالا بوده است، فوق العاده خطرناک می باشد.سیگار سطح لیپوپروتئین پرچگالی، کلسترول (HDL)، یعنی کلسترول "خوب" را کاهش و سطح لیپوپروتئین کم چگالی، کلسترول (LDL)، یعنی کلسترول "بد" را افزایش می دهد. سیگار کشیدن سطح کربن منوکسید خون را افزایش می دهد که می تواند خطر آسیب دیدگی آستر دیواره رگ را افزایش دهد. سیگار کشیدن به زودی سبب تنگ و منقبض گردیدن رگها بوسیله آترواسکلروز، و کاهش هرچه بیشتر رسانش خون به بافتها می شود. در مجموع سیگار کشیدن موجب افزایش تمایل خون به تشکیل لخته (بوسیله تشکیل توده چسبنده پلاکتها)، و لذا افزایش خطر ایجاد بیماری عروق فرعی (آترواسکلروزیس بر سایر عروق، به غیر از عروق تامین کننده قلب و مغزنیز موثر است)، بیماری های عروق کرونر قلبی، سکته مغزی، و انسداد عروقی محل یک رگ پیوندی استقرار یافته در طول یک عمل بایـپس (قرار دادن یک رگ جایگزین به جای یک رگ از کار افتاده)، خواهد شد. میزان خطر ابتلاء در افرادی که سیگار کشیدن را ترک می کنند، بدون در نظر گرفتن طول زمانی که قبلا ً سیگار می کشیده اند، تنها نصف میزان این خطر در افرادی است که به سیگار کشیدن ادامه می دهند. متارکه سیگار همچنین میزان خطر مرگ پس از عمل بایپس عروق کرونر یا حمله قلبی یا خطر بیماری و مرگ در افراد مبتلا به بیماری عروق فرعی را کاهش می دهد. فواید ترک سیگار بلافاصله پس از شروع آغاز شده و با گذشت زمان فزونی می یابد.
میزان بالای کلسترول: میزان بالای کلسترول از سایر عوامل مهم قابل کنترل می باشد. کاهش میزان بالای کلسترول به وسیله مصرف اِسـتاتـیـن بوضوح می تواند خطر حمله قلبی، سکته مغزی، و مرگ را کاهش دهد. بسیاری از ریسک فاکتورها برای میزان بالای کلسترول برای آترواسکلروزیس نیز خطر ساز می باشند. این عوامل عبارتند از: سیگار کشیدن، دیابت، چاقی مفرط، عدم تحرک فیزیکی. یک رژیم غذایی پر چربی می تواند سبب افزایش سطح کلسترول در افراد مستعد گردد. میزان کلسترول با افزایش سن فزونی می یابد، و در مردان به طور طبیعی بیشتراز زنان می باشد، هرچند در زنان پس سن یائسگی افزایش می یابد. با وجود این همه کلسترول ها موجب افزایش خطر ابتلا به آترواسکلروز نمی شود. کلسترول میزان بالای تری گلیسرید اغلب با میزان کم کلسترول HDL مرتبط می باشد. در هر حال شواهد حاکی از آن است که میزان بالای تری گلیسرید نیز به تنهایی باعث افزایش شانس ابتلا به آترواسکلروزیس می شود.
همچنین تعدادی از اختلالات موروثی منجر به افزایش سطح کلسترول و سایرچربی ها نیز شانس ابتلا به آترواسکلروزیس را افزایش می دهد. به عنوان مثال، هایپرکلسترولمی موروثی که نهایتا ً منجر به افزایش سطح کلسترول می شود، ابتدا باعث تشکیل آترومس در عرق کرونر قلب می شود. افرادی که این بیماری را دارند در سنین اوایه فوت می کنند.
فشار خون بالا: فشار خون بالای دیاستولی یا سیستولی کنترل ناپذیر یک عامل خطر برای حمله قلبی و سکته هایی می باشد که بواسطه آترواسکلروز ایجاد می شوند.
دیابت قندی: افرادی دارای دیابت نوع I (IDDM) می باشند، تمایل به ابتلاء به آترواسکروزیس رگهای کوچک، نظیر رگهای درون چشم وکلیه، می باشند. تعدادی از افراد مبتلا به دیابت نوع I و بیشتر افراد دارای دیابت نوع II هستند تمایل به ایجاد آترواسکلروزیس در رگهای بزرگ دارند. این افراد همچنین خیلی بیشتر از کسانی که مبتلا به دیابت نیستند، مستعد ابتلا به آترواسکلروزیس در سنین ابتدایی می باشند. خطر ابتلا به آترواسکلروزیس در افراد مبتلا به دیابت، بخصوص در زنان دو تا شش برابر بیشتر است. زنان مبتلا به دیابت، بر خلاف آنهایی که دیابت ندارند، قبل از سن یائسگی از خطر ابتلا به آترواسکلروزیس مصون نمی باشند.
چاقی مفرط: چاقی، بویژه چاقی شکمی (تنه ای)، خطر بیماری عروق کرونر (آترواسکلروزیس عروقی که بر تأمین خون قلب تأثیر گذار می باشد)، را افزایش می دهد. چاقی شکمی شانس سایر ریسک فاکتور های آترواسکلروزنظیر فشار خون بالا، دیابت نوع II، و میزان بالای کلسترول را افرایش می دهد. کاهش وزن در کاهش همه این ناهنجاری ها کمکی مؤثر می باشد.
عدم تحرک فیزيکی: به نظر می رسد عدم فعالیت فیزیکی خطر ایجاد بیماری عروق کرونری را افزایش می دهد، شواهد بسیاری حاکی از آن می باشد که فعالیت منـظم ورزشـی این خطر را کاهـش می دهـد. ورزش هـمچنـیـن می تواند با کاهش فشار خون و میزان کلسترول و با کمک به کاهش وزن به کاهش این دسته از عوامل خطرساز برای آترواسکلروزیس کمک کند.
میزان بالای هوموسیستئین خون (هوموسیستئینمی): میزان بالای هوموسیستئین (یک آمینواسید) در خون می تواند مستقیما ً به آستر رگها آسیب برساند، و تشکیل آترومس را محتمل تر سازد. میزان بالای هوموسیستئین همچنین می تواند تشکیل لخته های خون را گسترش دهد. میزان هوموسیستئین همراه با افزایش سن، بویژه پس از یائسگی فزونی می یابد. سطح بالای هوموسیستئین در خون می نواند ناشی از بیماری هوموسـیـسـتـیـنـوریا (یک بیماری موروثی که سبب دفع بیش از حد هوموسیستئین در ادرار می شود)، باشد. افرادی که این بیماری را دارند، اغلب در سنین جوانی، به آترواسکـلروزیسی در مقیاس وســیع دچار می شـونـد. آترومس در بسـیاری از عروق تشکیل می شود، اما نه ابتدا در عروق کرونری، که قلب را تأ مین می کنند. اگر هوموسیستئینمی ناشی از عارضه ای به غیر از هوموسیستینوریای موروثی باشد، خطر بیماری آترواسکلروزیس عروق قلبی (و به همان میزان عروق مغز و رگهای محیطی)، افزایش خواهد یافت. شرایطی که می تواند منجر به افزایش هوموسیستئین خون شود عبارتند از: کمبود فولیک اسید یا ویتامین B 6 یا B 12، نارسایی کلیوی، برخی سرطان ها (نظیر سرطان سینه)، پسوریازیس، سیگار کشیدن بیش از حد، و استفاده از برخی داروها.
علائم
معمولا ً آترواسکلروزیس تا زمانی که بیش از 70% فضای داخل رگ را نگیرد علائمی ایجاد نمی کند. علائم وابسته به محل ایجاد تنگی یا انسداد عروق می باشند که می تواند در هر نقطه ای از بدن رخ دهد. اگر رگهای تأمین کننده قلب (عروق کرونر) تنگ شده باشد، درد قفسه سینه (درد موضعی شدید) ایجاد می شود؛ و اگر این رگها مسدود شده باشد حمله قلبی رخ می دهد. همچنین ممکن است ریتم قلب غیر عادی شده و نارسایی قلبی حاصل گردد. انسداد عروق تغذیه کننده مغز (شاهرگ ها) میتواند ایجاد سکته کند. انسداد رگهای پاها میتواند ایجاد گرفتگی شدید عضلانی (لنگی متناوب) نماید. در افراد دارای سن بالاتر از 55 سال، رگهای تأمین کننده یک یا هر دو کلیه ها می تواند تنگ یا مسدود گشته، گاهی اوقات سبب نارسایی کلیوی یا فشار خون بالای خطرناکی میشود(فشار خون بالای زیان آور).
علائم از آن جهت روی می دهند که همان طور که آترواسکلروزیس یک رگ را تنگ وتنگ تر می کند، بافت های تأمین شونده توسط آن رگ خون و اکسـیـژن کافی دریافت نمی کنـنـد. اولـیـن عـلامت تـنگی یک رگ می تواند درد یا گرفتگی در لحظه ای باشد که جریان خون دیگر نمی تواند به خوبی پاسخگوی نیاز بافت به اکسیژن باشد. به عنوان مثال در طول ورزش، شخص ممکن است بدليل نرسیدن اکسیژن کافی به قلب دچار درد قفسه سینه شود؛ و یا هنگام راه رفتن شخص ممکن است بدلیل نرسیدن اکسیژن کافی به پا دچار گرفتگی عضله پا شود.
همان طور که آتروما به آرامی یک رگ را تنگ می کند علائم رفته رفته به طورمرموزی توسعه می یابند. به هـر حال گاهی اوقات علائم اولیه به طور ناگهانی بروزمی کنند، زیرا انسداد به طور ناگهانی رخ می دهد؛ به عنوان مثال، هنگامی که یک لخته خون در یک رگ تنگ شده بوسیله آتروما گیر کند، سبب حمله قلبی یا سکته می شود.
پیشگیری و درمان
برای کمک به پیش گیری از ایجاد آترواسکلروز شخص باید از علائم خطر ساز قابل کنترل نظیر سیگار کشیدن، کلسترول بالای خون، فشار خون بالا، چاقی مفرط، و عدم فعالیت فیزیکی پرهیز کند. لذا بر اساس این عوامل خطر سازفردی، پیش گیری می تواند شامل ترک سیگار، کاهش کلسترول، کاهش فشار خون، کاهش وزن، و شروع یک برنامه ورزشی باشد.هنگامی که آترواسکلروز به حدی رسد که مشکل ساز گردد، خود عوارض باید درمان شوند. این عوارض شامل آنژین، حمله قلبی، ریتم غیر عادی قلب، نارسایی قلبی، نارسایی کلیوی، گرفتگی پاها، و فشار خون بسیار بالا می باشد.
آدرس اینترنتی... www.merck.com
تهیه کننده :محمد امین انصاری

ریگِ جن
ریگ جن ناحیه ی وسیعی از تپه های شنی و با تلاق های نمک می باشد که در دل دشت کویر قرار گرفته است . این ناحیه که جز صعب العبور ترین نواحی جهان است، در قدیم کاروان ها و مسافر ان کویری هیچگاه از آن عبور نمی کردند و اکنون نیز هیچ راه و یا روستای کوچکی در آن وجود ندارد و به غیر از محققان که بسیار انگشت شمار می باشند کسی از آن عبور نکرده است . پیشینیان ما این سرزمین را نفرین شده و پایگاه ارواح پلید و شیاطین می دانستند ، امروزه نیز اکثر شهر و روستاهای اطراف آن این عقیده را دارند و داستان ها و باور هایی برایش ساخته اند ،چرا که از قدیم می گفتند هر که وارد این این سرزمین شود، زنده نخواهد ماند و یا نا پدید می شود؛شاید کسانی که وارد این ناحیه میشوند یا درون باتلاق های نمکی گرفتار می گردیدند یا براثر تشنگی و ضعف کشته می شدند.
تا کنون افراد متعددی توانسته اند از این ریگ عبور کنند. "اسون هیدن"کویرنورد معروف در سفر خود در سال 1900 به ایران از سفر به این ناحیه اجتناب کرد. "آلفرنس گابریل" توانست در سال 1930 از عرض آن عبور کند . آقای علی پارسا، فارغ التحصیل علوم رایانه از دانشگاه صنعتی شریف همراه با گروهش توانست از طول آن چند بار عبور کند. هر چند که سفر های افراد نامبرده و عده ی دیگر از نظر علمی دستاورد های قابل توجهی را به همراه داشته و همینطور تا حدی خرافات و ابهامات که درباره ی این ناحیه وجود داشت را برطرف کرد،ولی هنوز بسیاری از اسرار علمی این سرزمین در انتظار مسافران طالب علم می باشد .
- موقعیت جغرافیایی
ریگ جن در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه ی حفاظت شده کویر ، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است و وسعت آن معادل 3800 کیلومتر مربع است. در حاشیه ی شمالی آن کوه گوگردی ، در حاشیه ی شرقی آن جاده ی دامغان به جندق و شهرستان جندق قرار گرفته است. در قسمت شمالی آن رودخانه ورگی از ارتفاعات کوه گوگردی سر چشمه می گیرد و در جهت شمال غربی-جنوب شرقی وارد ریگ جن می شود. کوه ملا هادی در حاشیه ی جنوبی این ریگ قرار گرفته است.
- زمین شناسی
توده های عظیمی از تپه ها ی ماسه ای فعال و فاقد پوشش گیاهی را که منطقه ی وسیعی را می پوشاند ارگ (Erg) می نامند که در زبان عربی به آن"عرق" می گویند و در فارسی به ماسه زار یا "ریگ" معروف است. زیر بنای ریگ جن یک دشت فرسایش یافته است که در حال حاضر تپه های ماسع ای برخان و تپه های ماسه ای هرمی (قورد) آن را اشغال کرده است. تمام ریگ جن دارای رسوبات نمکی فراوان می باشد که عمده ی رسوبات و مواد فرسایشی آن از دامنه های فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.
- تنوع زیستی
ناحیه ی وسیعی از ریگ جن فاقد پوشش گیاهی و پراکندگی جانوری است،هنوز از وضعیت پوشش گیاهی و حیات وحش این منطقه اطلاعی در دست نیست. ولی در حواشی آن یعنی هموار سینه کوه در دهانه ی چاه گرگ و دهانه ی ظلمات وهمین طور دامنه های کافرکوه وجود جبیر و گور ایرانی گزارش شده است. در حاشیه ی شمالی دامنه ی کوه ملا هادی چند نمونه آگاهای سروزغی مشاهده شده است و همین طور در حاشیه ی آن از راه جندق چند نمونه عقرب صید گردیده است.
- منبع: مقاله ی ریگ جن (گردش علمی در ایران )/ مرتضی جوهری/ اطلاعات علمی /سال بیستم/ شماره 8/ پی در پی 321/ خرداد85
- تهیه کننده: شیما ترحّمی
جزیره قشم
موقعیت جغرافیایی:
جزیره قشم از توابع استان هرمزگان که یکی از بزرگترین جزایر خلیج فارس است، دارای آب و هوای گرم و خشک ساحلی میباشد. طول جزیره 115 کیلومتروعرض آن از 10کیلومتر تا 35 کیلومترووسعت تقریبی آن1600 مترمربع است ، اکثر نواحی آن کوهستانی ومرتفعترین نقطه ی آن قله ی کوه بوخو با ارتفاع 397 مترمیباشد. جزیره ی قشم در جنوب غربی بندر عباس ودر نزدیکی تنگه ی هرمز واقع شده است، جزایر اطراف آن عبارتند از: جزیره ی هرمزدر شمال شرقی ، جزیره ی لارک در شرق ، جزیره ی هنگام در جنوب و جزایر تنب بزرگ وتنب کوچک در جنوب غربی. مرکز شهرستان قشم بندر قشم بوده که به بندر عباس نزدیک است ودیگر شهر های آن بندر سوزا ، بندر لافت ، باسعید وشیخ حسن میباشند.
زمین شناسی:
در ادامه ی چین خوردگیهای زاگرس (حرکات کوهزایی و خشکی زایی زاگرس در دوران سوم زمین شناسی ((ترشیاری)) به صورت چینهای طاقدیس و ناودیس در کف خلیج فارس ، بر آمدگی های طاقدیسی مرتفع باعث به وجود آمدن جزایر متعددی از جمله جزیره ی قشم در نزدیکی سواحل ایران شده اند. بیشتر سواحل قشم از نوع صخره ای ، ظاهری خشن و دارای شیب تند یا نسبتا تند هستند ، اغلب این سواحل پرتگاهی نقش دریا بار های زنده و فعال را دارند ، رسوبهای ساحلی از نوع کنگلومراوقلوه سنگ است که در حاشیه ی دریابارها قابل مشاهده هستند. در جزیره ی قشم گنبد های نمکی نیز به چشم میخورد.
تنوع گیاهی:
در قسمت وسیعی از خط ساحلی جزیره جنگلهای مانگرو دیده میشوند ، بین جزیره قشم وسواحل جنوب کشور(حوالی بندر خمیر) که منطقه ی حفاظت شده ی حرا نامیده میشود این جنگل ها فراوان هستند، جنگلهای مانگرو ترکیبی از چند گونه ی گیاهی است که بر روی سواحل گلی رشد میکنند ، مهمترین گونه ی آن درختان حرا هستند که در نواحی جزرومد دریا انتشار دارند. در نواحی تپه ماهوری ساحلی جزیره نیز خلنگ زارهای خشکی پسند به صورت پراکنده وجود دارد. درختانی نظیر لول ، پرخ،کرت (در زبان محلی) و...را در اغلب نواحی جزیره میتوان مشاهده کرد. درخت بیدار نیز در اطراف منازل و باغها (غیر بومی) کاشته میشود.
تنوع جانوری:
گونه های جانوری که در جزیره زندگی میکنند متنوع هستند و خاص نواحی گرمسیری میباشند. حدود 4یا5 گونه عقرب شامل عقرب زرد ، عقرب سیاه وعقرب حفار در جزیره یافت میشوند که 3 گونه از آنها بسیار خطرناک هستند. حشرات متنوعی را میتوان در جزیره یافت. در سواحل ماهیهای خوراکی و تزئینی به فراوانی دیده میشوند.خزندگان جزیره شامل سوسمارهایی از نوع جکو،مار جعفری ،کبرای بیابانی ،پله مار، طلحه مار، مار قیطانی و... پرندگان شامل اگرت ساحلی ، خوتکا ، انواع حواصیل ، کشیم گردن سیاه و.. .پستانداران شامل جوجه تیغی ، خفاش ، جربیل ، موش سیاه ، تشی ، خرگوش ، روباه ، جبیر و در آبهای عمیق حاشیه ی جزیره انواع نهنگ و دلفین را میتوان دید.
گردش علمی در ایران (جزیره قشم) /اطلاعات علمی/ سال بیستم/ شماره ی پی در پی 320/ ماهنامه اردیبهشت1385/
تهیه کنندگان : شیما ترحمی _ نوشین عبداله پور

جمع آوری و نگهداری حشرات
جمعآوری، نگهداری و كار با نمونه
هر متخصص حشره شناسی ، در حين انجام تحقيقات صحرايی مجبور به صيد كردن نمونهها و كار با آنهاست. اين كار معمولاً شامل جمعآوری و نگهداری نمونهها با روشهای خاصی است كه عمدتاً، و گاهی اوقات تنها روشهايی هستند كه برای مطالعه گروه خاصی از بندپايان به كار می روند. اين روشها برای گروههای مختلف حشرات و همچنين در نقاط مختلف، متفاوت هستند. بنابراين ، در ذيل به شرح برخی از نكات اساسی در اين مورد می پردازيم.
اصول جمعآوری نمونه و كار با آن
لوازم جمعآوری
اين وسايل از ساده ترين ابزار، از قبيل توری های حشرهشناسی و لولههای صيد ، تا تله های بسيار تخصصی كه برای اهداف خاصی به كار می رود ، متفاوتند. نمونهگيری عبارتست از جمعآوری نمونهها با يك روش استاندارد به منظور انجام مطالعه كمّی ، كه در آن می توان از ابزار بسيار متفاوتی استفاده نمود. انواع مختلف تلهها برای صيد حشرات به منظور انجام تحقيقات خاص به كار رفتهاند. برخی از آنها حشرات را به صورت انفرادی و از طريق مكانيكی به دام می اندازند )مثل تلههای مكنده) ، در حاليكه سايرين با استفاده از مواد جلب كننده از قبيل نور، دی اكسيدكربن و يا بوی بدن ميزبان آنها را صيد می كنند.
توری های حشرهشناسی دستی معمولاً شامل يك كيسه ساخته شده از توری های دارای سوراخ های ريز هستند كه به دور يك قاب دايرهای متصل گرديده است. اين قاب از جنس آلومينيوم بوده و طوری طراحی شده كه می توان در موقع عدم استفاده ، آن را از هم جدا نمود. هدف صيد ، مشخص كننده نوع مناسب توری است. در مورد پشه ها، كار با كيسههای توری سفيد راحت تر است ، در حالی كه برای جمعآوری پروانهها توری سياه طرفدار بيشتری دارد.
وسيله جمعآوری مهم ديگر آسپيراتور است. اين وسيله انواع مختلفی دارد. آسپيراتورها وسايل ساده، ولی مؤثری هستند كه حشرات كوچك را از طريق مكيدن به داخل ، صيد می كنند. عمل مكش هوا هم توسط دهان فرد جمعآوری كننده و هم با وسايل حبابی شكل پلاستيكی صورت می گيرد. در برخی موارد هم فَنهای كوچكی كه با نيروی باتری كار می كنند ، اين عمل را به عهده دارند. سادهترين نوع آسپيراتور، يك لوله شيشهای يا پلاستيكی شفاف به طول حدود 25 سانتيمتر است كه يك توری بر روی يك انتهای آن قرار گرفته و بر روی توری يك لوله بلند قابل انعطاف متصل شده است. انتهای ديگر لوله پلاستيكی قابل انعطاف در دهان فرد جمعآوری كننده قرار می گيرد و با عمل مكش هوا، حشرات را می توان به سادگی درون لوله شيشهای كشيد.

حشرات كوچك مثل پشهخاكی ها و ميدجهای Culocoides را می توان از طريق الكتريسيته ساكن كه در لولههای پلاستيكی ايجاد می شود، به آنها چسباند و جمعآوری نمود؛ به ويژه اين كار را می توان با لولههای ساخته شده از جنس پلی استيلن شفاف به خوبی انجام داد.
كشتن و نگهداری نمونهها
مهمترين نكتهای كه بايد در حين كشتن و نگهداری نمونه مد نظر داشت ، ويژگی هايی است كه برای تشخيص آن به كار می روند. عدم توجه به اين نكته در هر يك از مراحل اوليه می تواند تعداد زيادی از نمونههايی را كه به دقت جمعآوری شدهاند ، غير قابل استفاده سازد. به عنوان مثال ، پشهها نبايد در مايعات نگهداری شوند و يا توسط آنها جمعآوری گردند؛ زيرا فلسهايی را كه بدن و بالهايشان را پوشانده از دست خواهند داد و اين كار، تشخيص آنها را تقريباً غير ممكن می سازد. همچنين كيفيت نمونه در بسياری از حشرات و ساير بندپايان در صورتی كه گذاشته شوند تا بميرند ، پايين خواهد آمد. برای شناسايی يا ذخيره طولانی مدت به صورت نمونههای مورد استفاده در شناسايی ساير نمونهها ( نمونههای مرجع ) ، بايد آنها را از طريق تماس دادن با يكی از تركيبات كشنده استاندارد ، كشت. اين مواد شامل استات اتيلن ، اتر، تتراكلرواتان و كلروفرم هستند كه می توان آنها را روی يك تكه پنبه ريخت و پنبه آغشته را به همراه نمونه در يك بطری يا لوله شيشهای گذاشت. حشرات را می توان از طريق سرما دادن ( فريز كردن ) نيز كشت ( اگر چنين امكاناتی در شرايط صحرايی وجود داشته باشد ). راه ديگر برای كشتن نمونهها، استفاده از گرمای شديد نور آفتاب است. لاروها را می توان با انداختن در الكل كشت. افراد بالغ بندپايان كوچك را نيز می توان در الكل يا به صورت مونته در لام نگهداری نمود. لاروهای بزرگ دوبالان ( مثل لارو مگسهای موسيده يا كاليفوريده) را به خوبی در آب جوش می توان كشت. نمونهها در آب جوش شكل خود را حفظ می كنند و چروكيده نمی شوند. بخار حاصل از مايعات كشنده بر روی ديوارههای بطریها و لولههای مرگ، به ويژه در شرايط گرم نواحی گرمسيری، باقی می ماند و رعايت اين نكته مهم است كه نمونهها به محض مردن بايد برای سوزن زدن از شيشه مرگ خارج شوند. نمونهها بايد بلافاصله پس از مرگ ، اندازه گيری و سوزن زده شوند و يا به روش ديگری ذخيره گردند تا از چروكيده و يا شكننده شدن زياد آنها جلوگيری به عمل آيد. اين عمل به ويژه در مورد هر نمونهای كه در معرض كلروفرم قرار گرفته، بايد انجام شود؛ چون اين ماده كشنده به سرعت بدن حشرات را سفت و شكننده می سازد.
سه روش اساسی نگهداری كه به صورت عمومی مورد استفادهاند ، عبارتند از: خشك ، غوطه ور در مايع و مونته در لام.
مراقبت از كلكسيونهای حاوی حشرات سوزن زده شده در برابر آفات و قارچها، به ويژه در نواحی گرمسيری ممكن است كار مشكلی باشد. برای اين كار بايد مراحلی طی شود كه اولين آنها مطمئن شدن از نگهداری نمونهها در جعبههايی است كه تا حد امكان در برابر نفوذ هوا عايق باشند. بدين منظور جعبههای مخصوصی ساخته شدهاند كه توصيه می كنيم از آنها استفاده گردد. كيپ بودن درب اين جعبهها، مانع از ورود آفات به داخل جعبه و از بين رفتن نمونهها می شود. آغشتن جعبه با قارچ كش (مثل مرتيولات) معمولاً برای جلوگيری از كپك زدن نمونه كافی است، اما برای حفاظت بيشتر در مكانهای به شدت نمور و مرطوب، هر جعبه نگهداری را می توان به صورت محكم و كاملاً عايق، در يك جعبه پلاستيكی حاوی مقداری سيليكاژل پيچيد. يك حشره كش ( از قبيل ديكلرووس) كه در جعبهای در داخل يك بلوك پلاستيكی كه در قسمتی از جعبه ثابت شده، پاشيده می شود؛ می تواند بسيار مؤثر باشد. اما اين كار بايد به صورت مرتب تكرار گردد.
اطلاعات مربوط به نمونه
نمونههای فاقد برچسب ارزشی ندارند. بنابراين هر نمونه بايد دارای برچسبهايی كه اطلاعات مربوط به محل و زمان صيد نمونه در آن درج شده، باشد.
اطلاعات جغرافيايی ، بايد شامل كشور، بخش كشور ( استان، ناحيه يا شهرستان )، جهتيابی با ذكر خصوصياتی از قبيل نام روستا، رودخانه، ارتفاع محل و … باشد.
اطلاعات برچسب بايد ارائه كننده تاريخ صيد بر حسب روز، و همراه نمونه باشند. يعنی به سوزنی كه نمونه خشك مونته شده به آن متصل است ، الصاق گردند؛ يا در زير ويالها ( در مورد نمونههايی كه به صورت مايع نگهداری می شوند) قرار گيرند و اگر نمونهها به صورت لام ميكروسكوپی مونته شده باشند ، به لامها چسبانده می شوند.
ارسال نمونهها از طريق پست
در صورتی كه برای تشخيص نمونه نياز به يك متخصص باشد ، و يا برای ساير مقاصد ، از قبيل ارسال نمونه برای قرار گرفتن در يك كلكسيون مرجع ، می خواهيد آن را از طريق پست ارسال نماييد؛ نياز به بستهبندی خاصی می باشد. متأسفانه بسياری از نمونهها به صورت شكسته شده يا با خسارتهای غير قابل جبران به مقصد می رسند. اين امر تقريباً بيشتر به خاطر بستهبندی نادرست و ضعيف آنها می باشد، تا به خاطر اهمال و بی دقتی در سرويسهای پستی. از خسارت ديدن نمونه می توان با رعايت احتياطات سادهای جلوگيری به عمل آورد.
نمونههای موجود در مايعات بايد در داخل ويالهای پلاستيكی يا شيشهای كه دارای يك درب پيچ دار هستند، ارسال شوند و نبايد در لولههايی كه با چوب پنبه يا قطعات پلاستيكی مسدود شدهاند، قرار گيرند. در صورتی كه ويالهای شيشهای به دقت بستهبندی شوند، امنيت آنها به اندازه انواع پلاستيكی است، اما از هر نوعی كه استفاده می شود، درپوشهايشان بايد با چسب بسته شوند، تا خطر تراوش مايع و خشك شدن محتويات لوله كاهش يابد. از ظروف چوبی توخالی موجود در بازار می توان برای پست كردن ويالهای با اندازههای مختلف، استفاده نمود. هر ويال بايد در داخل اين لولهها با نوارهای دستمال كاغذی كه در اطراف آن چپانده می شود، در جای خودش فيكس شود تا نمونهها در حين انتقال تكان نخورند و بدن آنها متلاشی نشود.
برای ارسال پستی حشراتی كه به صورت خشك سوزن زده شدهاندی، بايد آنها را در يك جعبه محكم و تانشو، لاستيكی يا چوبی كه آن هم به نوبه خود در يك كارتن بزرگتر قرار می گيرد، بستهبندی كرد. تقريباً همه خسارتی كه به نمونههای سوزن زده شده در پست وارد می شود، در اثر فقدان يا ضخامت كم و ناكافی بستهبندی اطراف آنها و جعبه محتوی نمونه می باشد. حداقل ضخامت 8 سانتيمتر از ماده بستهبندی نرم (مثل پلاستيك حبابدار)، يا پشم چوب بايد در اطراف هر سطحی حتی يك جعبه نمونه كوچك ، و بيشتر برای جعبههای ذخيره بزرگ مورد استفاده قرار گيرد. فضای بين نمونههايی كه به صورت سوزن زده شده ارسال می شوند ، بايد طوری تنظيم شود كه اگر نمونهها به صورت تصادفی در حين حمل و نقل بچرخند ، با يكديگر برخورد نكنند. يك قطعه پنبه بايد در گوشه جعبه قرار داده شود تا قطعات شكسته شده بدن نمونهها در آن گير كنند و به بقيه صدمه نزنند.
محتويات بسته ارسال شده ، به صورت متداول روی سطح خارجی آن يا روی هر فرم لازم به صورت نمونه برای مطالعه علمی ؛ فاقد ارزش تجاری” بايد نوشته شود. اين كار باعث می شود كه در موقع بازرسی گمرك ، جعبه را باز نكنند و محتويات آن آسيب نبيند.
تهیه کننده : علی لایق
روشهای جدید در رده بندی
هدف رده بندی جدید نه تنها توصیف ، تشخیص و مرتب کردن موجودات در سطوح مناسب است ، بلکه شامل درک تاریخ تکامل و مکانیزهای آنها نیز می شود. روشهای اولیه به طور عمده تنها بر خصوصیات مشاهده شده استوار بودند و به تفاوتهای زیر گونه ای توجه نداشتند. بنابراین بسیاری از گونه ها به وسیله یک یا تعداد محدودی نمونه شناسایی می شوند. در حال حاضر توجه زیادی به تقسیم بندی فرعی گونه ها مانند زیر گونه و جمعیتها مبذول می گردد. گونه مرفولوژیکی سابق اکنون گونه بیولوژیکی نامیده می شود که خصوصیات اکولوژیکی ، ژنتیکی ، بیوشیمیایی و سایر خصوصیات را شامل می شود. همه این روشهای جدید در توضیح ساختار واقعی گونه و موقعیت تکاملی آن سهم بزرگی دارند. ولی از آنجایی که اغلب روشهای جدید به روشهای خاص نیاز دارند این روشها نیز مستلزم پاره ای مسائل می باشند ، شرح مختصری از تمام روشهای رایج در رده بندی ارائه می شود :
1- روش مرفولوژیکی
صفات مرفولوژیکی مهم مانند اندامهای تناسلی خارجی ، شاخکها ، بالها ، تعداد و نحوه پراکنش موها و غیره در نمونه های بالغ بیشتر در بین بند پایان ، هنوز در مطالعات رده بندی ما غالب هستند. در عصر رده بندی جدید به منظور درک ساختار ظریف صفات متعدد مورفولوژیکی روشهای جدید کشف شده اند. این روشهای جدید به کشف خصوصیات جدید و قابل اعتمادتر منجر شده اند. استفاده از اسکن میکروسکوپهای الکترونی در مطالعات رده بندی بندپایان و سایر بی مهرگان افزایش یافته است. این میکروسکوپ از طریق تهیه تصاویر تقریبا سه بعدی با بزرگ نمایی مفید پنجاه تا ده هزار برابر اطلاعات عالی درباره سطح نمونه ارائه می دهد. بسیاری از صفات ریز در حشرات و کنه های گیاهی و حیوانی و سایر بندپایان کوچک وجود دارند که با استفاده از استرئومیکروسکوب بخوبی قابل بررسی نیستند و باید تنها در چنین بزرگنمایی زیادی مطالعه شوند. تصاویر سه بعدی خیلی بزرگ در کشف صفات جدید و بعلاوه در آشکار کردن جزئیات نا مشخص صفات شناخته شده متعد کمک زیادی می کنند.
2- روش جنین شناسی و مراحل نابالغ
در تمامی افراد ، طی رشد جنینی تغییراتی در الگوهای صفات بروز می کند. چنین تغییراتی در گروهایی که افراد آن مراحل مختلف مرفولوژیکی کاملا متفاوتی را طی می کنند ، کاملا مشهود است. نمونه بسیار خوب به وسیله موجودات دارای مراحل چند شکلی مناسب ارائه می شود که رشد آنها شامل چند مرحله جوان مشخص است که هر یک به وسیله یک پوست اندازی متمایز می شود. توصیف رده بندی نه تنها بر اساس خصوصیات مرفولوژیکی افراد بالغ بلکه بر اساس مجموع خصوصیات همه مراحل است.
3- روش اکولوژیکی
شاید قدیمیترین کوشش ثیت شده استفاده از اطلاعات اکولوژیکی در طبقه بندی به وسیله افلاطون باشد که او از زیستگاه آبی ، خاکی یا هوایی به عنوان خصوصیت اصلی استفاده کرد. اما ارسطو اولین فردی بود که به طور جدی به اهمیت چنین خصوصیاتی در طبقه بندی حیوانت فکر نمود. او حتی آزادانه از آنها در طبقه بندی خود استفاده نمود. اکنون این امر محقق است که هر گونه در طبیعت دارای کنج اکولوزیکی ( نیچ) خاص خودش می باشد و از نظر ترجیح غذایی ، فصل تولید مثل ، مقاومت در برابر عوامل فیزیکی مختلف و غیره از نزدیکترین وابستگانش متفاوت است. وقتی که دو گونه نزدیک به هم در یک محیط مشترک همزیستی دارند ، آنها از طریق خصوصیات کنج اکولوژیکی خاص گونه ای از رقابت کشنده اجتناب می کنند. گونه های خیلی وابسته ای هستند. که در مکانها و زیستگاهای طبیعی متفاوت زندگی می کنند که در چنین مواردی ممکن است خصوصیات اکولوژیکی بسیار شبیه هم داشته باشند یا اینکه در یک زیستگاه بطور مشترک زندگی کنند و هر یک دارای غذای متفاوتی باشند یا به بیان دیگر از رقابت بین گونه ای اجتناب ورزند.
4- روش رفتاری
استفاده از خصوصیات رفتاری در رده بندی حیوانی یک روش نسبتا جدید است. این روش یکی از مهمترین منابع اطلاعات رده بندی به شمار می رود. این خصوصیات در جدا کردن گونه های نزدیک به هم کمک بزرگی می کنند. رفتار شناسی مقایسه ای در بهبود طبقه بندی پرندگان ، حشرات ( مخصوصا سیرسیرکها ، زنبورها و بعضی سوسکها ) قورباغه ها ، ماهیها و غیره بسیار مفید بوده است. این صفات به طور ژنیتیکی تعیین می شوند و مانند صفات مرفولوژیکی از نسلی به نسل بعد انتقال می یابند ، بنابراین این صفات به عنوان مکانیزمهای جدا کننده و شروع سازگاریهای جدید نقش بزرگی ایفا می کنند.
وسایل ضبط دقیق صدا و سونوگرافی در مجزا نمودن گونه های نزدیک به هم پرندگان و سایر حیوانات کاملا مفید بوده اند.
5- روش سلول شناسی
این روش مطالعات زیر را شامل می شود :
الف- مکملهای ژنتیکی
شامل ژنوم ( DNA در هسته ) و پلاسمون ( DNA در ارگانلهای سیتوپلاسمی ) می باشد. دزواکسی ریبونوکلئیک اسید ماده اصلی توارث است. اعتقاد بر این است که اگر ترکیب DNA در تمام گونه ها شناخته شود ، سیر تکاملی آنها کاملا روشن خواهد شد. همین طور اعتقاد بر این است که مقدار DNA در هر دسته از کروموزومها برای هر گونه ثابت است. اما هنوز مشخص نشده است که نسبت محتوای DNA کروموزومها به تنوع اندازه بندهای هتروکروماتیک یا ارتباط آنها با تفاوت ضخامت در متافاز نسبت دارد. حتی در حال حاضر مقدار معینی از DNA و پروتئین که در میتوز تحریک می شوند تا در تعداد معینی از کروموزومها انتشار یابند. معلوم نیست.
ب- دورگ گیری DNA :
کشف اینکه دو رگ گیری بین اجزاء تک رشته ای DNA از منابع مختلف امکان پذیر است ، یک روش فیزیکوشیمیایی را برای سنجش ارتباطات ژنتیکی بین گونه ها فراهم می کند. در این نوع از مطالعات DNA استخراج شده از یک موجود در لوله آزمایش با لاینهای سلولی از سایر موجودات دو رگ گیری می شود. این روشهای پیوند DNA نوید بخش حل مسائل پیچیده رده بندی می باشند. روابط رده بندی اینها به وسیله Hoyer et al. بخوبی بررسی شده است. گزارشهای فسیلی ناقص در بسیاری از گروهای حیوانی ممکن است در طی مطالعات مربوط به حل مشکلات تکاملی با فیلوژنتیکی ، مسائلی را مطرح نماید.
ج- مطالعات کاریوتیپ شناسی
سلول شناسی کروموزومی بیشتر به وسیله متخصصین رده بندی گیاهی تا متخصصین رده بندی حیوانی مطرح شده است. شالوده رده بندی کروموزومی زمانی بنا نهاده شد که مسائل تشخیص کروموزومی پذیرفته شد و نظریه کروموزومی توارث ایجاد شد. کاریوتیپ توسط تعداد ، اندازه و شکل خارجی کروموزومها مشخص می شود و یک خصوصیت ثابت و قطعی هر گونه می باشد. تعداد ، شکل و نحوه جفت شدن کروموزومها ممکن است با استفاده از روشهای مختلف تشریح و رنگ آمیزی تعیین شود. رده بندی کروموزومی می تواند بخوبی در تعیین روابط فیلوژنتیکی گروها و بعلاوه در جدا کردن گونه ها خویشاوند مفید باشد.
تحول روشهای اصلاح شده در خلال سی سال گذشته کار با کروموزومها را بسیار راحت نموده است. امروزه کار کردن با گروههای مشکل مانند پستانداران ، پرندگان و حشراتی از قبیل پروانه ها نیز امکان پذیر شده است. در حال حاضر کاریوتیپ معتبرتری برای در حدود هزار گونه از پستانداران چند صد گونه از ماهیان ، دوزیستان ، خزندگان و پرندگان وجود دارد. تعدادی از مجموعه گونه ها مخصوصا در پستانداران و دوزیستان راسته Urodela تجزیه شده اند.
6- روش بیوشیمیایی
این روش نیز به طور وسیع در گیاهان بیشتر از حیوانات مطالعه شده است. استفاده از این قبیل صفات در رده بندی اولین بار در سال 1813 به وسیله کاندول برای جدا کردن گونه های نزدیک به هم گیاهان شروع شد. امروزه این حقیقت کاملا شناخته شده است که متابولیسم یک موجود مجموعه ای از تغییرات شیمیایی است و مرفولوژی ، رفتار و اکولوژی یک موجود باید به متابولیسم آن وابسته باشند. حیوانات حاوی تعداد زیادی از ترکیبات پیچیده مانند هورمونها ، آنزیمها و سایر پروتئینهای دارای پپتیدها ، اسیدهای نوکلئیک ، اسیدهای آمینه و قندها هستند. تکنیکهای رده بندی بیوشیمیایی احتمالا کمتر تحت تاثیر مستقیم عوامل محیطی قرار می گبرند و نسبت به بسیاری از تجزیه و تحلیلهای مرفولوژی متداول اختلافات ژنتیکی را بهتر منعکس می نمایند. کار اصلی متخصص رده بندی بیوشیمیایی مقایسه و مقابله ترکیبات هم ردیف با نقش مشابه در گونه های مختلف حیوانی با توجه به خصوصیات و توزیع آنها در اندامهای مختلف بدن است. بنابراین گونه ها را می توان بر اساس توالی های آمینواسید در پروتئین های یک موجود و بر اساس اختلافات موجد در گونه های مختلف از یکدیگر متمایز کرد. Crick آنرا رده بندی پروتئینی نامید. این اعتقاد نیز وجود دارد که تغییرات و ساختمان آنزیم می تواند در کشف گونه های جدید کمک نماید. Lahni آنرا رده بندی مولکولی نامید. رده بندی مولکولی در اصل شامل توالی نوکلئوتیدها در پلی نوکلئوتیدها بود. Turner ترجیح داد که آن را به دو نوع رده بندی مولکولهای کوچک و رده بندی مولکولهای بزرگ تقسیم نماید. رده بندی مولکولهای کوچک به توزیع و روابط بین سنتز حیاتی ترکیبات با وزن مولکولی کوچک مانند اسیدهای آمینه آزاد ، آلکاسیدها ، ترپنها و فلاونوئیدها تکیه می کند ، این ترکیبات معمولا تحت عنوان ترکیبات ثانویه نامیده می شوند. این روش بویژه در حل مسائل رده بندی در جایی که دورگ گیری یک عامل باشد مناسب است. رده بندی مولکولهای بزرگ در ارتباط با مولکولهای پلی مری مانند DNA و RNA ، پلی ساکاریدها و پروتئینها می باشد. این روش در حل پاره ای از مسائل پیچیده تر رده بندی بخصوص آنهایی که روابط بین سطوح بالاتر را شامل می شوند ، مناسب است.
بنابراین در حال حاضر روش بیوشیمیایی به طور قطعی در حل بسیاری از مسائل رده بندی مفید است. اما این روش در بسیاری از موارد نیز مفید نیست. بعلاوه چنین مطالعاتی فقط در مورد موجودات در قید حیات امکان پذیر است و بنابراین ردیابی مسیر تاریخ تکاملی مشکل است. روش بیوشیمیایی نمی تواند با توجه به فیلوژنی موجودی که گزارشهای فسیلی آن نامناسب یا وجود ندارد به قضاوت قطعی منجر می شود. بیشتر کارهای رده بندی بیوشیمیایی فقط بر اساس اختلافات کمی و کیفی مواد تشکیل دهنده تمام بدن موجودات یا یکی از بافتهای آنها ست. صفات مرفولوژیکی مانند خصوصیات شیمیایی نیز متغیر هستند. درک صحیح روابط رده بندی موجودات برای آشکار کردن تنوع الگوهای بیوشیمیایی نیازمند مقایسه تعدادی از خصوصیات بیوشیمیایی در ترکیب با صفت دیگری است صرفا بر اساس یک صفت بیوشیمیایی ممکن نیست. نظر به اینکه پروتئینها و اسیدهای نوکلیئیک یک تخمین معتبر هر چند غیر مستقیم از درجه همانندی ژنتیکی بین حیوانات را فراهم می کنند ، برای درک روابط رده بندی حیوانات مقایسه خصوصیات مختلف اجزاء شیمیایی تشکیل دهنده مناسبتر از سایر اجزاء تشکیل دهنده است. انتشار اسیدهای آمینه آزاد در اندامهای مختلف حشرات نسبت به وجود یا عدم وجود محض یا تراکم آن در کل بدن یا یکی از بافتهای بدن حیوانات از ارزش رده بندی بالاتری بر خوردار است.
انواع روشهای شیمیایی
این مطالعات به پنج روش ایمنی شناسی ، کروماتوگرافی ، الکتروفوز ، اسپکتروفتومتری و بافت شناسی شیمیایی انجام می شوند. همه این روشها در ارتباط است با مشخص کردن ترکیبات شیمیایی بافتها و سرم خون که مواد شیمیایی لازم برای تغذیه سلولها هم در رشد و هم تولید مثل حمل می کند.
الف- روش ایمنی شناسی
این روش بر واکنش ته نشینی ( رسوب ) استوار است که برای مطالعه آنتی ژنهای محلول مانند آنهایی که در سرم حیوانی یا ترشحات بافت گیاهان یا حیوانات وجود دارند ، ترجیح داده می شود. این روش اولین بار به وسیله Rudolph Krauss در مورد میکروارگانیزمها کشف شد. استفاده از آن براساس این حقیقت است که : پروتئینهای یک موجود در برابر پروتئینهای موجود خویشاوند به طور قویتری با آنتی بادیها واکنش نشان خواهد داد تا در برابر پروتئینهای موجود با درجه خویشاوندی کمتر. یک آنتی ژن ( معمولا یک پروتئین ) ، وقتی به یک حیوان تزریق شود حیوان را به تولید ترکیباتی تحریک خواهد کرد ، آنتی بادیها با درجه اختصاصی زاید در برابر مواد تزریق شده در واکنش نشان خواهد داد. حیوانات دارای آنتی بادی مصون در نظر گرفته می شود و فرآیند ایمن سازی ، زمانی که با نسبت مناسب آنتی ژنی محلول با سرم مصون مخلوط شود به وسیله تشکیل یک رسوب آشکار می شود. با استفاده از این روش تعیین اینکه یک آنتی ژن مختص یک جنس ، گونه هایی از جنس ، یا حتی نژاد بخصوصی در یک گونه است و یا واکنشهای آمیزشی را نشان می دهد نیز امکان پذیر است.
اگر چه این عمل بیش از نیم قرن مورد استفاده بوده ، تا کنون به حد مورد انتظار برای ما مفید نبوده است.
ب- کروماتوگرافی
روشی است که به وسیله آن می توان اجزای یک مخلوط مرکب را مجزا و شناسایی نمود. این روش بر اساس مقادیر متفاوتی است که ترکیبات در یک مخلوط مضاعف در طول یک محیط متخلخل مانند قطعه ای از کاغذ ( کروماتوگرافی کاغذی ) یا ستون از پودر گچ ( کروماتوگرافی ستونی ) حرکت می کنند. کروماتوگرافی کاغذی به طور گسترده برای مقایسه ترکیبات شیمیایی گونه های نزدیک به هم ، مخصوصا با توجه به اسیدهای آمینه و پپتیدها در تیمار نینهیدرین و پورین ها و پیریمیدین ها یا سایر ترکیباتی که نور ماوراء بنفش را جذب یا عبور می دهند ، مورد استفاده بوده است. مواد مورد تجزیه به دو روش کلی تهیه می شوند. یا قطعاتی از بافتها یا حیوانات کوچک کامل به طور مستقیم بر روی فیلتر کاغذی فشرده و له می شوند یا عصاره هایی تهیه می شوند که پروتئینهای محلول در آنها ته نشین شده باشد به طوری که محلول حاصله تنها شامل اسیدهای آمینه و پپتیدهای کوچک باشد.
ج- الکتروفورز :
این روش نیز شامل حرکت مشابه مواد حل شده از طریق یک محیط ثابت می باشد اما در اینجا حرکت در اثر اختلاف پتانسیل الکتریکی را حاصل می شود. این روش بر اساس این حقیقت است که : اجزاء مخلوط مقادیر متغییر بار الکتریکی را حمل می کنند و بنابراین در محلول نمکی که یک جریان الکتریکی ازآن عبور داده می شود در سرعتهای مختلف حرکت خواهند کرد. این روشها اولین بار به وسیله Tiselius برای تشخیص اجزاء مرکب سرم پروتئینها که تحت تاثیر یک جریان الکتریکی در یک محلول نقل مکان می کنند استفاده شد. این روشها تا حد زیادی بهبود یافته اند بطوری که امکان مجزا شدن تعداد زیادی از پروتئینهای مختلف در یک سیانین وجود دارد. امروزه برای مطالعه ترکیبات مولکولی پروتئینهای پیچیده ، انواع مختلفی از روشهای الکتروفورز وجود دارد.
در الکتروفوز کاغذی مخلوط مورد تجزیه بر روی یک نوار کاغذی که قبلا به وسیله محلول نمکی مرطوب شده ریخته می شود. انتهای نوار در داخل ظرفی که با محلول پر شده است قرار داده می شود. یک الکترود در داخل هر ظرف فرو برده می شود و جریان مستقیم از داخل محلول عبور داده می شود. اجزاء متفاوت بر اساس بار الکتریکیشان با سرعتهای مختلف جابجا می شوند. زمانی که ترکیبات مجزا شدند ، تشخیص آنها به روشهای مختلف انجام می شود. کاغذ ، به خاطر کیفیت بالای جذب مولکولی ، اندازه متغییر خلل و فرج ، جریان شدید انتقال الکترونی بافر ، در ابتدا توسط ژل آگار ، سیس نشاسته و اخیرا به وسیله ژل آکریل آمید جایگزین شد. هر یک از این عوامل باعث بهبود در افزایش تمایز مولکولهای بزرگ می شوند. محیط نشاسته و آکریل آمید بعد دیگری را در جدا سازی پروتئین ایجاد کردند.
د- اسپکتروفتو متری با اشعه مادون قرمز:
این روش بر اساس جذب نورمادون قرمز به وسیله مواد بیولوژیکی استوار است. بنابراین الگوهای تشکیل شده بر اساس ترکیب شیمیایی آنها می باشد و باعث روشن شدن بسیاری از جنسهای مهم رده بندی می شود. این روش تا کنون بیشتر در مورد میکروارگانیزمها به کار رفته است.
ه- مطالعات بافت شناسی شیمیایی :
هنگامی که بافتهای کسانی از گونه های مختلف حیوانی وظیفه مشابهی را در ظاهر نشان دهند ، ممکن است بین آنها اختلافات بیوشیمیایی مشاهده شود که می تواند از ارزش رده بندی برخوردار باشد. این صفات نیز می توانند در تشخیص گروه بندیهایی در سطوح پائینتر از گونه نیز کمک نمایند. روشهای بافت شناسی شیمیایی شامل تکنیکهای ظریف مشخص و واکنشهای خاص رنگ آمیزی می باشد. روش تثبیت ماده در این قبیل مطالعات دارای اهمیت زیادی است ، به طوری که نباید نسبت به آنچه در حالت زنده وجود دارد ، تغییرات شیمیایی روی دهد. این روشها در تجزیه کیفی و نیمه کمی پروتئینها ، اسیدهای آمینه آزاد ، آنزیمها ، کربوهیدراتها ، مایعات و اسیدهای نوکلئیک حاوی یونهای فلزی به کار رفته است. برای رنگ آمیزی از رنگها مختلفی استفاده می شود تا این خصوصیات بهتر درک شود. استفاده از میکروتومهایی که به طور مستقیم از بافتها مقطع می گیرند و بویژه میکروسکوپهای الکترونی این مطالعات را معنی دارتر کرده است. این روش وقتی با سایر خصوصیات ترکیب شود ، قادر است در استنباط روابط رده بندی بین گروهای مختلف حیوانی نیز کمک بزرگی بنماید.
7- رده بندی عددی
رده بندی عددی وابستیگیها یا مشابهت های بین واحدهای رده بندی و مرتب کردن این واحدها در داخل گروههای رده بندی بر اساس وابستگیهایشان می باشد. پاره ای از محقیقین واژه تاکسی متریک را ترجیح می دهند. در دو واژه دیگر تاکسونومتریک و تاکسومتری نیز مورد استفاده می باشند ، اما بین تاکسی متریک و تاکسی متری رقابت وجود دارد.
از حیث تعداد ، رده بندی عددی بر اصول Adanson استوار است. این مفهوم بر استفاده از حداکثر تعداد خصوصیات و همچنین تمام آنهایی که هم وزن هستند استوار است. واحدهای رده بندی مجزا می توان به واسط همبستگی خصوصیات گوناگون در گروههای مختلف مورد مطالعه ایجاد کرد ، اما هنوز در مورد تعداد خصوصیات مود استفاده در این روش اختلاف نظرهایی وجود دارد. استفاده از حداقل شصت صفت ، Moss از135 تا 146 صفت در حالی که Steyskal حداقل از هزار صفت بویژه در مورد حشرات را ترجیح می دهند.
اکثریت کارهای انجام شده در رده بندی عددی در ارتباط با طبقه بندی در مفهوم شناخت گروهی است. این محققین تا اندازه زیادی از مطالعاتشان طرفداری کرده اند و در حل مسائل طبقه بندی بیولوژیکی بسیار مدعی هستند.
8- رده بندی افتراقی
رده بندی افتراقی اولین بار توسط Wimble بعنوان یک روش شناسی برای ترکیب اندازه گیریها ، شاخصها و فراوانیهای چند گانه در یک متغییر مرکب پیشنهاد شد ، عمل رده بندی این روش در تمام موقعیتها ، متوسط تغییر با فاصله از یک واقعیت کلی را ارزیابی می کند. این روش به محقق اجازه خواهد داد که سرعتهای تغییر با فاصله ( تفاوت ) چند صفت را جمع کند تا نواحی تمایز درون یک واحد رده بندی را نشان دهد.ظاهرا تنها تعداد معدودی از زیست شناسان از این روش استفاده کرده اند ، از قرار معلوم این موضوع به علت پر زحمت بودن روشهای مطرح شده توسط Wimble برای بدست اوردن تفاوتهای بین یک دسته از صفات می باشد. با توسعه روشهای محاسباتی جدید اکنون این عیب می تواند برطرف شود.
رده بندی افتراقی می تواند در مطالعات اکولوژیکی نیز مورد استفاده قرار گیرد ، چون لازم نیست متغییرها خصوصیات یک موجود باشند ، بلکه ممکن است تراکم گونه ها در درون مجامع مختلف یا درصد فون و فلور با ویژگیهای خاص باشد.
اصول رده بندی جانوری تالیف : وی. سی. کاپور
ترجمه : دکتر احد صحرا گرد ( عضو هیات علمی دانشگاه گیلان )
دکتر جلیل حاجی زاده ( عضو هیات علمی دانشگاه گیلان )

پرندگان نیشابور
پناهگاه حیات وحش حیدری
اداره کل محیط زیست خراسان رضوی
بخش محیط طبیعی _ قاسم پور
موقعیت و وسعت جغرافیایی منطقه:
منطقه حیدری نیاشبور یکی از مناطق شکار ممنوع استان خراسان رضوی با وسعتی حدود 46350 هزار هکتار ( وسعت قبلی منطقه 20000 هکتار بوده که با الحاق منطقه گورخر به آن وسعتش افزایش یافت و به وسعت کنونی رسیده ) در هفتاد کیلومتری شهرستان نیشابور و در عرض جغرافیایی 32/36 تا 49/36 و طول جغرافیایی 30/58 تا 46/58 واقع گردیده است. روستا های مجاور منطقه عبارتند از : بقیع ، بجنو ، برمهان ، خربره ، کلیدر ، برکشاهی و کلاته.
منطقه با سیمای کوهستانی و صخره ای دارای تپه ماهور های فراوان و دره های نسبتا عمیق و یک اکوسیستم فعال با ذخیره گاه های طبیعی که دارای تنوع فون و فلور قابل ملاحظه ای می باشد. این منطقه از سال 1373 به عنوان منطقه شکار ممنوع اعلام گردید.
پرندگان به برخورداری از قدرت پرواز صاحب بزرگترین زیستگاه هستند منطقه حیدری نیز با داشتن شرایط کوهستانی و همچنین منابع آبی غنی پناهگاه خوبی برای انواع پرندگان است. در حال حاضر به معرفی تعدادی از آنها که در این منطقه می باشند می پردازیم :
عقاب طلایی Goldeneagle
مشخصات : طول بدن پرنده 75 تا 88 سانتیمتر ، دم نسبتا بلند و مستطیل شکل و پس سر به رنگ مسی طلایی است.پرنده نابالغ به رنگ قهوه ای تیره و پرهای پس سر به رنگ زرد مسی با قاعده سفید بی رنگ است شاهپرهای اولیه و ثانویه و دم سفید چرکی است که نوار تیره و پهنی در انتها دارد و با افزایش سن ، از سفیدی آن کاسته می شود.
صدا : صدای این پرنده به صورت ارس کردن بلند و شبیه ( کلیاک – کلیاک – کلیاک ) شنیده می شود.
زیستگاه : این پرنده در کوهستان های کم گیاه و خشک ، جنگلهای کوهستانی و صخره های ساحلی به سر برده و روی درختان بلند یا لبه پرتگاه می سازد.
کبک Chukar
مشخصات : این پرنده 33 سانتی متر طول ، جثه ای جمع جور و اندازه ای متوسط دارد. پرو بال در روتنه خاکستری نخودی و در پهلو ها نوارهای بلوطی خرمایی سیاه سفید ، و صورت سفید است که نوار پهن سیاه ابرویی گوشواره مانندی در آن دیده می شود که تا بالای سینه امتداد پیدا کرده ، زیر تنه زرد بلوطی و روتنه خاکستری مایل به صورتی است و حاشیه های دم خاکستری رنگ که در هنگام پرواز و گسترده بودن به رنگ بلوطی دیده می شود.
صدا : صدای پرنده بلند و سریع ، شبیه ( کا _ کا _ کاکا _ کاکا ) شنیده می شود.
زیستگاه : در دامنه های کوهستان و مناطق شیبدار صخره ای و سنگلاخی به سر می برد.
سنگ چشم دم سرخ Lsabelline shrike
مشخصات : طول بدن 18 سانتیمتر است سر و روتنه خاکی شنی و خط ابرو به سمت عقب امتداد دارد. شهپرهای دم قرمز ، چانه و گلو سفید نخودی ، زیر تنه نخودی صورتی و قاعده شاهپرهای بال سفید شفاف است ، پرهای پرواز تیره ، پرهای پوششی زیر دم و دمگاه قرمز است که به همین واسطه پرنده ماده از پرنده جوان یکساله تمیز داده می شود کنتاره های سینه به صورت هلالی شکل صورتی قرمز است منقار نسبتا کوچک و سیاه و انتهای آن اندکی قلاب مانند است.
صدا : صدای این پرنده ارام و آهنگین و کوتاه ، شبیه ( شاک) و هنگام ترس به صورت یکسری کلمات خشن ، شبیه ( کک _ کک _ کک ) شنیده می شود.
زیستگاه : در استپهای خشک با بوته ها و درختان پراکنده آکاسیا ، مناطق نیمه بیابانی و کوههای فرسایش یافته به سر برده و زمستانها ، به صورت مهاجر عبوری در کشتزارها دیده می شود.
سینه سرخ Robin
مشخصات : این پرنده 14 سانتیمتر طول دارد و به واسطه صورت و سینه قرمز حنایی اش قابل شناسایی است جثه تپل ، چشمها سیاه و بزرگ و بالها کوتاه است ، زیر تنه سفید مایل به خاکستری و منقار و پاها تیره است. در پرنده جوان قرمزی ی سینه به قهوه ای تیره نزدیکتر و پرواز لکه های قهوه ای و نخودی است. اعلب در حال جست زدن در نزدیکی زمین و جایی که سایه است دیده می شود ف راست می نشیند و تا اندازه ای اهلی است.
صدا : صدای ساده و آهنگین با ملودیهای زیبا شبیه ( تیک) یا ( تی ک _ایک ) و نیز ( ته سی پ ) شنیده می شود.
زیستگاه : این پرنده در باغهای سایه دار ، پرچین ها و جنگلهای با پوشش زیر اشکوب به سر می برد و در سوراخها ، شکاف درختان و انتهای پرچین ها آشیانه می سازد.
مصاحبه با دکتر مجتهد زاده
و درودخدابر او، فرمود : با آن کس که تورا سخن آموخت به درشتی سخن مگو، و با کسی که راه نیکو سخن گفتن به تو آموخت ، لاف بلاغت مزن. ( نهج البلاغه / محمد دشتی / قم : نشر روح /960ص / 1379/ حکمت411/ صفحه729 )
شگفتی آفرینش ملخ
واگر خواهی در شگفتی ملخ سخن گو، که خدا برای او دو چشم سرخ ، دو حدقه چونان ماه تابان آفرید و به او گوش پنهان ودهانی متناسب اندامش بخشیده است ، دارای حواس نیرومند ، ودو دندان پیشین است که گیاهان را میچیند ودو پای داس مانند که اشیاءرا بر میدارد ، کشاورزان برای زراعت از آنها می ترسند . قدرت دفع آنها را ندارند گرچه همه متحد شوند . ملخ ها نیرومندانه وارد کشتزار می شوند وآنچه میل دارند می خورند ، در حالی که تمام اندامشان به اندازه یک انگشت باریک نیست!
( همان / خطبه185/ صفحه361 )
وچه آرام با چشمانی معصوم اما بسیار با تجربه اش می نگریست، دستان رنجورش گواه آن میدادکه چه زیبا وبا علاقه مصور می کرد آنچه را می دانست ومی خواست بدانند؛ صدای خسته اش نشانگر بیان های طولانی اما دلنشینش درطول سالهای تدریس بود.
در ایام هفته معلم بر آن شدیم علاوه بر تقدیر از معلمان واستادان در عرصه تدریس ، یادی از اساتیدی شود که سالها تحصیل ، تدریس وتحقیق کردنداما به دلایلی دیگر آرام شده اند ، اما نباید فراموش شوند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم به سراغ یکی ازعالمان وادی علم برویم که روزگاریست دوستداران وعلاقه مندان رشته ایشان دیگر نمی توانند با وی به بحث و گفتگو بپردازند وآنها را به تفکر بر انگیزد واز عطش آنها بکاهد.
ازهمین حیث ، با یکی ازشاگردان گذشته وامروز ایشان جناب اقای دکتر نعمتی به دیدار ایشان رفتیم که هم جویای حال ایشان شویم وهم با دریافت اطلاعاتی از ایشان در زمینه تحصیل ، تدریس وتحقیق ، ایشان را به افراد علاقمند به علم به خصوص جانور شناسی وحشره شناسی ، اما غریبه با وی معرفی کنیم ؛ تا شاید بتوان هر چند ناچیز تقدیر وتشکری هم از این استاد به عمل آوریم .
مطالبی که در ذیل خواهد آمد اطلاعاتی است جالب و مفید که از مصاحبه با جناب آقای دکتر مجتهدزاده ( از اساتید سابق دانشکده) وهمسر مهربان ایشان ( خانم منیره طاهری ) گردآوری شده است.
10 اردیبهشت 1314در شهری آشنادر خانواده ای خانزاده فرزند پسری به دنیا آمد که پدر ومادرش نام اورا شاپور نامیدند . فرزندی که بعداز رسیدن به سن تحصیل علیرغم مخالفت پدرش واصرار او برای گذران بقیه عمر در زمین های پدری ، عرصه علم ودانش رابسیار گرانقدر تر از آن دانست که بخواهد به آن پشت کند.
پس اورفت ، نه به جاییکه در آن ناامیدی برای والدین عزیزش فراهم شود ، بلکه به مسیری که پس از چند سال والدینش از اوبه عنوان مردی بزرگ یاد کنند . فرزندی عزیز که نه تنها به مادرو پدر خود بلکه به جامه هم دین خود را اداکرد.
واما رشته زیبای اوچه بود که میتوانست برای جامعه اش مفید واقع شود ؟ بله زیست شناسی ومدرک او لیسانس جانور شناسی و بعد فوق لیسانس آن ؛ آیا در همین حد محدود شد؟ نه...
علاقه به علم ودانش وبه خصوص زیست شناسی او را از تلاش باز نداشت و پس از ازدواج و دارا بودن دوفرزند با وجود اینکه دوری از آن نور چشمان عزیز برایش به اندازه ای سخت وغیر قابل تحمل بود که تصورش هم در ذهن نمی گنجید ، امّا رفت چون باید می رفت. به کجا؟... به دانشگاه اورسه ی پاریس در کشور فرانسه برای تحصیل دردوره ی دکترای حشره شناسی که با وجود سختی های بسیار در زمینه های مختلف به علت علاقه زیاد نه در 6سال بلکه در 4سال آنرا به پایان رساند . به آغوش مهربان وصمیمی خانواده اش و وطن عزیزتر از جانش بازگشت. ودر این میان کسی که باعث آرامش واطمینان او می شد همسری بود مهربان ودلسوز که در ضمن بارور کردن نونهالان زندگیشان ، به تعداد زیادی از فرزندان این مملکت هم علم می آموخت تا بدانند وآنچنان نشود که ندانند.
به یقین کسی که آنقدر به تحصیل اهمیت می دهد به تدریس وانتشار علم هم بسیار علاقمند است واین موضوع از تدریس40 ساله ی آقای دکتر مشخص است ، تدریسی که30سال ازآن در دانشگاهها (به خصوص فردوسی) همراه با تحقیق وپژوهش فراوان بود به طوری که در بیشتر تابستان ها دانشجویان زیست شناسی خود را آماده می کردند تا با استاد عزیز به گردش بروند ونه تنها از طبیعت زیبا لذت ببرن بلکه نادانی خود را حداقل در ارتباط با کوچکترین جانوران قابل لمس برای انسان (حشره ها) به پایین ترین سطح ممکن برسانند ، وچه لذتی داشت تحقیقات وبررسی بعد از سفر به نقاط مختلف ایران.

گچ، تخته و...چه کلمات آشنایی هستند ویاد آور چه خاطرات زیبایی. خاطراتی که شایدهیچ گاه خاطره ای به زیبایی آنها در ذهن ما از دوران تحصیلیمان بجا نماند وچه قدر دل انگیزتر می شود هنگامی که می بینی استاد تو قبل از تو در سر کلاس آمده است ودر طی سالهای طولانی تدریس در 30سال حتی 30 ثانیه هم تأخیر نداشته باشد برای آنکه اولین درس زندگی را به تو بیاموزد . اما زیبایی بیشتر آن در حین تدریس بود . زمانی که با تعجب می دیدی هیچ جزوه و کتابی روی میز وجود ندارد واز تصاویر زیبایی که با دقت تمام و تأملی وصف نا پذیر با گچ های رنگی بر تخته سیاه کشیده شده بود ، تصور می کردی نقاشی جالبی را می بینی که نه تنها تو را به حیرت وا می دارد بلکه علاقمند به فراگیری علم ودانش می کند . و در آن لحظه با خود می گویی من حتما این گرایش را برای ادمه تحصیل انتخاب میکنم وبه رشته ی خود واستادان آن می بالی . و چه قدر سخت است لحظه ای که کلاس تمام می شود ( البته از سکوت حیرت آور دانشجویان آن ، رهگذران بیرون تصور می کردند فردی با خود حرف می زند وخود را برای سمیناری آماده می کند ) لحظه ای که باید با استاد تا هفته ی آینده خداحافظی کرد واز آن ناخوشایندتر آنکه برای ساعت بعد تخته سیاه پاک می شود ...
چنین استادی که آنقدر علاقمند به مطالعه است یقیناً بیشتر ساعات خود را به مطالعه می گذراند والبته به جغرافیا هم علاقه ای خاص دارد . نمونه ای از تحقیقات او (( جمع آوری و رده بندی حشرات وتعیین نحوه ی پراکندگی لاروهای سنجاقک های منطقه ی خراسان-بررسی اثر استروِِئیدی به نام AB14 در ترشح هورمون اکریزون در گونه ای از ملخ )) بوده است. کتاب (( اصول رده بندی حشرات )) دکتر مجتهدزاده تنها کتابی است که می تواند مارا با قلم ایشان آشنا کند ، اگرچه ایشان در همایش های بسیاری شرکت داشته اند.
و چه تقدیروسپاسگذاری برای این چنین استادی لازم خواهد بود؟؟؟
استادی که پس از سکته اول خود ، هفته ای 5 ساعت برای دانشجویان کار شناسی ارشد تدریس می کرد.اوبیشتردر ذهن ها جاویدان است تا بر لوح ها. چون ذهن هاهیچ گاه پاک نخواهد شد اما کاغذها پاره ، کثیف وسوخته خواهد شد!
واو نمونه بود وبه زبان همسرش حقیقتا ًنمونه بود. هم از لحاظ اخلاقی وهم از لحاظ علمی.
وآنچه قلب هر انسانی را به درد خواهد آورد این خواهد بود که پس از کسالت چنین استادی، دانشگاههایی که ایشان در آن تدریس می کردند هیچ یادی از ایشان نکرده است .
فرزند پسر ایشان آقای دکتر وحید مجتهدزاده اکنون 37سال دارد ومتخصص اعصاب و روان هستند. همچنین فرزند دختر ایشان خانم مریم مجتهدزاده 36ساله وماما میباشند.
دکتر مجتهدزاده پس اولین سکته در سال1378در بستر بیماری افتاده اند و حال چندان خوشی ندارند. ایشان سه سکته کرده اندوهم اکنون به بیماری مختلفی مبتلا هستند.
برای ایشان آرزوی سلامتی می کنیم وبرای همسربسیار دلسوزشان ، که در این مدت بهترین پرستاری رانسبت به آقای دکتر داشته اند ، از خداوند متعال صبر واجر فراوان خواستاریم .
گردآورنده: زیر کمیته سمینارها ونمایشگاهها

سوسيو بيولوژى
موثرترين كتاب قرن بيستم
ادوراد ويلسون زيست شناس مشهد و دانشگاه هاروارد با انتشار كتاب سوسيوبيولوژى ، تلفيق نوين ، در سال 1975 ، بزرگترين جنجال علمى قرن بيسم را پديد آورد. اين كتاب در بسيارى از حوزه هاي علوم ، طرح پرسش مى كند و برخي از مفروضات و مقدمات ظاهرا بديهى را به چالش فرا مى خواند. از اين رو مى توان كتاب سوسيو بيولوژى زا با كتاب اصل انواع داروين مقايسه كرد، زيرا بسيارى از زيست شناسان و دانشمندان علوم اجتماعى به تاملى دوباره در حقيقت زندگى جمعى دعوت مى كند. ويلسون معتقد بود كه سرانجام سوسيوبيولوژي به بسيارى از مسائل علوم اجتماعى پاسخ خواهد داد كه به نظر مى رسد پيش بينى او در شرف تحقق است. اين كتاب كه بسياري آن را ستودند و بعضى نيز محكومش ساختند سرآغاز تولد رشته اى جديد به نام سوسيوبيولوژى بوده در سرگذشت علوم به عنوان كتابى كلاسيك و مهم تلقى مى شود. بنابراين خواندن آن هم از لحاظ علمي و هم از نظر تاريخى مفيد و قابل توصيه است. جان فايفر ، به هنگام انتشار نسخه اصلى كتاب سوسيوبيولوژى در سال 1975 در بوك ريويوى نيويورك تايمز مى نويسد : )) يك رويداد تكاملى كه براى همهى آنان كه گوش شنوا دارند ، منادى آن است كه ما در آستانه ى تحولات شگرفى براى درك جايگاه خود در طرح جهان مادى قرار گرفته ايم. ((
براي كسب اطلاعات بيشتر درباره ادوارد ويلسون و سوسيوبيولوژى به آرشيو اينترنتى روزنامه شرق ، صفحه كتاب روز ، 30 فروردين 1385 و صفحات علم روزهاى 6و 12 تيرماه 1383 و صفحه كتاب 24 مرداد همان سال مراجعه كنيد.
فهرست مطالب:
بخش اول : تكامل اجتماعى
1- اخلاق ژن ، 2- مفاهيم اوليه سوسيوبيولوژى ، 3- محركهاى اصلى تكامل اجتماعى ، 4- اصول مرتبط با زيست شناسى جمعيت ، 5- انتخاب گروهى و فداكارى.
بخش دوم : ساز و كار هاى اجتماعى
6- تكثير و اندازه گروه ، 7- تكوين و تغييرات رفتار اجتماعي ، 8- ارتباطات : اصول پايه ، 9- ارتباطات : كاركردها سيستمهاى پيچيده ، 10- ارتباطات : منشا و تكامل ، 11- تهاجم ، 12 – فاصله بندى اجتماعى ، از جمله قلمرو ، 13- نظامهاى چيرگى ، 14- نقش و كاست ، 15- جنسيت و جامعه ، 16- مراقبت والدينى.
بخش سوم : گونه هاى اجتماعى
17- چهار قله تكامل اجتماعى ، 18- بى مهرگان كلنى زى ، 19- حشرات اجتماعى ، 20- مهره داران خونسرد ، 21- پرندگان ، 22- روندهاى تكاملى در پستانداران ، 23- سم داران و فيل ها ، 24- گوشتخواران ، 25- نخستيهاى غير انسان ، 26- انسان : از سوسيوبيولوژى تا جامعه انسانى.
ادوارد ويلسون استاد كرسى فرانك بير در علوم و رئيس بخش حشره شناسى موزه ى جانورشناسى تطبيقي در دانشگاه هاروارد است. بسياري او را داروين زمان و برجسته ترين زيست شناس و پژوهشگر معاصر مى شناسند. او پدر علم سوسيوبيولوژى ( زيست شناسى اجتماعى ) و از بنيان گذاران چندين رشته ى ديگر علومزيستى از جمله جغرافياى زيستى جزاير و تنوع زيستى است. او همچنين چهره ى شناخته شده ى بين المللى در زمينه ى شناسايى ، طبقه بندى و رفتار مورچه ها است و تا كنون بيش از 300 گونه از آن را توصيف و شناسايى كرده است. كتاب سوسيوبيولوژى ( زيست شناسى اجتماعى ) : تلفيق نوين او از سوى انجمن بين المللى رفتار شناسان به عنوان موثرترين كتاب قرن شناخته شده است. از جمله آثار متععد او مى توان كتابهاى زير را برشمرد:
درباره طبيعت انسان ، جوتمع حشرات ، زيست گرايى ( بيوفيليا ) ، مورچه ها ( با هولدويلر ) ، تنوع حيات، و آيندهى حيات.
از جملهافتخارات متعدد او مى توان دريافت نشان ملى علوم ، جايزهى بين المللى زيست شناسى از دولت ژاپن ، جايزه ى كرافورد از فرهنگستان سلطنتى علوم سوئد ، جايزه ى ممتاز انجمن علوم انسانى آمريكا ، مدال طلايى صندوق جهانى حيات وحش ، و جوايز پلتزر را نام برد.
كتاب سترگ سوسيوبيولوژى بيستمين اثرى است كه به ترجمه ى عبداحسين وهاب زاده و توسط انتشارات جهاد دانشگاهى مشهد منتشر مى شود. وهاب زاده كه برخى از آثار وي به عنوان كتاب درسى رشته هاى زيست شناسى و محيط زيست و منابع طبيعى مورد استفاده استادان و دانشجويان است ، معادل هاى بسيارى در اين كتاب وضع كرده كه راهنماى مترجمان بعدى در اين حوزه است.
عبدالحسين وهاب زاده ( متولد 1326 ، مشهد ) درجه فوق ليسانس خود را در رشته بوم شناسى از دانشگاه ايلتى آيوا امريكا دريافت كرده است و با 32 سال تدريس در بوم شناسى و علوم زيست محيطي در دانشگاههاى مختلف ايران ، در حال حاضر به عنوان مدير مسئول يك موسسه پژوهشى خصوصى در زمينه ى علوم زيستى مشغول به كار است. وى رد كميته آموزشى اتحاديه جهانى حفاظت از طبيعت ( IUCN ) عضويت دارد همچنين به عنوان مشاور علمي موزه طبيعت و حيات وحش ايران با شهردارى تهران همكارى مي كند.
وهاب زاده بخش مهمى از وقت خود را صرف ترجمه كتابهاى معتبر در علوم زيستى ( اكولوژى ، محيط زيست و رفتار شناسى ) مى كند كه از آن ميان مى توان به موارد زير اشاره كرد:
بهار خاموش ، تئاتر اكولوژى و بازى تكامل ، مبانى محيط زيست ، بوم شناسى علم عصيانگر ، وضعيت جهان 94 ، وضعيت جهان 98 ، مراقبت از زمين ، تنوع حيات ، آخرين واحه ، آب مايه حيات ، چقدر كافيست ؟ ، مقدمه اي بر اكولوژى رفتار ( كتاب سال جمهورى اسلامى ايران ) ، شناخت محيط زيست : زمين سياره زنده ، اخلاق محيط زيست ، مقدمه اى بر رفتارشناسى و سوسيوبيولوژى.
عبدالحسين وهاب زاده از صاحب نظران برجسته محيط زيست در ايران محسوب مي شود و از ويژگي هاى او برخورداري از ديدگاهى اكولوژى – فرهنگى است ، به طورى محيط زيست و تغييزات آن را صرفا پيديده اى اكولوژيكي نمى داند بلكه به كنش هاى فرهنگى و اجتماعى نيز توجه دارد. از او مقالات چندى در نشريات معتبر به چاپ رسيده است. در سال 1384 جايزه ملى محيط زيست ايران به ايشان اهدا شد.
عنوان : سوسيوبيولوژى ( تلفيق نوين )
نويسنده : ادوارد ويلسون
مترجم : عبدالحسين وهاب زاده
ناشر : جهاد دانشگاهى مشهد
چاپ : اسفند 1384
قيمت : 55000 ريال
مراكز پخش
سازمان انتشارات : خيابان انقلاب ، بين خيابان وصال و قدس ، نبش خيابان اسكو ، پلاك 2/4 –
تلفن: 66487625-6
وانشيران : تهران ، خيابان لبافى نژاد ، پلاك 89
تلفن : 66416676 و 66416674
نوپردازان : تهران ، خيابان لبافي نژاد ، پلاك 206
تلفن : 66411173 – 66494409 – 66414474
نحوه تهيه كتاب :
1- فروشگاههاى كتاب جهاد دانشگاهى در سراسر كشور
2- شبكه پستى انتشارات جهاددانشگاهى مشهد
در صورت عدم دسترسي به كتاب هزينه آنرا به شماره حساب 5/555 بانك ملت شعبه شريعتى مشهد واريز نموده و فيش مربوطه را به همراه نشانى خود به شماره 8433462-0511 فكس نموده و يا به آدرس انتشارات ارسال نمائيد. هزينه پست شفارشى بر عهده جهاد دانشگاهى است. در صورت تمايل به ارسال با پست پيشتاز ، علاوه بر قيمت كتاب ميلغ 20000 ريال نيز بابت هزينه پست پرداخت شود.
آدرس سايت : http://www.jdmpress.com
پست الكترونيك : info@jdmpress.com
شماره تماس (0511 ) : 6-8433614 و 8403463

موزه ها فقط ويترين نيستند.
Musem : building in which objects illlustrating art , history , science , etc are displayed.
( oxford advanced learner‘ s xictionary of current english )
موزه: موسسه ای دائمی و بدون هدف مادی است كه درهای آن به روی جامعه باز و هدف آن تحقيق بر روی شواهد بر جای مانده از انسان و مانند آن می باشد. (شورای بين المللی موزه)
موزه ها در بردارنده اجزای توليد علم هستند؛ به همين دليل اهميت آنها از كتابخانه ها كمتر نيست. امروزه موزه های تخصصی به عنوان بخشی از برنامه های اجرايی دولت ها برای تصميم گيری و پاسخ به نيازهای علمی زيربنايی مورد توجه قرار دارند. همچنين در محورهای مختلف علوم انسانی و علوم تجربی برای آموزش و پژوهش به كار گرفته می شود. اين قبيل مراكز با توجه به هزينه های قابل توجه شان فقط توسط دولت و دستگاههای اجرايی، آموزشی و پژوهشی كشور قابل تأسيس اند و در واقع فضايی برای خلاقيت، نوآوری و نظريه پردازی دانش آموزان، دانشجويان و پژوهشگران به شمار می روند و با تكيه بر آن ارتقای فرهنگ و دانش عمومی در اين زمينه ها ميسر می گردد.
پژوهش محوری موزه شرط پويايی و بقای اين قبيل مراكز است تا از تبديل آنها به انبار و نمايشگاه جلوگيری شود و ضمن تغذيه علاقمندان، خود نيز از طريق گردش اطلاعات تغذيه شوند و به روز گردند.
در قرن كنونی موزه های جهان جان تازه ای گرفته و در برنامه كلان توسعه كشورهای صنعتی محاسبه می شوند. وظيفه متخصصان فقط برچسب زدن به نمونه های موزه ای و جمع آوری مجموعه ها نيست. بلكه شناسايی، دسته بندی، مقايسه نمونه ها و تفسير علمی آنها مهم ترين قسمت موزه ها است كه نه فقط توصيف دنيای جانداران بلكه شركت در درك آنها به عنوان يك تيم مرجع را ايجاب می كند و نقش و اهميت موزه ها مشخص می گردد.
موزه ها نيز بنای رشد ديدگاههای كلی نگر و جامع نگر هستند. عدم توجه به اين ديدگاه زيربنايی كه بيشترين وسواس را می طلبد و بيشترين تفكر و فرصت را نياز دارد سبب شده است كه اكنون هر گاه در مراكز آموزش و پژوهشی از جانوران، گياهان. سنگها و سنگواره ها و آثار دست بشر صحبت می گردد، گويی از علمی مرده صحبت می شود كه مورد مصرف نيست.
ليكن فاصله زيادی بين اهداف و امكانات موجود در موزه های علمی و تاريخ طبيعی كشور وجود دارد و چالش های زيادی پيش روی موزه های علمی و تخصصی كشور ديده می شود.
جای خالی قانون حفاظت از موزه و اشيای تاريخی در مجموعه قوانين كشور احساس می شود.
تنها قانون مدونی كه در اين رابطه وجود دارد مصوب سال 1352 است كه طی آن خروج سنگ، سنگواره و فسيل های با ارزش ممنوع شده است. اما اين قانون به علت عدم تعريف مشخص از اشيای قيمتی و افراد متخصص تشخيص دهنده ناقص است.
در برنامه چهارم توسعه سهم چندانی برای تقويت ساختار موزه های علمی – پژوهشی در سطح ملی و استانی منظور نشده و آيين نامة اجرايی برای موزه های علمی پژوهشی دانشگاهها به تصويب نرسيده است.
انواع موزه ها به خاطر پرداختن به موضوعات گوناگون، در پيوند انسان با ميراث های فرهنگی، طبيعی، علمی و هنری نقش بسيار مؤثری دارند. آمار منتشره در سال 1995 درباره موزه های كشورهای گوناگون نشان داد كه بيشترين آمار موزه ها مربوط به كشور آمريكا 2643، پس از آن به ايتاليا 1878 و به انگليس 1734 مورد اختصاص دارد. در اين آمار تعداد 38 موزه برای ايران اعلام شده است كه اين تعداد آمار مربوط به كل موزه های موجود می باشد.
امروزه بسياری از كشورها بيش از يك هزار موزه دارند در حالي كه در كشور ما فقط 136 موزه وجود دارد كه 50 مورد از آنها موزه های تاريخ طبيعی هستند. از اين 50 موزه، 30 مورد تحت پوشش سازمان حفاظت محيط زيست و انحصاری است و فقط 20 مورد آن فعال می باشد.
نگاهی به شاخه های مختلف علوم نشان می دهد كه موزه ها در كشور پهناور ايران می تواند جايگاه ارزنده ای در كارآفرينی و فناوری با توجه به سند چشم انداز بيست ساله ايران در محورهای مختلف داشته باشند كه به تعدادی از آنها اشاره می شود:
ديرين شناسی، استراتپگرافی، نجوم، تاريخ طبيعی، تنوع زيستی، باستان شناسی، اقيانوس شناسی، معماری و محوطه سازی، فيلم. انيميشن، سينما، عكاسی، چاپ و انتشار، صوت و تصوير، وسايل سنجش زمان، روش های استخراج مواد، صنايع دستی، صنايع غذايی، شيشه سازی، كاشی كاری، مينياتور، صنايع چوب، تمبر، وسايل حمل و نقل، منابع طبيعی، تاريخ كشاورزی، جانورشناسی، گياه شناسی، فرگشت زيستی، دامداری، شيلات، معادن، كانی ها، مهندسی حيات وحش، ناتوتكنولوژی، بيوتكنولوژی، فناوری ميكروسكوپی، اخلاق زيستی، بيوسيستماتيك، ژئوميك، تاريخ طب، كامپيوتر و علوم، تاريخ كامپيوتر، تاريخ اينترنت، تاريخ سفر به فضا، تاريخ هنر، تاريخ علم، استنباط انسان از زمان).
برای پاسخ به نيازهای علمی نسل جوان در حال تحصيل در دوره های متوسطه و آموزش عالی و پژوهشگران داخلی و خارج از كشور توجه به نكات ذيل در تجهيز موزه ملی ايران ضروری است:
1. تهيه مجموعه های مرجع فنون ايران (Zootegue)
2. به كار گماری متخصصان شناسايی و رده بندی گونه های جانوری ايران به عنوان نيروی علمی موزه های ملی ايران برای پاسخ به پرسش های علمی مراجعان.
3. به روز نگه داشتن رده بندی موزه ايران بر اساس رده بندی طبيعی و يافته های علمی جديد.
4. انتشار اطلاعات سيستماتيك حاصل از مطالعات و تحقيقات موزه ای به كمك بخش تحقيقاتی موزه ملی ايران برای تأمين نيازهای علمی علاقمندان به موزه ايران.
موزه های علوم در مجموع می توانند هويت و افتخار ملی را تقويت و ارتقا سطح علمی جامعه را موجب شوند به گونه ای كه آنانكه نمی توانند وارد دانشگاه شوند با بازديد از اين موزه ها اطلاعات علمی خود را افزايش داده و در عين حال زمينه اشتغال را برای تعدادی ايجاد نمايد؛ در واقع موزه ها، دانشگاههای عمومی هستند.
و از جمله مؤسستاتی كه می توانند دارای موزه های علمی باشند دانشگاهها هستند، مراكزی كه صرف نظر از، دريافت بخشی از بودجه كشور يا عدم دريافت آن، خواهند توانست با اختصاص مقداری از بودجه خود در راه تأسيس يا تقويت موزه ها نه تنها گامــی در بهبود تعداد موزه ها و نمونه های موزه ای كشور بردارند بلكه در جهت افزايش سطحی علمی دانش آموختگان خود، تقويت روحيه علمی و مديريتی آنها و حتی افزايش سطح علمی مدارس شهر خود مؤثر باشند.
(12 و 13 بهمن 1384)
تهیه کنندگان : شيما ترحمی - الگا عظیمی

معرفی تكنولوژی ميكروچيپ
ميكروچيپ – سيستم شناسايی الكترونيكی جاندران
روشهای سنتی و قديمی جهت شناسايی جانداران شامل پلاكهای الصاقی، خالكوبی و علامت گذاری بوده كه اين روشها دارای معايب بسيار زيادی بوده و در سيستم های مديريتی و نظارتی اختلالاتی را ايجاد می نمايند. حال با توجه به پيشرفت علوم در جهان، سيستم های نوين جايگزین روشهای قديمی گرديده و راندمان و بهره وری نيز بهمان ميزان توسعه می يابد.
در دو دهه اخير تكنولوژی ميكروچيپ تحول و تغيير عظيمی را در سيستم های شناسايی ايجاد نموده و بعنوان يك اساس شناسايی مكانيزه در جهان مطرح شده است. اين تكنولوژی بر اساس شناسايی توسط امواج راديويی استوار بوده و بدون نظارت و تفسيرهای نظری و شخصی انجام می پذيرد. ميكروچيپ تنها روش شناسايی دائمی و مطمئن جانداران بوده كه می تواند در كوتاه ترdن زمان، جمعيت كثيری از جانداران را مورد شناسايی قرار دهد.
اين سيستم شامل سه بخش مهم: ميكروچيپ، دستگاه بازخوان و بانك اطلاعاتی می باشد. ميكروچيپ به عنوان اصلی ترين جزء به اندازه يك دانه برنج بوده كه عاری از هر گونه منبع الكتريكی می باشد. ميكروچيپ در زير پوست جاندار كاشته می شود بطوريكه اين عمل كاشت نظير واكسيناسيون بوده و بسيار ساده و بدون درد انجام می پذيرد. هر ميكروچيپ دارای يك كد اختصاصی بوده كه در زمان ساخت توسط اشعه ليزر طراحی می گردد. اين كدها غير قابل تغيير و يا جايگزينی بوده و در تمام مراحل حيات جاندار به عنوان عامل دقيق شناسايی استفاده می شود. ميكروچيپ در داخل محفظه شيشه ای كه قابليت تطابق با بافت زنده موجود را دارد قرار می گيرد اين محفظه از ايجاد واكنش های ايمنی جاندار جلوگيری می نمايد لذا ميكروچيپ تا انتهای عمر جاندار در بدن بدون هيچ گونه عارضه ای باقی می ماند. دستگاه بازخوان، ميكروچيپ را توسط امواج راديويی فعال نموده و امواج برگشتی به دستگاه، كد اختصاصی ميكروچيپ را تعيين می نمايد. انواع دستگاههای بازخوان ثابت و قابل حمل در دسترس می باشد. كد اختصاصی ميكروچيپ وارد سیستم بانك اطلاعاتی گرديده و اطلاعات جاندار از بدو تولد تا انتهای عمر آن نگهداری و ذخيره و پردازش می شود.
در سال ١٩٩٦ ميلادی سازمان غذا و داروی ايالت متحده آمريكا- FDA تائيديه استفاده از ميكروچيپ قابل تزريق را در جانداران صادر كرده و در همان سال نيز سازمان USDA استاندارد اختصاصی محل كاشت ميكروچيپ در هر جاندار را تعيين نمود. در سال ٢٠٠١ ميلادی نيز كميته بين المللی ثبت حيوانات پس از آزمايشات اختصاصی، تائيديه قانونی استفاده از اين سيستم را اعلام نمودند. همچنين ميكروچيپ ها تحت استاندارد های جهانی ٩٠٠١ ISO طراحی و ساخته می شوند. در ايران نيز در سال ١٣٨٢ سازمان دامپزشكی كشور پس از بررسی و مطالعه اين تكنولوژی، بر اساس طرح جامع آقای دكتر جليلزاده، تائيديه علمی و فنی را اعلام نمود.
در حال حاضر اين سيستم به طور وسيعی در كشورهای مختلف جهان نظير آمريكای شمالی، آمريكای جنوبی، اروپا، آسيا، استراليا، اقيانوسيه، آفريقا و خاور ميانه استفاده می شود. اين روش در كليه جانداران اعم از بزرگ و كوچك نظير اسب، گاو، گوسفند، طيور، آبزيان، حيوانات آزمايشگاهی، حيوانات خانگی، حيوانات باغ وحش و بالاخره طبيعت وحش كاربرد دارد.

محل کاشت ميکروچيپ
1- سگ ، گربه و پستانداران کوچک
محل کاشت ميکروچيپ در اين نوع جانداران در ابتدای گردن ، در امتداد خط وسط و در بين دو کتف می باشد. در اين مورد بايستی سر سوزن حاوی ميکروچيپ را بطور کامل به زير پوست وارد نموده و سپس عمل کاشت انجام گيرد.
با توجه به سيستم تکنولوژی ، جهت رديابی ميکروچيپ ، دستگاه بازخوان را در چهار مسير طولی مختلف از اواسط گردن در امتداد کتف ها حرکت ميدهند به طوريکه در هر سمت جانبی بدن در دو مسير ، عمل بازخوانی صورت گيرد. در صورت عدم رديابی به روش فوق ، دستگاه بازخوان را در چهار مسير عرضی مختلف بر روی پشت بدن به صورت قوس ٩٠ درجه حرکت داده شود.
البته بايستی اين نکته را در نظر گرفت که حرکت دستگاه بازخوان در نزديکی بدن جاندار انجام پذيرد و يا به عبارتی در تماس با پوست و يا موی بدن باشد. همچنين در هنگام رديابی دگمه دستگاه را همواره به سمت پائين فشار و نگهداری شود تا زمانيکه سيگنال صوتی به معنای يافتن ميکروچيپ شنيده شود.
2- اسبها
در اسبها عمل کاشت ميکروچيپ در ناحيه ميانی سمت چپ گردن در داخل رباط نوکالی بوده به صورتيکه ابتدا سر سوزن حاوی ميکروچيپ را به طور کامل وارد ناحيه نموده و سپس عمل کاشت انجام می پذيرد.
3- دامهای پرورشی نظير گاو ، گاوميش ، گوسفند ، بز
عمل کاشت ميکروچيپ در زير پوست در ناحيه قسمت خارجی گوش سمت چپ انجام می گيرد.
4- انواع گونه های مختلف پرندگان
عمل کاشت ميکروچيپ در پرندگان با وزن بيش از ١/٥ کيلوگرم و يا با پاهای طويل در زير پوست ناحيه قدامی اتصال گردن به بدن( شترمرغ ) در سمت چپ - در پرندگان کوچک با وزن کمتر از ١/٥ کيلوگرم در داخل عضله سينه ای انجام می گيرد.
5- لاکپشتان
عمل کاشت ميکروچيپ در ناحيه اتصال لاک به بدن انجام می پذيرد. در گونه های با جثه بزرگتر سر سوزن را به طور کامل وارد ناحيه مذکور می شود. در گونه های با چثه کوچکتر و بچه ها تنها با وارد کردن ٣/٤ طول سر سوزن عمل کاشت انجام می گيرد.
6- مارها
عمل کاشت ميکروچيپ داخل عضله در ناحيه گردن ، ٤-٦ سانتيمتری پشت سر انجام می گيرد. البته بايستی اين نکته را در نظر گرفت که سر سوزن را به طور موازی با سطح بدن وارد نمود.
7- مارمولک ها
عمل کاشت ميکروچيپ درداخل عضله ضخيم در ابتدای دم انجام می گيرد. سر سوزن را بين دو فلس وارد می کنند.
8- آبزيان
عمل کاشت ميکروچيپ در ماهيان با طول بيش از ٣٠ سانتيمتری در ابتدای ناحيه باله قدامی و در ماهيان با طول کمتر از ٣٠ سانتيمتری در داخل محوطه شکمی انجام می پذيرد.
9- دوزيستان
عمل کاشت ميکروچيپ در ناحيه لمفاتيکی انجام می گيرد.
http://www.iradata.com/pages/statics/RFID_FAR.htm

اسبها
همه چیز درباره عادات بد اسب
اسبها دارای خصوصیات و احساسات فردی هستند. آنها موجوداتی میکانیکی با مجموعه ای از الگوهای رفتاری نیستند ، ÷س عادات بدی را در زمان های مختلف از خود نشان می دهند. عادات بد عموما نتیجه شرایط تعلیمی یا وضعیتی است. اسبها با رفتار بد به دنیا نیامده اند. این ما انسانها هستیم که گاهی این رفتارها را به آنها تحمیل می کنیم.
عادات بد در اصطبل
عادات بد در اصطبل اغلب به علت خستگی ایجاد می شود. درمان چنین مشکلی باید اولین مسیری باشد که طی می کنیم. البته ، واضح است اجتناب و جلوگیری از چنین مشکلاتی در درجه اول ایجاد تحریکات منظم و متناسب برای اسب است.
گاز گرفتن آخور زمانی روی می دهد که حیوان جسم مادی ( در آخور ، دستگاه تغذیه و غیره ) را با دندان هایش محکم می گیرد و نفس نفس می زند. نتیجه این حرکت دندان های لب ÷ریده و فرسوده جلویی و مشکلات مزاجی مانند التهاب روده بزرگ یا نفخ را موجب می شود. از گاز گرفتن آخور با تسکین کسالت حیوان یا توسط ÷وشش دادن سطوح جذاب با ماده ای بد طعم اما بی ضرر جلوگیری می شود.
این عمل نیز عموما ناشی از خستگی است که حیوان به طور مستمر سر و بدنش را به اطاف می جنباند. در حالات شدیدتر ، این کار موجب استرس و از دست دادن سلامتی اسب می شود. از بین بردن این حرکت در اسبها که عادتی جدی و ÷ایدار است مشکل می باشد و گاهی اوقات غیر قابل درمان به حساب می آید. با نصب یک نرده v شکل در قسمت الایی در آخور می توان از جلو و عقب رفتن اسب جلوگیری نمود ، هر چند که اغلب اسبها در این صورت به عقب رفته و به مار÷یچ رفتن در آخور ادامه می دهند.
راه دیگر بر طرف نمودن این علائم ، دادن وعده های منظم غذایی کوچک به اسب است تا حیوان را مشغول نگاه داریم.پاره کردن قالیچه و خوردن محل کاه و پوشال نیز از علائم خستگی هستند. به طور کلی مشغول نگه داشتن حیوان با تمرینات منظمو وعده هایی غذایی مکرر ، بهترین درمان برای این عادات است.تعویض محل کاه و پوشال با شیء ای غیر خوردنی مثل کاغذ روش دیگری برای مایوس نمودن اسب از خوردن محل کاه و پو شال است. هدف اصلی باید از بین بردن دلایل پنهان خستگی باشد تا از وقوع عادت های بد بیشتر جلوگیری کنیم.
اسبها مشکلات سوارکاری بسیاری می توانند ایجاد کنند. چنین عاداتی اکثرا نتیجه درد قلبی ، عادت بد و یا تعلیم نا کافی می باشد.بسیاری از اسبها عادت آزار دهنده ای را در خود افزایش داده اند. این عادت راه رفتن در هنگام سوار شدن بر آنها است. این کار احتمالا به علت ضربه خوردن به دنده ها یا کشیده شدن دهنه در زمان سوار شدن در گذشته است. در این صورت ، نمی توان اشب را به خاطر سر پیچی مقصر دانست . اکنون ضروری است که اسب را دوباره تعلیم داده و به او اطمینان خاطر داد که هر زمان سوار او می شوید هیچ دردی نخواهد داشت. به همین شکل ، ناراحتی ناشی از قرار دادنساز و برگ است به شکل نا مناسب موجب بی قراری و بالا و پائین پریدن حیوان می شود. یراق اسب باید به طور منظم بازرسی شودتا از هماهنگی و تناسب آن اطمینان حاصل شود.
سر باز زدن
این حرکت نمونه ای است از رجوع اسب به غریزه خود که از شیئ بالقوه نگران کننده دوری می کند. در این حالت ، باید به اسب اطمینان خاطری به گونه ای نرم و ملایم اما جدی و قطعی داد. این حرکت برای اسبهایی که مجاز به بدرفتاری و سر باز زدن در گذشته بوده اند ، حرکتی عادی است.
رم کردن
عادت بسیار خطرناکی است که بسیاری از اسبها از خود نشان میدهند. به طوری که بسیار رایج است. رم کردن نتیجه عدم تناسب یراق و استفاده تند و خشن از دهنه که به جای سلطه سوارکار حیوان را به درگیری با سوارکار تشویق می کند. همچنین هنگامی که اسب ترسیده است به غریزه رم کردن رجوع می کند. حیوان برای این کار نباید تنبیه شود بلکه یک غریزه کاملا طبیعی است و به اطمینان بخشی متین و با وقاری نیاز دارد.
به زمین اند اختن سوار
سواركاري موفقيت آميز به آگاهي و درك غرايز طبيعي اسب نياز دارد.اما حتي قابل اعتمادترين حيوان نيز ميتواند غير قابل پيش بيني باشد.اين وضعيت هنگامي پيش مي آيد كه حيوان احساس ميكند تحت كنترل است و در نتيجه غرايز طبيعي حيوان خود را نشان ميدهند.
در طول اعصار,بشر با موفقيت با اسب پيوسته و به شيوه اي هماهنگ با او كنش متقابل داشته است.اسبهاي وحشي حيوانات گله اي هستند كه شيوه دفاعي آنها جنگ يا فرار است.
در واقعوعلت اصلي بسياري از جنبه هاي رفتاري اسب دو غريزه اساسي هستند كه بقاي حيوان در حيات وحش به آنها بستگي دارد:
-غريزه قدرتمند گله اي بودن
-توانايي سريع دويدن و فرار كردن از درد سر
اسبهايي كه قبلاًاهلي شده هند در ميان گله پرسه ميزنند.اين اسبها كه توسط اسب آلفا هدايت ميشوند در جستجوي غذا و سر پناه هستند.غريزه گله -كه در تعداد زياد امنيت وجود دارد-و گرايش يك اسب از ديگري اين دسته را با هم نگه ميدارد.اسب نر پيشتاز از گله در برابر مهاجمان و تهديد خطر دفاع ميكند.عليرغم اين واقعيت كه امروزه بيشتر اسبها از گله هاي آزاد جدا شده اند,اين غرايز بسيار تثبيت شده هستند.
جانشين شدن آلفا
اسب آلفاي گله به شما نگاه ميكند و منتظر دستور شما در زمان ترس يا اضطراب است.اسبتان به سمت شما نگاه ميكند براي اينكه به او اطمينان بخشيده و علامتي نشان دهيد كه اشاره به مناسب بودن نحوه فعاليت او داشته باشد.بنابراين,اطمينان بخشي به اسب كار بسيار مهمي است اگر ميخواهيد از واكنش ترسناك او كه صرفاً به وسيله غرايز ذاتي او سبب گرديده است جلوگيري كنيد.
آيا غرايز طبيعي علت ريشه اي بد رفتاري هستند؟
اين گفته تا حدي منصفانه است كه بگوييم بسياري از مشكلات رفتاري اسبها به غرايز طبيعي نسبت داده ميشوند.براي مثال,چرت زدن صرفاً نشانه عدم تمايل حيوان به ترك گله است.هنگامي كه سواركار يا مربي خود را در نقش عضوي از آلفا قرار ميدهد,حيوان كم كم ترك گله را به شكل امن,مطمئن و قابل پذيرش مي پذيرد.
حتي رام ترين اسبها اغلب زماني كه رو به سوي گله دارند,آسايش بيشتري دارند.به همين طريق به عنوان مثال,استفاده از اسبي كه مسلط تر است يا سلسله مراتب قدرت خود را افزايش داده تا اسب جوانتري را هدايت كند,در برخورد با مانع ترسناكي براي پرش موفق تر نشان ميدهد.اين امر صرفاًخواهش غريزه طبيعي يك اسب است كه با جدا شدن از بقيه گله مقاومت كند.
آيا لگد زدن و به زمين انداختن سوار رفتارهاي غريزي هستند؟
يك روش كليدي دفاعي كه بسياري از اسبها به نمايش مي گذارند لگد زدن و به زمين انداختن سوار است.در حيات وحش,اسب سوارش را به زمين ميزند تا فرد متجاوز يا مهاجم را از پشتش بردارد.
دانستن اين مطلب خصوصاً هنگام سوار شدن بر اسبي جوان سود مند است(تعليم اسب براي محل سوار)به علت ماهيت ديد پيرامون اسب ميتواند لحظه اي سواركار را بر روي پشتش ببيند.گاهي اوقات اين امر واكنش طبيعي بر زمين زدن سواررا تحريك ميكند كه تلاشي است براي دور كردن مهاجم بالقوه.بر زمين زدن سوار و لگد زدن صرفاًواكنشهايي طبيعي هستند.با در نظر داشتناين موضوع,سوار شدن بر اسب هميشه بايد به آهستگي انجام شود و با اطمينان كامل عضو آلفاي گله باشد.اكثر واكنشهاي اسب را ميتوان به غرايز طبيعي نسبت داد.درك نمودن و همدلي كردن با اين واكنش ها به منظور اينكه اسب به شما حرمت گذاشته و به شما اعتماد كند ضروري است.اين در حالي است كه شما بخواهيد بيشترين استفاده را از ارتباط با اسب داشته باشيد.
هيچ گاه قدرتهاي اسب را دست كم نگيريد.هر كس كه رمان نجواگر اسب اثر فيكولاس ايوانز را خوانده باشد(يا فيلم آن را ديده باشد)بدون شك ميتواند تواناييهاي اسب را در شركت جستن در الگوهاي ارتباطي پيچيده متوجه شود.
در واقع,اگر تا بحال با اسبي تماس داشته يا سوار ان شده باشيد,متوجه شده ايد كه اين دوست شما چقدر راغب به پاسخگويي به شماست.
اسبها در برقراري ارتباط توانايي بالا دارند,نه تنها با يكديگر بلكه با ديگر موجودات و انسانهاي اطرافشان.به منظور اينكه با موفقيت اسبها را كنترل كرده و سوار شويد,به درك روشني از خصوصيات و غرايزي كه رفتار اسب را موجب ميشوند,نياز داريد.
اسبها به شدت به حس تماس براي برقراري ارتباط با انسانها و با ديگر اسبها وابستگي دارند.اين موضوع در زماني كه اسب به فشار پا و فشار وزن سواركار پاسخ ميدهدبراحتي مشاهده ميشود.از سبيل براي لمس و احساس اشيا بويژه غذا استفاده ميكند.
تيمار داري متقابل بين اسبها شكلي از همكاري سنتي ميان گله ها است.اسبها همديگر را لمس كرده و به هم پوزه مي مالند به نشانه دوستي و پذيرش.تماس فيزيكي با ديگر اسبها براي بهبود ذهني اسب شما ضروري است.
حس بويايي اسب فراتر و حساس تر از انسان است.شناختن دوستان از طريق بويايي جه براي حيوان و چه انسان امكان پذير است.اين بدان معناست كه افراد تربيت كننده اسب بايد تلاش كنند تا عطر هايي كه از آنان استشمام ميشود,مداوم باشد(مثلاًلوسيون,ادكلنو صابون)بدين منظور كه به تشخيص اسب كمك كنند.
همچنين اسبها قادر هستند بوي خطر را كه از انسانها متصاعد ميشودحس كنند.اين موضوع تنش ايجاد شده را در زماني كه سواركار يا مربي ترس از خود نشان ميدهد توجيه مي كند.
زبان بدن و صورت ابزارهاي اوليه ارتباطي براي اسبها هستند كه با اين زبان اغلب ترس,كنجكاوي و عصبانيت به نمايش گذاشته ميشود.درحالت ترس،اسبها اغلب سوراخهاي بيني خود را گشادكرده وگوشهاراروي سرميخوابانند.
از سوي ديگر عصبانيت كه حركات صورت مشابهي داردنبايدباترس گرفته شود.چنين حركاتي ناشي ازخطر معمولا بادم سفت كردن همراه است ودرمراحل دفاعي بابازكردن دهان وبالا قبردن يك پا توام است.
ارتباط صوتي
حالات فيزيكي اغلب همراه با ارتباطات صوتي است.خرناس كشيدن كه با نگاه خيره وعميقي توام است يكي از روشهاي آگاه نمودن ديگراسبهااز احتمال خطراست ويا با اين كارازديگراسبهاي گله بپرسند كه آيا آنها تهديد به خطرشده انديانه.تعيين نمودن دوست يادشمن فردي كه خودرابراسب تحميل مي كند معمولا به وسيله دميدن شديددرسوراخهاي بيني مشابه خرناس كشيدن مشخص مي شود .صداي شيهه مانند شكل دوستانه ارتباط بين اسبها يابا انساني است كه آنرا دوست خود مي دانند.
بيشتر روشهاي ستيزه جويانه به شكل جيغ يا زوزه نشان داده ميشود. حالت دوم جدي تر بوده وعمدتاً نشان دهنده درگيري اي است كه رخ خواهد داد.جيغ عمدتاً علامت اخطار تلقي مي شود.شيهه پر صدا ترين ورايج ترين شكل ارتباط صوتي است كه به ندرت نشان دهنده اثري است.ازشيهه معمولاًبراي تعيين محل ديگر اسبها يا اظهار استفاده مي شود.
اسب مجموعه كامل ومفصلي از ابزارهاي ارتباطي در اختيار دارد واز آنها به نحو احسن بهره مي برد.برخي اوقات از يك وجود خود اسب حالت ساده استفاده مي كندوگاهي وقتها اين حالت در قالب الگوي پيچيده يا توالي نشانه ها قرار مي گيرد.
وصف بن كه اسب مامور مخصوص كشيدن واگن روي ريل معدن است,نمونه اي است ازارتباط دو جانبه شگفت آوري است كه بين اسب و انسان وجود دارد.آن داستان چنين است:
بن كه اسب كوتوله يك معدنچي بودو دراعماق معدن كار مي كرد,معمولاًدر وقت نهاربا ساندويچهاي صاحب خود شريك مي شد.روزي,بن از نهار خوردن با صاحبش امتناع كرد.در عوض , كناري ايستادوبه زمين سم ميكشيد.در ابتدا,صاحبش اورا ناديده گرفت اما وقتي كه بن شروع به شيهه كشيدن مي كند ورم مي كند, معدنچي تصميم مي گيرد كه اسب كوتوله اش را تعقيب كند.تقريباًبه طورناگهاني بام فرو ريخت. درست در همان نقطه اي كه معدنچي نشسته بود.يك نمونه فوق العاده از همدلي بود؟شايد چنين باشد.
در عین حال یک مسئله کاملاً روشن است. هر چقدر فردی با اسب صمیمی تر شود و به دنیای او راه پیدا کند، پاداشهای بزرگتری دریافت می کند.
همه چیز درباره رفتارهای سنی و جنسی اسب
بنیادی ترین مفهوم در مطالعه رفتار اسبها درک این نکته است که این حیوان اجتماعی و گله ای زندگی می کند و سلسله مراتب پیچیده ای بین گله وجود دارد.
غریزه گله
الوین هارنلی ادواردز، در مقاله خود تحت عنوان ذهن اسب این چنین توضیح می دهد: «غریزه زندگی گله ای به طور مستمر در اسب تظاهر می یابد که همیشه در پی بازگشت به گله یا بودن در کنار همنوعان خود است». مشکلات رفتاری نظیر چرت زدن (امتناع از ترک گله) و یا سختی رام کردن آنها صرفاً رجعت و بازگشت اسب را به غریزه طبیعی او که خواستار بودن در گله است،می باشد. در زمان تـرس یا تهدید، اسب به طور ذاتـی در طلب راهنمایی خواستن از دیـگر اسبها به آنها نگاه می کند. او باید بداند که بجنگد یا بدود.
در هر گله ای، سلسله مراتب قدرت وجود دارد که فقط ترتیب تسلط اسبها می باشد. رهبر یا همان اسب آلفا، عمدتاً اسبی است که توسط دیگران باهوش تر پیر تر شناخته شده و معمولاً مادیان است. بقیه گله برای راهنمایی خواستن در شرایط نا متعارف یا هنگامی که بدنبال غذای تازه یا سر پناه هستند به او مراجعه می کنند.
اگر چه عجیب است اما گله اغلب توسط یک اسب نر ( که عقیم نشده) مالکیت می شود که برای حمایت دسته خود از مهاجمان یا افراد غریبه مسئول است. اکثراً این غریزه جنگ و نبرد و طبع آتشین و تند اسبهای نر را برای سوارکاری نا مناسب می سازد. به این علت، بیشتر اسبهای سوارکاری نر عقیم شده اند که خلق و خوی آرامی را به بار می آورد. پس از عقیم سازی، به اسب نر اسب اخته اطلاق می شود.
سن بلوغ
اسبهای مختلف در سنین متفاوت بالغ می شوند. به عنوان قانونی کلی، کره مادیان یا کره اسب از زمان تولد باید کنترل شوند، امـا بر پشت آنها سوار نباید شد ( حداقل تا تابستانی که در آن سه ساله می شوند) همانند انسان، روند یادگیری هیچگاه به حد کمال نمی رسد. در عین حال بیشتر اسبها در حدود هفت-هشت سالگی به بلوغ ذهنی رسیده که در این زمان عمدتاً رفتارشان متین تر و پذیرنده تر می شود.
آیا سن يا جنس بر رفتار تأثیر می گذارند؟
تربیت عامل مهمی در تعیین رفتار است و نه سن یا جنس. مادیان ها هر چند از نرینه ها آرام تر هستند اما به علت فصلهای منظم( سیکل تحریکات جنسی) غیر قابیل پیش بینی هستند. این وضعیت در بعضی موارد آتها را برای مسابقه یا سوارکاری کودکان نامناسب می سازد. اسبهای اخته عمدتاً برای سوارکاری ترجیح داده می شوند به این علت کهطبیعت آرام تر و خلق و خویی ملایم دارند.
در رابطه با سن، رفتار اسبها از یکی به دیگری متفاوت است، اگرچه عموماً اسبهای بالای هشت سال آرامتر بوده و در طرز رفتار خود به پختگی بیشتری می رسند، به خصوص در محیط ناشناس و بالقوه استرس زا.
خود را در حکم رهبر دسته معرفی کنید.
عامل مهم در تعیین رفتار اسب شما این است که خود را عضو آلفای گله قرار دهید به این منظور که اسب شما به شما احترام گذاشته و برای هدایت و راهنمایی به شما مراجعه کند. این عوامل به همراه اعتماد داشتن و مطیع بودن، اسب را به سواری دادن و کنترل نمودت او وادار می سازد، که بدون توجه به سن و جنس حیوان، تجربه ای از سواری راحت تر و لذت بخش تر ایجاد می کند.
ترجمه:الگا عظيمي
تايپ: زهرا مومنی – رویا فرهمند
سالمونلوز وابسته به خزندگان
دكتر احسان خاكسار
به طور ميانگين تخمين زده می شود که 60 تا 90 در صد خزندگان سالمونلا را باخود حمل می کنند. به علت فلور طبيعی ونرمال خزندگان ( پوست ودستگاه گوارش ) اين طرز فکر عاقلانه است که بگوييم چيزی به عنوان خزنده بدون سالمونلا وجود ندارد . ( M. L headrich . 2001 )
اکثر خزندگان بدون آنکه نشانه بالينی خاصی داشته باشند ، سالمونلا را با خود حمل می کنند.
( L. Geue u. l. Schner 2001 ) درمان آنتی بيوتيکی نميتواند خزندگان را از سالمونلا پاک کند . حتی ممکن است باعث مقاومت بيشتر سالمونلا نسبت به آنتی بيوتيک شود . خزندگان اغلب چندين نوع ( سروتيپ ) از سالمونلا را به طور همزمان با خود حمل می کنند . تا کنون همه جنس های مختلف سالمونلا از خزندگان جدا شده است ، مرکز کنترل وپيشگيری بيماريها در آمريکا گزارش می دهد (CD.C) که به دليل افزايش تماس خزندگان با انسان در سالهای اخير ، سالمونلوز وابسته به خزندگان افزايش چشمگيری در آمريکا داشته است .
اخيراً در ايران نيز تمايل مردم برای نگهداری خزندگان ( لاک پشت ) افزايش يافته است .متأسفانه مارمولک نيز در برخی از خانه های ايرانی به وفور يافت می شود.

خطر خزندگان :
سالمونلاها باکتری ميله ای روده ای می باشند که باعث ايجاد عفونت روده ای می شوند . منبع اصلی عفونت سالمونلا غذای آلوده می باشد و بيشتر افراديکه با سالمونلا عفونت روده ای پيدا می کنند . دچار اسهال ، تب ودل درد می شوند . دربعضی افراد ممکن است عفونت آنقدر شديد باشد که بيماران نياز به بستری شدن در بيمارستان را داشته باشند .
باکتری سالمونلا علاوه بربيماريهای روده ای ، درافراد نابالغ ويا افراديکه سيستم ابمنی تضعيف شده دارند شامل بچه های کمتر از 5 سال ، زنان حامله ، افراد مسن، باعث ايجاد بيماريهای ديگر از جمله حصبه، عفونت های موضعی، عفونت خون ، عفونت استخوان وحتی مننژيت ومرگ در بچه ها ونوزادان می شود . سالمونلوز وابسته به خزندگان يک عفونت باکتريای است که توسط با کتری سالمونلا ايجاد می شود . مرکز کنترل وپيشگيری بيماريها ، دراين رابطه گزارشی منتشر کرده است .
اين مرکز تخمين می زند که در هر سال در آمريکا 93000 سالمونلوز وابسته به خزنده وجود دارد اين مسئله باعث ايجاد نگرانی زيادی برای دارندگان خزندگان ويا هرکس که بطور مستقيم يا غير مستقيم در تماس هستند ، شده است .
|
نکات مهم در گزارش مرکز کنترل وپيشگيری بيماريها با خزندگان : 1- در بچه ها احتمال آلودگى سالمونلاى وابسته به خزندگان بيشتر است. 2- خيلى از كسانى كه خزندگان را در خانه نگهدارى مى كنند از خطريكه ممكن است از جانب خزنده خانگى اشان به آنها منتقل شوند بى اطلاع اند. 3- با افزايش نگهدارى خزندگان در خانه ممكن است سالمونلا وابسته به خزندگان به يك مشكل عمومى تبديل شود. | ||
|
| ||
|
چگونه سالمونلا از خزنده به انسان منتقل می شود ؟ بيماری سالمونلوز وابسته به خزندگان به دليل تماس مستقيم ياغير مستقيم با مدفوع خزندگان بروز می يابد . همچنين به احتمال بسيار زياد سالمونلا از طريق پوست خزنده هم منتقل می شود. قابل توجه آنکه احتمال انتقال سالمونلا از طريق وسايلی که درارتباط خزندگان بوده اند وجود دارد . | ||
|
|
|
|
چگونه می توانيم از بسياری سالمونلوز وابسته به خزندگان جلوگيری کنيم ؟
1- افرادمی بايست بعد از تماس با خزندگان وياحتی وسايل آنها دست خود را با آب وصابون بشويند.
2- در خانه هايی که دارای بجه های کمتر از 5 سال ، افراد مسن وبطور کلی افراديکه سيستم ايمنی ضعيف دارند ، خزندگان می بايست در خارج از محل زندگی نگهداری شوند ، همچنين مادران آبستن می بايست قبل از بدنيا آمدن نوزادشان، خزندگان خانگی خود را به خارج از خانه منتقل کنند .
3- به خزندگان نبايد اجازه داده شود که در اتاقهای خانه ودرمحيط داخلی خانه حرکت کنند.
4- خزندگان می بايد در محلهايی که دوراز آشپزخانه وانبار موادغذايی هستند نگهداری شوند
5- همچنين وسايل حمامی که برای شستشوی خزندگان ولوازم آنها استفاده می شود می بايست کاملاً تميز وضد عفونی شوند .
6- مراکز فروش حيوانات خانگی ، دامپزشکان وپزشکان اطفال می بايست اطلاعات کامل را در مورد نگهداری خزندگان وخطه سالمونلوز وابسته به آنها را در اختيار صاحبان خزندگان وخريداران بدهند .
لازم به ذکر است که در طول سال 1382 توسط نگارنده تحقيقات جامع وگسترده ای در مورد آلودگی سالمونلا در خزندگان ايرانی به عمل آمد . که درطی اين تحقيق مشخص شد که در صد بالايی از خزندگان ايرانی بخصوص لاک پشت سالمونلا را باخود حمل می کنند .
كاهش خطر ابتلا به سالمونلاى وابسته به خزندگان در مسئوليت پذيرى مالكين ، آگاهى همگانى و آموزش خلاصه مى شود.
مناطق چهارگانه تحت کنترل اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان
مقدمه
رشد روز افزون جمعیت و نیازمندی جامعه به تامین مواد مورد مصرف و با توجه به اینکه تامین این احتیاجات بشر را وادار به بهره برداری بیشتر از منابع طبیعی می کند. کره مسکون را با خطری جدی مواجه ساخته است از طرفی اثرات سوء فعالیت های مخرب انسانی منجر به از بین رفتن زیستگاه ها ، انقراض گونه ها و کاهش تنوع ژ نتیکی گونه های گیاهی و جانوری و بروز دیگر پدیده های زیانبار گردیده است.
بهره برداری بی رویه از منابع آب ، خاک ، جنگل و مرتع ، معادن و تبدیل مراتع به زمین های کشاورزی و تبدیل مراتع به زمینهای کشاورزی و تبدیل اراضی کشاورزی به مراکز زیستی و توسعه شهری و صنعتی از عوامل عمده تهدید کننده جوامع طبیعی است که بشر بدست خویش زمینه این تخریب را فراهم نموده است.
اثرات تخریب و انهدام پوشش گیاهی و قطع اشجار و بوته کنی بصورت شواهد عینی در اکثر مناطق خشک و نیمه خشک ، کوهستانی یا دشتی به صورت کویرزایی و راه افتادن سیلاب بروز کرده و اثرات سوء فرسایش خاک را بدنبال داشته و مواهب طبیعی را نابود می کند.
بر مبنای سیاست جلوگیری از تخریب و حفظ اکوسیستم های طبیعی با ارزش بهره وری معقول از طبیعت و به دور از دخل و تصرفات غیر اصولی سازمان حفاظت محیط زیست مناطقی را بر اساس تصویب شورایعالی حفاظت محیط زیست تحت عناوین پارک ملی ، منطقه حفاظت شده ، پناه گاه حیات وحش ، آثار طبیعی ملی در کشور تحت کنترل و حفاظت قرار می دهد.
در استان خراسان وجود رشته کوه های بینالود ، هزار مسجد ، کوه های مرکزی ، کوه های منفرد و مناطق دشتی و کویری در جنوب و مرکز خراسان که هر کدام از ویژ گی های ژنیتیکی و اکوسیستم های متنوعی برخوردار هست ضرورت انتخاب مناطقی با ویژگی های خاص طبیعی در استان را اجتناب ناپذیر نموده و اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان در این راستا مناطقی را درنقاط مختلف استان خراسان شامل : یک پارک ملی ، 5 منطقه حفاظت شده ، یک پناهگاه حیات وحش ، 5 منطقه شکار ( تیر اندازی ) ممنوع با مساحتی در حدود 350 هزار هکتار را تحت حفاظت و کنترل قرار داده و محیط بانان گارد محیط زیست استان از این موهبت های الهی حفاظت و حراست می نمایند.
1- پارک ملی تندوره
این پارک در شمال استان خراسان و جنوبغربی شهر درگز و در نزدیکی مرز ایران و ترکمناستان واقع شده است.
پارک ملی تندروره از نظر ذخایر طبیعی و حیاتی ، تنوع زیستی و نمونه های حیات وحش ( قوچ و میش اوریال) و پدیده های ارضی و دیگر ویژگی های خاص در نوع خود پارکی ممتاز می باشد. مساحت پارک 37 هزار هکتار می باشد که از تاریخ 12/9/1347 مورد حفاظت قرار گرفته ، راه اصلی پارک جادهخ شوسه قوچان به درگز می باشد که از سه نقطه می توان به پارک دسترسی پیدا کرد.
1- قریه اینچه کیکانلو ( واقع بر سر راه درگر ، قوچان ) تاپاسگاه شکر آب ( جنوب پارک ) 10 کیلومتر.
2-از درگز تا پاسگاه چهل میر ( شر ق پارک ) 30 کیلومتر.
3- از نوخندان تا زیازتگاه بابانستان ( شمال پارک ) 12 کیلومتر.
این پارک از یک سری کوهای مرتفع و متصل به هم تشکیل شده است و سلسله جبال مشخصی ندارد. قسمتهای شمالی و شمال شرق آن هستند.
حیات وحش آن شامل: قوچ ومیش اوریال ، کل وبز ، پلنگ ، گراز ، گرگ ، روباه، شغال ، کفتار ، خرگوش ، سمور سنگی ، انواع گربه های وحشی و انواع خزندگان.
پرندگان: تیهو ، کرکس ، روباه ، هما ، عقابها ، سارگپه ها ، جغد ها ، کوکوها ، زردپره ، سهره ها و سسکها.
پوشش گیاهی : جامعه اورس ، انجیر ، بید ، نسترن ، گوجه وحشی ، کرکو ، درمنه ، گون ، کلاه میرحسن ، انواع گرامینه ، انواع گیاهان یکساله متعی و گیاهان با ارزش داروئی.
قابلیت های بالقوه پارک : علاوه بر این که مرکز مناسب تحقیقاتی و مطلاعاتی برای پژوهشگران می باشد دارای مراکز تفرجگاهی می باشد که اهالی شهرهای اطراف بمنظور گذراندن اوقات فراغت از آن استفاده می نمایند.
2- منطقه حفاظت شده سارگیل
این منطقه در جنوب شرقی شهر اسفراین با وضعیت کوهستانی تپه ماهوری و صخره ای می باشد. مساحت کل منطقه 28 هزار هکتار می باشد که از تاریخ 20/9/1352 مورد حفاظت قرار گرقته است.
حیات وحش آن : قوچ و میش اوریال ، کل وبز ، پلنگ ، گرگ ، کفتار ، گراز ، شغال ، روباه ، گربه وحشی ، انواع جوندگان کوچک ، خزندگان شامل انواع سوسمارها و مارهای سمی نظیر کبری ، افعی شاخدار ، افعی ، مار جعفری ، تیر مار و غیره.
پوشش گیاهی : شامل جامعه اورس ، بید ، زالزالک ، گوجه وحشی ، زرشک ، کرکو ، گون ، باریجه ، درمنه ، انواع گرامینه.
3- منطقه حفاظت شده قرخود( بجنورد)
موقعیت : منتهی الیه شمالغربی استان ، غرب شهرستان بجنورد.
وضعیت : تپه ماهور ، کوهستانی ، صخره ای با شیب تند.
تاریخ حفاظت : 27/4/13520
حیات وحش : قوچ و میش اوریال ، کل وبز ، پلنگ ، گرگ ، شغال ، روباه ، خوک وحشی ، انواع گربه های وحشی ، خرس ، کفتار ، سمور ، سنجاب ، خرگوش ، پایکا ، گورکن و انواع جوندگان کوچک.
پوشش گیاهی : جامعه اورس ، زالزالک ، زرشک ، کرکو ، گوجه وحشی ، بید ، گلابی ، گون ، باریجه ، درمنه و انواع گرامینه.
4- منطقه حفاظت شده سالوک
موقعیت : غرب شهر اسفراین.
وضعیت : دشتی ، کوهستانی.
مساحت : 16 هزار هکتار.
تاریخ حفاظت : 20/9/1352
گونه های عمده حیات وحش آن شامل : آهو ، قوچ و میش ، کل وبز ، گرگ ، پلنگ ، کبک دری ، انواع عقابها ، پرندگان شکاری.
پوشش عمده گیاهی: جامعه اورس ، زرشک ، کرکو ، زالزالک ، بادام وحشی ، بید ، درمنه ، گون ، کلاه میر حسن ، باریجه انواع گرامینه و گیاهان یکساله مرتعی.
5- منطقه گلون سرانی
موقعیت : منتهی الیه شمال شهر شیروان.
وضعیت : کوهستانی ، صخره ای با شیب تند.
مساحت : 17 هزار هکتار.
تاریخ حفاظت : 27/4/1350
جانوران عمده منطقه : قوچ و میش اوریال ، پلنگ ، کل وبز ، گربه وحشی ، خوک وحشی ، سمور سنگی ، روباه ، شغال ، سنجاب درختی ، خرگوش ، انواع جوندگان.
پوشش گیاهی : درختان اورس ، زرشک ، کرکو ، گون ، درمنه ، انواع گرامینه. این منطقه مرز ایران و ترکمنستان در ارتفاعات کپ داغ از دل منطقه ای وسیع و کوهستانی میگذرد که دارای غنی ترین پوشش جنگلی اورسی می باشد. این منطقه قبل از انقلاب اسلامی بعنوان پارک ملی مورد حفاظت قرار می گرفته و متاسفانه بعد از حد دامدارن محلی بصورت منطقه حفاظت شده مورد حفاظت قرار گرفته است.
زیستگاههای عمده حیات وحش استان عبارتند از : مناطق شکار و تیراندازی ممنوع زیستگاه حیدری ، ( شمال شهرستان نیشابور ) ، زیستگاه رئیسی ( جنوب شهرستان نیشابور ) ، زیستگاه ریوند ( غرب شهرستان سبزوار ) ، زیستگاه سرخس ( شهرستان سرخس ) درونه ، ( جنوبغربی شهرستان سبزوار ) ، نایبند ( جنوبشرقی شهرستان طبس ) ، زیستگاه وحش سیستان ( کلات نادر ) ، در بادام ( قوچان ) ، نوشیروان و بابا قدرت ، پاسگاههای موجود در ساریگل.
پاسگاه حیات وحش میاندشت
موقعیت : جونبغربی شهرستان بجنورد ، بخش جاجرم.
وضعیت : کویری ، بیابانی.
مساحت : 56 هزار هکتار.
تاریخ حفاظت : 20/9/1352
صفات ویژه حفاظتی : یوزپلنگ ، آهو ، هوبره ، گیاهان کویری.
پوشش گیاهی : گز ، ناغ ، قیچ ، اسکنبییل ، درمنه ، انواع گرامینه ، گیاهان یکساله خاص مناطق کویری و بیابانی و نواحی خشک.
حیات وحش : آهو ، یوزپلنگ ، گرگ ، روباه ، کفتار ، گربه شنی ، سنجاب زمینی ، خرگوش ، پایکا ، جربیل و انواع جوندگان.
پرندگان : پرندگان شکاری ، عقابها ف سارگپه ، کرکس ، انواع لاشخورها ، جغدها ، هما ، سنگ چشمه ها ، سارها ، گنجشک سانان.
این منطقه تنها پایگته جهت حفظ گونه های با ارزش نظیر یوزپلنگ و آهو در دو بخش شمالی و شمالشرقی کویر مرکزی می باشد.
سازمان حفاظت محیط زیست : اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان
منطقه حفاظت شده ساريگل
منطقه حفاظت شده ساريگل در شمال خراسان و در 24 كيلومترى شرق اسفراين و در حاشيه جنوبى رشته جبال آلاغ موسوم به شاه جهان قرار گرفته است.
منطقه اى است كوهستانى و داراى تنوع گياهى و جانورى بسيارغنى مى باشد كه بمنظور حفظ نمونه هايى از سيستم هاى اكولوژيك و ذخاير توارثى و جانورى مورد حفاظت قرار گرفته است و در حال حاضر مو رد بازديد و بهره بردارى هاى فرهنگى ، آموزشى و تحقيقاتى علاقمندان و خصوصا دانش پژوهان قرار مى گيرد و براى دوستداران طبيعت مكانى است براى تفرج و تفريح در ايامى از سال.
وجود چشم انداز هاى طبيعى و زيبا در حاشيه منطقه و كنار رود خانه سرچشمه و همچنين وجود گونه هاى درختى ارس و جانورى قوچ اوريال ( زيباترين قوچ ايران ) بر ارزشمندى منطقه مورد نظر در جهت بهره بردارى به منظور گذراندن اوقات فراغت افزوده است.
تاريخچه
منطقه حفاظت شده ساريگل در سال 1352 و باستناد مصوبه شماره 47 مورخ 2/9/1352 شورايعالى حفاظت محيط زيست بعنوان منطقه شاه جهان تحت حفاظت قرار گرفت و بعد از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى اين منطقه به منطقه حفاظت شده ساريگل تغيير نام يافت.
در ارديبهشت ماه سال 1362 مراتع منطقه حفاظت شده ساريگل توسط كارشناسان ذيربط مميزى و منطقه اى بعنوان منطقه امن كه چراى احشام در آن ممنوع مى باشد مشخص گرديد.
از آن تاريخ حفاظت همراه با بهره بردارى در حد ظريفيت از منطقه مورد نظر موجب ايجاد منطقه اى با پوشش گياهى مطلوب و گونه هاى جانورى با ارزرش گرديده و محيط بانان اين حافظان هميشگى محيط زيست كشور با حفاظت موثر از اين موهبت الهى زمينه بهره بردارى علمى _ پژوهشى _ تفرجى از محدوده منطقه حفاظت شده ساريگل را فراهم آورده اند.
خصوصيات جغرافيايى _ اقليمى
منطقه حفاظت شده ساريگل با وسعتى معادل 28000 هكتار در 24 كيلومترى شرق شهر اسفراين در حاشيه جنوبى رشته جبال آلاغ موسوم به شاه جهان قرار گرفته و عموما كوهستانى است.
اين منطقه بين 36/57 تا 47/57 طول شرقى و 55/36 تا 08/37 عرض شمالى قرار دارد. محدوده منطقه حفاظت شده ساريگل شمالا از اتصال جاده مالروايزى به نوشيروان با رودخانه سرچشمه به طرف شرق تا اتصال جاده مالرو ترخه يورد ( قله كركز ) در دره اردقان به رودخانه سرچشمه.
شرقا از اتصال جاده مالرو و ترخه یورد در امتداد دره شاه وند تا تقاطع با دره کولی و همین راستا تا اتصال دره های ساریگل و دره بال اندروکاج تا دهنه اجاق. ساریگل و دره تندره و دره بال اندرو کج دره تا دهنه اجاق. جنوب آن از دهنه اجاق بطرف غرب تا قریه ایزی.غرب آن از قریه ایزی بسمت نوشیروان و از آنجا تا اتصال با رودخانه سرچشمه.
جانوران با ارزش منطقه پستانداران
شامل : قوچ و میش اوریال ( زیبا ترین قوچ وحشی ایران ) که به فراوانی در این منطقه زیست می نماید. کل و بز، گرگ ، کفتار ، روباه ، شغال ، خوک وحشی ، تشی ، خرگوش ، سمور سنگی ، زردبر، سنجاب زمینی ، خرگوش ، موش ، گربه جنگلی و انواع جوندگان کوچک.
پرندگان
کبک ، کبک دری انواع پرندگان شکاری ، جغدها ، عقابها ، هما ، کرکس ، کبوتر ، سنگ چشم چکاوکها ، سسک ها ، گنجشک سانان ، کلاغها ، سهره ها ، سارها و توکا ها.
خزندگان
شامل : مارها و سوسمارها.
مارها شامل : افعی ، کفچه مار ، مار جعفری ، مار شاخدار ( گونه های سمی ) مارهای نیمه سمی ، افعی پلنگی ، آلوسر ، یله مار ، تیر مار ، تیر مار خراسانی.
جوامع گیاهی
شامل : جنگهای اورس و کرکو ، بید وحشی ، زالزالک و گیاهان یکساله مرتعی ، گیاهان دارویی.
سازمان حفاظت محیط زیست : اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان
کشف سرنخ تکامل گیاهان در فسیل فضولات دایناسور توسط یک پژوهشگر ایرانی
پژوهشگر ایرانی دانشگاه«پنجاب» هند با همکاری محققانی از هند و سوئدبا کشف قدیمی ترین بقایای گیاهان علفی در فسیل فضولات بر جای مانده از گونه ای ازدایناسور با قدمتی حدود 67 میلیون سال به سرنخهای جدیدی در بررسی سیر تکامل گیاهان وذایناسورها دست یافت که تحقیقات در زمینه روند تکامل گیاهان و دایناسورها را وارد مسیری جدید میکند.به گزارش ایسنا،یافته علمی جالب توجه دکتر حبیب علی محمدیان –دانش آموخته ایرانی دکترای زمین شناسی و پژوهشگر مرکز مطالعات پیشرفته زمین شناسی دانشگاه «پنجاب» هند-که با همکاری پروفسور «آشوک ساهنی»دانشمند برجسته هندی ،واندانا پاراساد از موسسه سنگواره شناسی گیاهی «لاک نو»وكارولينا استرومبرك ازتاریخ طبیعی سوئد حاصل شده اخیرا در مجله علمی معتبر((ساینس)) به چاپ رسیده وبازتاب قابل توجهي در مجامع علمی و خبری جهان داشته است.دکتر علی محمدیان و همکارانش با بررسی فسیل فضولات بر جای مانده از گونه ای دایناسور گیاهخوار گردن دراز که در مناطقی از هند جمع آوری شده ،توانسته اند وجود گونه هایی از علف در حدود 67 میلیون سال پیش را اثبات کنند،بدین ترتیب مشخص شد که علفها بخشی از غذای دایناسورها را در آن زمان تشکیل میدادند .این علفها از گونه های گیاهی بودند که دانشمندان تصور نمیکردند در آن دوران بر روی زمین رشد کرده باشند.
تخم مرغی غنی شده با ریزمغذی ها در کشور تولید شد.
با تلاش یک دانشجوی دکترای تخصصی بیماری های طیور دانشگاه تهران امکان تولید انبوه تخم مرغهای غنی شده از ویتامینEوسلنیوم و سایر ریزمغزی ها با مصارف عمومی ودرمانی و قابلیت تامین ریزمغذی های مورد نیاز بدن و کاهش خطر ابتلا به بیماری ها در کشور فراهم شد.
دکتر آرش قلیان چی لنگرودی ،مجری این طرح در گفت و گو با ایسنا ،اظهار کرد :تخم مرغهای غنی شده در چهار نمونه غنی شده با «سلنیوم وویتامینE»،با «اسید فولیک»،با «ید»و با «روی» تولید و جهت تایید نهایی به آزمایشگاه های معتبر داخلی و خارجی ارائه شده اند.
نتایج تستهای انجام شده بر روی تخم مرغ غنی شده با سلنیوم و ویتامینE که از آزمایشگاه «یوروفین»در آلمان واصل شده، نشان داده که میزان سلنیوم موجود در این تخم مرغ سه برابر و میزان ویتامینEآن حدود هشت برابر افزایش یافته است که در حال حاضر در انتظار دریافت پاسخ تست سایر تخم مرغها شده و کسب مجوز لازم از سوی سازمان دامپزشکی کشور برای تولید انبوه آنها هستیم.وی با ابراز امیدواری به این که نخستین تخم مرغهای غنی شده با ویتامینEو سلنیوم سال آینده در کشور عرضه شود،خاطر نشان کرد:تخم مرغهای غنی شده مصرف طبی و عمومی داشته و از نظر قیمت،تفاوت چندانی با تخم مرغهای معمولی ندارد.
این پژوهشگر درباره روش تولید گفت:تولید این تخم مرغها با تغییر در جیره غذایی مرغها و اضافه کردن مواد آلی به آنها و متعادل کردن مواد معدنی جیره به منظور جلوگیری از تداخل مواد مغذی آن انجام شده که مرغها باید به مدت دو ماه از این جیره غذایی استفاده کنند. وی تصریح کرد:در حال حاضر کشورهای پیشرفته به تخم مرغ غنی شده با omega3(اسید چرب) و سایر مواد مغذی نظیر ید ،ویتامینE ،سلنیوم،لوتئین،روی واسید فولیک روی آورده هند که این محصولات اغلب در اروپا و آمریکا به مصرف کنندگان عرضه میشود.وی درباره ارزش غذایی تخم مرغ غنی شده با سلنیوم و ویتامینEاظهار کرد:ویتامین Eکه در بدن تولید نشده و عمدتا ً باید از طریق مواد مصرفی وارد بدن شود،به عنوان یکی از قویترین آنتی اکسیدانها از اثرات مضر رادیکالهای آزاد و متابولیتهای سمی جلوگیری کرده است و در محافظت از بدن در برابر سرطان (به ویژه سرطان سینه و ریه)پیری و بیماری های قلبی و عروق ،دیابت ،ارتواسکلروزیس ،تقویت سیستم ایمنی بدن و تولید مثل و غیره اثر مثبت دارد.
ماهی های قرمز ناقل بیماری هستند.
کارشناسان زیست محیطی و سازمان دامپزشکی کشور اعلام کرد :ماهی های قرمز ناقل بیماری اند.
در آستانه ی فرا رسیدن عید نوروز و شروع فصل خرید و فروش ماهی کارشناسان زیست محیطی و سازمان دامپزشکی کشور اعلام کرد:ماهیهای قرمز به علت رعایت نکردن شرایط بهداشتی در زمان عرضه میتواند مخاطرات انسانی و زیست محیطی و بروز بیماریهای مشترک آبزیان به ویژه ماهی قرمز را همراه داشته باشد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، بیماری پیسوریا زیس وسل پوستی ازجمله بیماری هایی است که از ماهی قرمز ، لاکپشت ومار آبی به انسان منتقل میشود . این بیماری در مراحل اولیه قابل تشخیص نیست و درمراحل پیشرفته درمان ناپذیر وگاهی کشنده است .
تهیه کننده : خانم نوشین عبدالله پور

معرفى دكتر هدايت تاجبخش ( پدر تاكسيدرمى ايران )
احتمالا بسيارى از شما حيوانات خشك شده يا تاكسيدرمى شده را بر ديوار منازل يا موزههاى حيات وحش تماشا كردهايد. اما تا به حال فكر كردهايد كه اين مجسمههاى زيبا و به ظاهر واقعى چه مراحلى را طى مى كنند يا اصلا چه كسى آنها را با اين مهارت و هنرمندى به اين صورت در آورده تا سالها همچون شى زينتى در معرض نمايش گذاشته شوند؟
دكتر هدايت تاجبخش از اولين پايهگذاران فن تاكسيدرمى در ايران است. وى در سال 1319 در تهران متولد شد و تحصيلات خود را در رشته تاكسيدرمى با درجه دكترى و با موضوع بافتشناسى حيوانات وحشى از آمريكا دريافت كرد و هم اكنون در كارگاه تاكسيدرمى موزه طبيعت و حيات وحش ايران واقع در منطقه دارآباد تهران مشغول به كار است.
تاكسيدرمى مركب از دو واژه يونانى تاكسيز (
نخستين گامهاى تاكسيدرمى براى بازسازى پرندگان در قرن هفدهم در هلند صورت گرفته و امروزه قديمى ترين گونه تاكسيدرمى شده موجود يك كرگدن است كه در موزه جانورشناسى فلورانس ايتاليا نگهدارى مى شود. در اين تاكسيدرمى جانوران با تشكيل موزه جانورشناسى دانشكده كشاورزى كرج و به همت شادروان جلال افشار شكل گرفت.
از نيمه دهه 1320 ه.ش به بعد نيز موزه دانشكده علوم دانشگاه تهران (موزه فاطمى) و بخش جانورشناسى موسسه تحقيقات آفات و بيمارىهاى گياهى از پيشگامان تاكسيدرمى جانوران در ايران و ادامه دهنده راه افشار بودند. بعد از تاسيس سازمان محيط زيست، هدايت تاجبخش در سال 1347 با اتكا به روشهاى نوين علمى به اين امر مبادرت كرد و تا به امروز، تنها موسسه مجاز ايران براى انجام تاكسيدرمى حيوانات است. وى كه به اين فن عشق مى ورزد و تمام سعى اش را براى تداوم حرفهاى آن در ايران انجام مى دهد ، دليل روى آوردن خود را به تاكسيدرمى حيوانات چنين بيان مى كند: «توجه به طبيعت و شكار از قديم در خانواده ما وجود داشت و از آنجا كه ما يكى از خاندانهاى مربوط به قاجار هستيم، شكار كردن به عنوان تفريح و سرگرمى در ميان افراد خانواده دنبال مى شد. من و برادرم از دوران نوجوانى به همراه پدر و عمويم به شكار مى رفتيم و حيوانات شكارى را خشك مى كرديم تا اينكه به اين فكر افتاديم اين كار را از حالت تفريحى خارج كنيم و به صورت حرفهاى درآوريم.» و تنها يك مشوق لازم بود تا اين برادران علاقهمند به حرفه نه چندان آشنا و پر طرفدار تاكسيدرمى كشيده شوند: «اتفاقا هنگاميكه پدرم در لرستان راهنماى گروه هيات علمى ويليام استريت بود ، بسيارى از شكارهاى من و برادرم مورد توجه اين هيات 30 نفره قرار گرفت و با حمايت و راهنمايى آنها تشويق شديم به آمريكا برويم ، دورههاى تاكسيدرمى را فرا بگيريم. سال 1341 همراه برادرم به شيكاگو، سياتل و بعد واشنگتن رفتم و دورههاى مربوط به اين رشته از جمله طراحى ، عكاسى ، مجسمهسازى ، آناتومى حيوانات ، زيست ، شيمى و ديوراما (اقليمسازى) را در موسسه برادران جونس گذراندم.»
تاجبخش كه اكنون استاد دانشگاه آزاد اسلامى است پس از بازگشت به ايران فعاليت جدى خود در اين زمينه را پى گرفت: «سال 1346 به ايران برگشتم و با همكارى كانون شكار وقت شروع به فعاليت كردم تمام حيوانات تاكسيدرمى شده در اين موزه ، موزه تاريخ طبيعى و پرديسان متعلق به من و دستيارانم است و اكثر اين شكارها را نيز خود من يا دوستانم انجام دادهايم.»
دستياران استاد معمولا از دانشجويانى هستند كه به صورت كارآموز دورههاى مربوط را فرا مى گيرند و پس از 10- 8 سال به صورت حرفهاى به مهارت لازم مى رسند. البته بايد اين نكته را يادآور شد كه رشته تاكسيدرمى فعلا در كشور وجود ندارد و با همت ايشان و همكارانشان، دانشگاه آزاد سعى در تصويب آن در مقطع كارشناسى ارشد دارد و در مقطع كارشناسى نيز دانشجويان دانشكده مهندسى محيط زيست طى دوران تحصيلشان چند واحد را به اين نام مى گذرانند كه اكثر علاقه مندان به اين حرفه از ميان همين دانشجويان هستند.
كارگاه تاكسيدرمى قسمتى از موزه حيات وحش ايران و محل فعاليت و كار دكتر تاجبخش است. بازديدكنندگان در آنجا با چگونگى فن حفظ و نگهدارى موجودات به صورت غير زنده آشنا مى شوند.
همچنين در اين قسمت ساخت ديوراما ما كه شبيه هسازى موجودات تاكسيدرمى شده در محيط زيست طبيعى آنهاست انجام مى شود. اين كارگاه شامل قسمتهاى تاكسيدرمى پرندگان ، پستانداران ، خزندگان ، آبزيان، حشرات ، ماهىها و سخت پوستان است.
اگر به اتاق انتهايى اين سالن سرى بزنيد ، مى توانيد از نزديك چگونگى كار روى حيوانات را تماشا كنيد. ابتدا از بدن حيوان عكس مى گيرند و بعد قسمتهاى مختلف بدن جانور را اندازهگيرى و مشخصات ظاهری آن را يادداشت مى كنند. پس از جدا كردن پوست از بدن حيوان آن را نمك سود مى كنند تا بهتر نگهدارى شود و در مرحله بعد با استفاده از آب و مواد شيميايى چون نمك ، سولفات آلومينيوم ، بى كربنات سديم، فرمالين ، اسيد سولفوريك ، اسيد فرميك و روغن دباغى پوست را براى خشك كردن آماده مى كنند.
در آخرين قسمت پوست دباغى شده را روى قالب فايبرگلاس مى چسبانند. البته كار به همين جا ختم نمى شود و خشك كردن كامل حيوانات ، در زمانهاى متفاوتى انجام مى پذيرد. براى مثال پستانداران 4 _ 3 ماه و پرندگان 20 روز زمان لازم دارند تا به صورت نهايى كه شما در ويترينها مىبينيد ، درآيند.
البته اين نكته را هم نبايد فراموش كنيد كه محل نگهدارى حيوانات تاكسيدرمى شده بايد تميز و ضدعفونى شده باشد و رطوبت و درجه حرارت سالنها بين 25 _ 18 درجه سانتى گراد تنظيم شود تا انقباض و انبساط ناشى از سرما و گرما به پوست حيوانات لطمهاى نزند.
از ديگر بخشهاى جالب كه به همت دكتر هدايت تاجبخش و گروهى از استادان رشتههاى ديگر مثل علامهجعفرى و دكتر ميثمى (زمينشناس) بنا شده ، سالن زمين شناسى است اين سالن يكى از بخشهاى جالب توجه براى نوجوانان و دانشآموزانى است كه از موزه بازديد مى كنند.
دكتر تاجبخش زمين شناسى را چنين توضيح مى دهد: «در اين سالن مناظرى از دورانهاى مختلف زمين شناسى به صورت ديوراما به نمايش درآمده. با استفاده از نظريه دانشمندان بزرگى چون هابل و انيشتين هشت ديوراما ساختيم و هر قسمت را با آيات قرآنى مربوط به آن دوران تطبيق داديم. مثلا اولين مرحل پيدايش حيات دوره بيگ نبگ است كه جهان از گازهاى مختلف تشكيل شده بود و آن را با اين آيه قرآن تطبيق داديم كه مى فرمايد: «جهان زاده شد كه از گاز و دودى بيش نبود.» در سالنهاى مربوط به تاكسيدرمى حيوانات آنچه پس از مدتى توجه بازديدكنندهها را به خود جلب مىكند ، قفسهاى بى شمار پرندگان زنده است ، كه با آوازهاى خود فضاى سالن را پر كردهاند. گويا دكتر تاجبخش دوست ندارد ، تمام مدت نظاره گر حيوانات مرده باشد ، و جالبتر اينكه حتى در منزل شخصى اش ، هم نمونهاى از حيوانات تاكسيدرمى شده ، نگهدارى نمى كند.
http://www.chn.ir/News: خبرگزارى ميراث فرهنگى

آواز نهنگ ها
آواز وال ها ( whale song ) ، صدايى است كه وال ها براى برقراى ارتباط توليد مى كنند. واژه
( song ) براى توصيف الگويى منظم و پيشگويى صداهايى كه به وسيله گونه هايى از وال ها توليد مى شود ، مورد استفاده قرار مى گيرد. اين مكانيسم براى توليد كردن صدا در خانواده وال سانان و پستانداران دريايى شامل : دلفين ها ، وال ها و نهنگ هاى دندان دار ، كه به صدا براى ايجاد ارتباط بيشتر از حس هاى ديگر در پستانداران زمينى وابسته هستند ، استفاده مى شود ، زيرا ساير حسها در آب اثر محدود ترى دارد.
بينايى در پستانداران دريايى به دليل اينكه نور در راه آب جذب مى شود محدود است. بويايى هم اثر كمترى دارد ، زيرا مولكول ها در آب خيلى آهسته تر پراكنده مى شوند تا در هوا. پستانداران دريايى از صدا ها براى برقراى ارتباط و تغذيه استفاده مى كنند.
طرفداران محيط زيست و وال شناسان ( cetologist ) معتقدند كه افزايش صداها در اقيانوس هاى جهان به وسيله كشتيها و لرزه هاى درياى باعث صدمه به وال ها مى شود.
توليد صداها
انسانها صدا ها را با بيرون راندن هوا از ميان حنجره توليد مى كنند. تارهاى آوايى داخل حنجره باز و بسته مى شود و اين امر براى توليد جريان هوا ضرورى است ، اين جريانات همراه با گلو ، زبان و لبها صدا ها را توليد مى كنند.
وال ها صدا ها را با مكانيسم متفاوتى توليد مى كنند. اين مكانيسم در 2 زير خانواده عمده در وال ها متفاوت است: Odentoceti ( Toothed whale ، شامل دلفين ها ) و Mystceti ( Baleen wale ، شامل وال هاى بزرگ و وال هاى آبى )
توليد صدا در Toothed whale

مناطقى كه در سر دلفين ها توليد صدا مى كنند.
دلفين ها صداهاى طولانى ، مكرر وپائينى مانند وال ها ايجاد نمى كنند. به جاى آن صدايى سريع وبلند از تق ها و سوت ها ايجاد مى كنند. صداى تق معمولا براى جهت يابى و مجموع تق ها و سوت ها براى ارتباط برقرار كردن استفاده مى شود. يك گله دلفين ممكن است صداهاى متفاوت و گوشخراشى توليد كنند كه مقدار خيلى كمى از آنها قابل تشخيص است.
صدا هاى مختلف در آنها به وسيله عبور دادن هوا از ميان ساختارهايى در سر كه مانند عبور دادن هوا از بينى در انسانها ست توليد مى شود ، كه اين ساختارها لبهاى آوايى ( Phonic lips ) ناميده مى شوند.
هوا از يك مجراى خيلى باريك عبور میكند ، پرده لب هاى آوايى به داخل كشيده مى شود و به وسيله بافت ها محاصره مى گردد و به ارتعاش در مى آيد. اين ارتعاش مانند ارتعاش حنجره در انسانها ست ، كه به طور آگاهانه و با يك حساسيت فوق العاده كنترل مى شود.
تمام دلفين ها و يك گونه از وال ها Sperm whales ، 2 لب آوايى دارند ، بدين نحو قادرند 2 صداى مستقل ايجاد كنند. در يك نوع آن هوا از لب هايى آوايى عبور كرده و از Vestibular sac خارج مى شود. و در نوع ديگر هوا دوباره به داخل بر مى گردد و وارد قسمت پائينى بينى شده و دوباره توليد مى شود و از سوراخ بينى نهنگ كه در بالاى سرش قرار دارد خارج مى شود.
در يك سرى از تحقيقات نشان داده شده است كه يك گونه از دلفين ها به نام دلفين هاى پوزه دار(Bottlenose dolphins ) ، صدا را به وسيله تركيبات پيچيده بينى و ششها و با كمك عضله Platopharygeal توليد مى كنند و صداى توليد شده تا زمانى كه دلفين ها نفس خود را در زير آب حبس مى كنند ، ادامه مى يابد.
تو ليد صدا در Baleen whale
وال ها ساختارهاى آوايى ندارند ولى به جاى آن ساختارهايى شبيه حنجره دارند كه نقش توليد صدا را بر عهده مى گيرند. اما فاقد تارهاى آوايى هستند. به هر حال اين فرآيند به طور كامل قابل مقايسه با انسانها نيست ، زيرا وال ها براى توليد صدا هوا را به بيرون نمى دمند. آنها هوا را در داخل بدنشان به چرخش در مىآورند. ممكن است انحناهاى جمجمه اى ( cranial sinuses ) در توليد صدا در وال ها نقش داشته باشند ، اما تا كنون فرآيند هاى سلولى آن مشخص نشده است.
چون والهاى گوژپشت صداهاى پيچيده اى توليد مى كنند ، عده اى معتقدند كه صدا هاى ساده در اين وال ها براى انتخاب جفت مى باشد. صدا هاى ساده در ديگر وال ها در تمام طول سال استفاده مى شود.
دلفين ها قادرند كه به وسيله صدا ها جهت يابى كنند ( به وسيله ارسال امواج فرا صوتى ) و قادرند به اندازه و موقعيت اجسام به طور دقيق پى ببرند. در صورتى كه وال ها اين توانايى را ندارند. بويايى در وال ها پيشرفته نيست و صدا هايى كه براى انسان قابل شنيدن است در وال ها نقش قطب نما را دارد.
آواز وال هاى گوژپشت

اسپكتوگرام آواز وال ها
آواز هاى 2 گروه از وال ها ، وال هاى گوژپشت و زير گونه وال هاى آبى ، كه در اقيانوس هند زندگى مى كنند مورد بررسى قرار گرفته است. وال هاى گوژ پشت نر يك آواز مخصوص در فصل جفتگيرى دارند و دانشمندان حدس مى زنند كه هدف از اين آوازها انتخاب جفت است. به هر اين آوواز ها يك رفتار تعاونى بين وال هاى نر براى انتخاب جفت است. به عبارت ديگر با اين كار قلمرو خود را مشخص مى كنند و در مقابل وال هاى ماده جلب توجه مى كنند. اين آوازها در وال هاى ماده ديده نشده است.
جالب توجه است كه در طول اين آوازها وال ها تنها هستند و دنباله رو گله نمى باشند و به طور منفرد به وال ماده نزديك مى شوند.
2 دانشمند به نام هاى Roger payne و Scotmcvay آناليز آواز اين وال ها را در سال 1971 طراحى كردند. اين آناليز داراى يك سلسله مراتبى است كه اساس وپايه آن ارسال صداهاى منفرد در يك زمان كوتاه است. اين صدا ها فركانسى بين 20Hz تا 10kHz دارند ، ( رنجى كه در انسان قابل شنيدن است20Hz تا 20kHz است ). اسپكتوگرام اين صداها در تصوير بالا مشخص شده است. وال ها در اين گزارش صدا هايى قطعه هاى مشابهى به طور مكرر در طول 2 تا 4 دقيقه دارند. كه اين صداها به فراوانى در طول ساعت ها و روزها و به طور يكنواخت تكرار مى شود.

تصوير شماتيكى از آواز وال هاى گوژپشت
تمام آواز وال هاى يك منطقه تقريبا يكسان و شبيه هم هستند و در طول زمان و به آهستگى تكامل پيدا مى كنند. براى مثال در تحقيقات نشان داده شده است كه صداها ، در ابتدا به صورت خط صاف بالاى تصوير مى باشد و به آهستگى اين خط صاف شروع به موج دار شدن مى كند. در قسمت هاى بعدى صداها بلندتر است.
اين تكامل در آواز وال ها در طول سال و به سرعت انجام مى شود. و نمودارها در سال هاى بعدى داراى تفاوت هايى است.
وال ها در مناطق خاصى پيدا مى شوند كه بيشتر شامل اقيانوس ها و خليج هاى بزرگ است. وال هاى مناطق مختلف آوازهاى كاملا متفاوتى دارند. تكامل آوازها در وال ها نشان مى دهد كه الگو هاى قديمى در مورد آنها فاقد اعتبار است. يك آناليز از اين آوازها كه در 19 سال پيش در يك منطقه خاص تهيه شده ، داراى الگو و تركيبى است كه هرگز در آناليزهاى ديگر تكرار نشده است.
وال هاى گوژپشت داراى يك مراسم آواز خوانى خاص در دوران جفتگيرى هستند. در نهايت وال هاى گوژپشت يك سرى صدا توليد مى كنند كه در تغذيه به آنها كمك مى كند ( كه مدت آن 5 تا 10 ثانيه است ) وال ها معمولا به طور گروهى تغذيه مى كنند. آنها به طرف اعماق دريا شنا مى كنند و ناگهان به طور گروهى و همه با هم به سطح آب مى آيند ، در اين حركت رئيس گله صدايى توليد مى كند كه گروه براى پاسخ دادن به اين صدا همه با هم حركت مى كنند.
بيشتر Ballen whale ، صداهايى در حدود 15 تا 20 هرتز توليد مى كنند. با اين حال تحقيقاتى كه زيست شناسان دريايى بر روى وال هاى شمال اقيانوس آرام براى 12 سال انجام دادند متوجه شدند كه آواز آنها 52 هرتز است.
دانشمندان تا كنون نتوانسته اند يك مجموعه قواعد و دستورات خاصى براى اين آوازها مشخص كنند.
Whale song
Whale song is the sounds made by whales to communicate. The word "song" is used in particular to describe the pattern of regular and predictable sounds made by some species of whales (notably the humpback) in a way that is reminiscent of human singing.
The mechanisms used to produce sound vary from one family of cetaceans to another. Marine mammals, such as whales, dolphins, and porpoises, are much more dependent on sound for communication and sensation than land mammals are, as other senses are of limited effectiveness in water. Sight is limited for marine mammals because of the way water absorbs light. Smell is also limited, as molecules diffuse more slowly in water than air, which makes smelling less effective. In addition, the speed of sound in water is roughly four times that in the atmosphere at sea level. Because sea-mammals are so dependent on hearing to communicate and feed, environmentalists and cetologists are concerned that they are being harmed by the increased ambient noise in the world's oceans caused by ships and marine seismic surveys.
Humans produce sound by expelling air through the larynx. The vocal cords within the larynx open and close as necessary to separate the stream of air into discrete pockets of air. These pockets are shaped by the throat, tongue, and lips into the desired sound.
Cetacean sound production differs markedly from this mechanism. The precise mechanism differs in the two major sub-families of cetaceans: the Odontoceti (toothed whales—including dolphins) and the Mystceti (baleen whales—including the largest whales, such as the Blue Whale).
Toothed whale sound production
Toothed whales do not make the long, low-frequency sounds known as the whale song. Instead they produce rapid bursts of high-frequency clicks and whistles. Single clicks are generally used for echolocation whereas collections of clicks and whistles are used for communication. Though a large pod of dolphins will make a veritable cacophony of different noises, very little is known about the meaning of the sound. Frankell (1998) quotes one researcher characterizing listening to such a school as like listening to a group of children at a playground.
The multiple sounds themselves are produced by passing air through a structure in the head rather like the human nasal passage called the phonic lips. As the air passes through this narrow passage, the phonic lip membranes are sucked together, causing the surrounding tissue to vibrate. These vibrations can, as with the vibrations in the human larynx, be consciously controlled with great sensitivity. The vibrations pass through the tissue of the head to the melon, which shapes and directs the sound into a beam of sound for echolocation. Every toothed whale except the sperm whale has two sets of phonic lips and is thus capable of making two sounds independently. Once the air has passed the phonic lips it enters the vestibular sac. From there the air may be recycled back into the lower part of the nasal complex, ready to be used for sound creation again, or passed out through the blowhole.
The French name for phonic lips—museau de singe—translates to "monkey lips," which the phonic lip structure is supposed to resemble. New cranial analysis using computed axial and single photon emission computed tomography scans in 2004 showed that, at least in the case of bottlenose dolphins, air may be supplied to the nasal complex from the lungs by the palatopharyngeal sphincter, enabling the sound creation process to continue for as long as the dolphin is able to hold their breath (Houser et al., 2004).
Baleen whales do not have phonic lip structure. Instead they have a larynx that appears to play a role in sound production, but it lacks vocal chords and scientists remain uncertain as to the exact mechanism. The process, however, cannot be completely analogous to humans because whales do not have to exhale in order to produce sound. It is likely that they recycle air around the body for this purpose. Cranial sinuses may also be used to create the sounds, but again researchers are currently unclear how.
While the complex and haunting sounds of the Humpback Whale (and some Blue Whales) are believed to be primarily used in sexual selection (see section below), the simpler sounds of other whales have a year-round use. While toothed dolphins (including the Orca) are capable of using echolocation (essentially the emission of ultra-sonic beams of sound waves) to detect the size and nature of objects very precisely, baleen whales do not have this capability. Further, unlike some fish such as sharks, a whale's sense of smell is not highly developed. Thus given the poor visibility of aquatic environments and the fact that sound travels so well in water, human-audible sounds play a role in such whales' navigation. For instance, the depth of water or the existence of a large obstruction ahead may be detected by loud noises made by baleen whales.
The song of the Humpback Whale
Two groups of whales, the Humpback Whale and the subspecies of Blue Whale found in the Indian Ocean, are known to produce the repetitious sounds at varying frequencies known as whale song. Marine biologist Philip Clapham describes the song as "probably the most complex [songs] in the animal kingdom" (Clapham, 1996).
Male Humpback Whales perform these vocalizations only during the mating season, and so it is surmised the purpose of songs is to aid sexual selection. Whether the songs are a competitive behavior between males seeking the same mate, a means of defining territory or a "flirting" behavior from a male to a female is not known and the subject of on-going research. It is notable that while singing, males are solitary and are not actively traveling nor acting as escort whales in the immediate vicinity of a females, nor involved in physically competitive and surface-active pods composed of multiple escorts.
Interest in whale song was aroused by researchers Roger Payne and Scott McVay, who analysed the songs in 1971. The songs follow a distinct hierarchical structure. The base units of the song (sometimes loosely called the "notes") are single uninterrupted emissions of sound that last up to a few seconds. These sounds vary in frequency from 20 Hz to 10 kHz (the typical human range of hearing is 20 Hz to 20 kHz). The units may be frequency modulated (i.e., the pitch of the sound may go up, down, or stay the same during the note) or amplitude modulated (get louder or quieter). However the adjustment of bandwidth on a spectrogram representation of the song reveals the essentially pulsed nature of the FM sounds.
A collection of four or six units is known as a sub-phrase, lasting perhaps ten seconds. A collection of two sub-phrases is a phrase. A whale will typically repeat the same phrase over and over for two to four minutes. This is known as a theme. A collection of themes is known as a song. The whale will repeat the same song, which last up to 30 or so minutes, over and over again over the course of hours or even days. This "Russian doll" hierarchy of sounds has captured the imagination of scientists.
All the whales in an area sing virtually the same song at any point in time and the song is constantly and slowly evolving over time. For example, over the course of a month a particular unit that started as an "upsweep" (increasing in frequency) may slowly flatten to become a constant note. Another unit may get steadily louder. The pace of evolution of a whale's song also changes—some years the song may change quite rapidly, whereas in other years little variation may be recorded.
Whales occupying the same geographical areas (which can be as large as entire ocean basins) tend to sing similar songs, with only slight variations. Whales from non-overlapping regions sing entirely different songs.
As the song evolves it appears that old patterns are not revisited. An analysis of 19 years of whale songs found that while general patterns in song could be spotted, the same combinations never recurred.
Humpback Whales may also make stand-alone sounds that do not form part of a song, particularly during courtship rituals. Finally, Humpbacks make a third class of sound called the feeding call. This is a long sound (5 to 10 s duration) of near constant frequency. Humpbacks generally feed co-operatively by gathering in groups, swimming underneath shoals of fish and all lunging up vertically through the fish and out of the water together. Prior to these lunges, whales make their feeding call. The exact purpose of the call is not known, but research suggests that fish do know what it means. When the sound was played back to them, a group of herring responded to the sound by moving away from the call, even though no whale was present.
Some scientists have proposed that humpback whale song may serve an echolocative purpose, such as Mercado & Frazer (2001), but has been subject to disagreement (e.g. Au, Frankel, Helweg, & Cato, 2001).
Most baleen whales make sounds at about 15–20 hertz. However, marine biologists at the Woods Hole Oceanographic Institution reported in the New Scientist in December 2004 that they had been tracking a whale in the North Pacific for 12 years that was "singing" at 52 Hz. The scientists are currently unable to explain this dramatic difference from the norm; however, they are sure the whale is a baleen and extremely unlikely to be a new species, suggesting that currently known species may have a wider vocal range than previously thought.
Most other whales and dolphins produce sounds of varying degrees of complexity. Of particular interest is the Beluga (the "sea canary") which produces an immense variety of whistles, clicks and pulses.
http://en.wikipedia.org/wiki/Main_Page

يكی از دقيقترين روشهاى شناسايى نمونه ها در بسيارى ازگونه ها استفاده از تكنيكهاى سيتوژنتيك است و مطالعات ژنوتيپى از اصيل ترين مطالعات محسوب مى شود چرا كه آنچه در ظاهر نمونه بروز مى كند (فنوتيپ) انعكاسى از ساختار ژنتيكى (ژنوتيپ) آن است ، هر چند در طى طريق از ژنوتيپ به فنوتيپ عوامل واسطه و تاثير گذار متعددى همچون تاثيرات محيطى نقش آفرينى مى كنند و سبب تغييراتى سواى آنچه از فنوتيپ انتظار مى رفت مى گردند. بنابراين حذف عوامل واسطه و رسيدن به سر منشأ آنچه سبب تغييرات ذاتى در نمونه ها مى شود از اصالت خاصى برخوردار بوده و در مطالعات بنيادين توصيه مى شود. تهيه كاريوتايپ و مطالعات كاريولوژيكى همانند شمارش تعداد ، شكل و اندازه كروموزومها روشنگر تفاوتهاى اصيل در نمونه ها است ، هر چند اندازه كروموزومها از اهميت كمترى برخوردار بوده ولى نسبت بازوهاى كروموزومى مى تواند جايگزين آن شود.
در اين طرح پژوهشى ، مطالعات سيتوژنيتيكى بر روى سوسماران مشهد صورت گرفته و كاريوتايپ آنها تعيين شده است. بدين لحاظ اكثر نمونه هاى صيد شده مورد مطالعه سيتوژنتيكى قرار گرفتند بطوريكه در گونه هاى Trapelus و Eremias كاريوتايپ بيش ار 90% نمونه ها و در گونه هاى Laudakia و Mabuya كاريوتايپ بيش از 60% نمونه ها تهيه گرديد. جهت تهيه كاريوتايپ ضرورت داشت نمونه ها بصورت زنده به آزمايشگاه منتقل و تا هنگام كار زنده مى ماندند. متابوليسم پائين خزندگان نسبت به رده هاى عاليتر همچون پستانداران از موانع جدى تهيه كاريوتايپهاى مناسب بود و در اسارت نگهداشتن نمونه ها و عدم تغذيه آنها در طى دوره نگهدارى در آزمايشگاه متابوليسم راباز هم پائين تر آورده و مشكلات كارى را مضاعف مى نمود. مخمر آبجو از تركيباتى است كه تقسيمات سلولى را افزايش مى دهد. بدين لحاظ بمنظور تسريع در روند تقسيم سلولی 12 تا 24 ساعت قبل از انجام كار به نمونه مخمر آبجو تزريق گرديد. تزريق بصورت داخل سلومى و با سرنگ انسولين انجام گرفت. ميزان تزريق مناسب بر اساس وزن جانور تعيين و به ازاء هر گرم وزن جانور
جداسازى استخوان ران بنحوى انجام مى گرفت كه حداقل آسيب را به آناتومى جانور وارد سازد بنابراين استخوان از لابلاى عضلات خارج و آنگاه از محل اتصال باكمر بند لگنى آزاد و جدا مى شد. عضلات و ساير قسمتهاى اندام حركتى به تنه متصل مانده و سپس جهت نگهدارى دائمى نمونه ها دربخشهاى مختلف جانور فيكساتور فرمالين 6% تزريق ميگرديد. اين تزريق از درون دهان و كلواك جهت تثبيت دستگاه گوارش ، از ناحيه شكمى جهت تثبيت اندامهاى داخلى ، درون دستها و پاها و دم جهت تثبيت عضلات و... انجام مى گرفت و نمونه ها پس از فرم گيرى با دستگاه دايموند شماره گذارى و به جمع نمونه هاى كلكسيون سوسماران موزه جانور شناسى دانشكده علوم دانشگاه آزاد اسلامى واحد مشهد افزوده مى گشت.
پس از جداسازى ران ، طرفين استخوان برش خورده و محتويات آن استخراج مى گرديد كه مملو از سلولهاى خونى ساخته شده در مغز استخوان بود. مرحله بعدى نازك كردن غشاء اين سلولها بود تا عمل آزادسازى ژنوم سلول راحت تر انجام گيرد. اين فرايند بكمك محلول KCl انجام پذيرفت. بدين لحاظ سلولهاى جداشده از مغز استخوان در محلول KCl قرار گرفته و بمدت چند دقيقه در انكوباتور با دماى حدود

شمارش كروموزومها ، تعيين وضعيت آنها از نظر محل استقرار سانترومر ، اندازه گيرى طول آنها و يافتن همولوگها و... از كارهاي مرسوم در مطالعات كاريولوژيكى است.
شمارش كروموزومهاى نمونه ها بر اساس عكسهاى تهيه شده از كاريوتايپ آنها انجام و عدد كروموزومى آنها بدست مى آمد. در رابطه با محل استقرار سانترومر ، كروموزومها را ميتوان به چهار گروه متاسانتريك ، ساب متاسانتريك ، ساب تلوسانتريك و تلوسانتريك (اكروسانتريك) تقسيم كرد . معيار اين تقسيم بندى نسبت بازوهاى بزرگ و كوچك كروموزومها به يكديگر ميباشد. جدول نحوه اين تقسيم بندى را نشان مى دهد .
علامت كروموزوم |
نسبت بازو ها |
وضعيت سانترومر |
|
متاسانتريك m= |
7/1-1 |
در ناحيه ميانى (Median region) |
|
ساب متاسانتريك sm= |
3-7/1 |
در زير ناحيه ميانى (Sub median) |
|
ساب تلوسانتريك st= |
7-3 |
در زير ناحيه انتهايى (Sub terminal) |
|
تلوسانتريك (آكروسانتريك) t= |
|
در ناحيه انتهايى (Terminal region) |
تشخيص و تعيين كروموزومهاى همولوگ بر اساس اندازه كلى كروموزوم و نوع آن انجام مى گيرد و ساير نتيجه گيريها بر اساس ترسيم ايديوگرام مربوطه قابل حصول است . ايديوگرام در حقيقت ترسيمى الهام گرفته از كاريوتايپ حقيقى است با اين تفاوت كه در آن اصلاحاتى (همچون رفع كج شدگيهاى كروموزومها) انجام شده است . اين ترسيم از جهات بسيارى مطالعه را دقيق تر و راحت تر مى نمايد. ايديوگرامها طورى ترسيم شده اند تا مواردى همچون طول بازوهاى كروموزومى و درصد طول هر كروموزوم نسبت به طول كل كروموزوم ها قابل تشخيص باشد.
شناسايى فون و كاريوتايپ سوسماران مشهد : آقاى دكتر على نعمتى
( دكتراى فزيولوژى جانورى ، عضو هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى مشهد )

انواع تعيين جنسيت در جانوران
به طور كلى سه نوع تعييين جنسيت داريم:
1) GSDژنتيكى ( )
2) ESDمحيطى ( )
3) BSDرفتارى ( )
GSD : در اين نوع جنسيت موجودات در زمان بارورى تعيين شده ، سپس غده ها ، استروئيدها را توليد مى كنند كه به پيدايش فرد نر يا ماده منجر مىشود. در پستانداران ، نر بودن به كروموزوم Y وابسته است.
ESD : تعيين جنسيت در تمام لاك پشت ها و اكثر تماسح ها ، تحت تاثير محيط و بعد از بارورى تخم صورت مى گيرد. در خزندگان ، به طور مثال سوسمارها ، بودن كروموزوم جنسى در ميان دوران تكوين و در دوره خاصى ( زمان تمايز غده هاى تناسلى ) رخ مى دهد.
براى مثال دوره جنسى را در لاك پشت گوش قرمز ، از شروع انكوباسيون تا مرحله شكفتن تخم ها ، بر اساس خصوصيات مورفولوژيكى جنين به 36 مرحله تقسيم كرده اند. از مرحله 15 به بعد ، دوره حساسيت به دما ( TSP ) شروع مى شود و دماى انكوباسيون ، جنسيت تخم ها را تعيين مى كند. تخم لاك پشت هاى گوش قرمز ، در حرارت 27-22 درجه جنس نر ، 31 درجه ( بيش از 30 درجه ) جنس ماده ، ولى در آستانه 35-28 نسبت تعداد جنين نر به جنين ماده يك به يك است. اما لاكپشت هاى دم شلاقى ، در حرارت سرد 20 درجه و گرم 30 درجه ماده و درجه حرارت 30-20 نر مى شوند.
با تغيير دما ، مى توان زمان بندى تعيين جنسيت را مطالعه كرد ، اما پس از تعيين جنسيت ديگر تغيير ناپذير است.
مارمولك ها جانورهايى خونسردند كه دماى بدن را از طريق حمام آفتاب تنظيم مى كنند. رابرت و تامسون E.tympanus ماده را در محيط آإزمايشگاه ، در معرض دماى 32 درجه قرار دادند. تكوين جنين سرعت يافته و دوره حاملگى كاهش يافت. در دماى آزمايشگاهى زاده تمام مارمولك ها ماده بود. در طبيعت تعداد مارمولك هاى نر وماده به دنيا آمده مساوى است. پژوهشگران به درستى نمى دانند كه چه ميكانيسمى به E.tympanus ماده اين توان را مى دهد تا دماى مورد نياز بدن را براى توليد تعداد مساوى زاده هاى نر و ماده فراهم سازد.
BSD : در اين نوع روش ممكن است در موجودات پس از تثبيت جنسيت ، تغييراتى اتفاق بيافتد. غالب اين جانوران نر و ماده اند. زندگى اجتماعى آنها نوع جنس را مشخص مى كند. يعنى محرك ها حسى اند تا كروموزومى ، زيرا پيام ها از مغز مى رسند و موجب تغغير در نوع هورمون ها مى شوند و تغيرات جنسى رخ مى دهند. به طور مثال در هر فاز خاص ، Anemone fish سفيد و نارنجى كه معمولا نر-ماده متناوب است ، غده ويژه آن جنس فعال مى شود. اين ماهى ها نر متولد و بعد ماده ، در حالى كه ماهى هاى تپه هاى مرجانى اول ماده و بعد نر مى شوند. در نر- ماده اى همزمان تخمدان به بيضه تبديل مى شود و جالب اينكه تخم آنها با جفت گيرى بارور مى شود.
را بطه طول عمر با تعيين جنسيت
تعيين جنسيت در خزندگان با عمر بالا ، به دما و در خزندگان با عمر كوتاه ، به وراثت بستگى دارد. گونه هاى با عمر دراز در مقابل نوسانات مقاوم اند يعنى سعى مى كنند جنس ها را در محيط حفظ كرده ، در نتيجه تغيير جنسيت مى دهند. گونه هايى كه عمر كوتاه دارند ، متفاوت اند ، تغيير نمى كنند ، يعنى در يك جنس باقى مى مانند كه ممكن است موجب انقراض نسل اين نوع جانورها شود.
راه هاى تعيين جنسيت
1) روش كاريوتايپ: براى انجام روش كاريوتايپ ، با استفاده از کلشی سين ، سلول هاى كشت شده را در مرحله متافاز متوقف كرده ، بعد از عكسبردارى ، كروموزوم ها را شماره گذارى و مرتب مى كنند . كروموزوم هاى جنسى را نيز جداگانه و به صورت XX و XY مرتب مى نمايند.
2) جسمY : چنانچه سلول هاى نر با تركيبات كيناكرين رنگ آميزى و با نور فلورسنت مطالعه گردند، در درون هسته نقطه اى براق ديده مى شود كه معادل قسمت هاى درخشان بازوى بلند كروموزوم Y است. اين قسمت را جسم Y مى نامند. براى تعيين جنس ومقدار آنها ، مطالعه كروموزوم هاى جنسى ارزش بالينى دارد.
3) جسم بار: كروموزومX ى را مى توان در سلول هاى ماده كه تقسيم نمى شوند ، مشاهده كرد به صورت توده اى تيره به غشاء هسته سلول چسبيده است و كروماتين جنسى و جسم بار خوانده مى شود. جسم بار يكى از كروموزوم هاى X است كه به طور غير فعال در كنار هسته معمولى قرار دارد. تعداد كروماتين جنسى برابر تعداد كروموزوم X جنسى موجود در سلول هاى nx-1 است.
روش مولكولى تعيين جنسيت
واكنش زنجيره اى پلى مراز ( PCR )
طى اين روش قطعه اى از DNA بين دو توالى پرايمر تكثير مى يابد. اين واكنش براى غنى سازى نمونه هاى DNA ( براى قطعه ويژه ) طراحى شده و قطعه مورد نظر به اندازه اى تكثير مى يابد تا به سطحى برسد كه قابل مشاهده و تجزيه و تحليل ژنتيكى باشد. معمولا اين روش به طريقى طراحى مى شود كه فقط به يك توالى از هدف خاص در درون مجموعه اى از توالى هاى نا جور DNA اجازه مى دهد تا به صورت انتخابى تكثير يابد. حال اگر توالى هاى مورد نظر روى كروموزوم X و ياY قرار گرفته باشند ، مى توان جنس آن جنين يا نمونه خاص را تشخيص داد.
تعيين جنسيت با استفاده از ژن آملوژنين
ميناى دندان ، بيرونى ترين پوشش و سخت ترين بافت در بدن مهره داران مى باشد. ماتريكس آن از دو نوع پروتئين آملوژنين و اناملين تشكيل شده است. پروتئين غالب در ميناى دندان ، آملوژنين است و انواع ديگر، فراوانى كمى دارند. ژن آملوژنين در انسان روى هر دو كروموزوم Xو Y ، و در موش ، فقط روى كروموزوم X ، نزديك ناحيه مبدايى بازويى بلند كروموزوم Y جاى دارد.
آملوژنين ها ( پروتئين هاى ماتريكس خارج سلولى ميناى دندان ) به طور گذرا ، ولى فراوان توسط آمبلوست ها ، طى تكوين دندان بيان مى شوند و تشكيل كريستال هاى ميناى دندان را در مراحل ترشحى ، رشد و تكوين تنظيم مى كنند. احتمالا محيط هيدروفوبى را آماده مى سازند تا رشد كريستال هاى هيدروكسى آپاتيت كلسيم آغاز گردد.
لوكوس AMGY روى كروموزوم Y مثل لوكوس AMGX و كروموزوم X ، پروتئين كارا بيان مى كند، ولى ميزان بيان لوكوس AMGY فقط 10 درصد لوكوس AMGX است. توالى اگزونيك آلل هاى AMGY و AMGX مشابه هستند ، اما در توالى هاى انترونيك با هم تفاوت دارند. بنابراين ماده ها (X ) دو ژن AMEL يكسان ، اما نرها ( Y ) دو ژن غير مشابه دارند ، در انترون 3 ، آلل روى كروموزوم Y ، يك حذف 189 باز دارد. به دليل تفاوت اندازه ژن آملوژنين در كروموزوم هاى X و Y و همچنين افزايش حساسيت سيستم ، مى توان از روش PCR آشيانه اى استفاده كرد.
تعيين جنسيت با استفاده از لوكوس Dyz1
علاوه بر ژن آملوژنين ، از لوكوس Dyz1 براى تعيين جنسيت استفاده مى شود. اين لوكوس ، از چندين هزار كپى واحد تكرارى ( به طول 3564 جفت باز ) روى كروموزوم Y تشكيل شده است. مطالعه Dyz1 لوكوسY بسيار حساس تر و فاقد نوعى كنترل درونى است. ممكن است هومولوگ هاى اتوزومى خانواده Dyz1 ، نتايج مثبت كاذب را نشان دهد.
تعيين جنسيت با استفاده از ژن Sry و لوكوس Dzy1
در اين قسمت از روش PCR آشيانه اى چند تايى استفاده مى شود كه اجازه تكثير همزمان به لوكوس DXZ4 ويژه كروموزوم X و لوكوس Sry ويژه كروموزوم Y مى دهد. مشاهده باند 83 باز ( محصول تكثير لوكوس Sry ) و باند 137 جفت باز ( محصول تكثير لوكوس DYZ4 ) نشان دهنده جنسيت نر و مشاهده باند 137 جفت باز ( محصول تكثير لوكوس DXZ4 ) بيانگر جنسيت ماه است.
تعيين جنسيت با استفاده از لوكوس DYZ14
از لوكوس DYZ14 كه منحصرا روى كروموزوم Y قرار دارد ، مى توان براى تعيين جنسيت استفاده نمود. از اين روش ، بيشتر براى شناسايى جنين نر ، در مادران مشكوك به بيمارى هاى مغلوب وابسته به كروموزوم جنسى X استفاده مى شود.
تعيين جنسيت با استفاده از توالى هاى قمرى آلفا آلفوئيد
اين روش ، ساده ، سريع ، صحيح و با حساسيت بالاست. طى اين روش ، از خانواده DNA تكرارى كه ويژگى كروموزومى دارد ، استفاده مى شود. همانند خانواده قمرى آلفا آلفوئيد ، كه در نواحى حول سانترومرى كليه كروموزوم ها قرار دارد ، پرايمر هاى Y1 وY2 ، موجب تكثير تكرارهاى آلفوئيدى روى كروموزوم Y و ايجاد قطعه 170 جفت بازى ، و پرايمر هاى X1 و X2 ، سبب تكثير تكرار هاى ، آلفوئيدى روى كروموزوم X و ايجاد قطعه 130 جفت بازى مى شود.
تعيين جنسيت با استفاده از ژن پروتئين Zinc finger
اين ژن باعث كد شدن پروتئين Zinc finger كه روى هر دو كروموزوم X و Y قرار دارد مى شود. پس از تكثير اين ژن باعث و تجزيه و تمايل ( بر روى ژل ) ، قطعات 37 و 172 در نمونه ماده در قطعات 38 و 88 و 172 جفت باز در نمونه نر مشاهده مى شود.
تعيين جنسيت با استفاده از ژن هاى Sry و abcd1
در اين سيستم ، از سه پرايمر استفاده مى شود كه موجب تكثير قطعه 475 جفت باز ژن abcd1 ، روى كروموزوم X و قطعه 231 جفت باز ژن Sry ، روى كروموزوم Y مى شود.
تعیین جنسیت و میکانیسم های آن در جانوران : خانم دکتر مریم شمس لاهیجانی
( کارشناسی ارشد و دکتری رشته علوم جانوری ، زیست شناسی تکوینی )

چگونگى تهيه اسكلت حيوانات مهره دار
در اينجا روش تهيه اسكلت حيوانات مهره دار، جهت مطالعه علمی و همچنين نگهداری در موزه شرح داده می شود. تهيه چنين اسكلتی با تهيه اسكلت هايی كه جنبه نمايشی دارند كاملا متفاوت است. در تهيه اين نوع اسكلت ها بايد دقت نمود كه هيچ نوع صدمه ای اعم از شكستگی ، بريدگی يا ايجاد سوراخ يا فقدان قسمتی از اعضا نظير دندان و غيره در هنگام جوشاندن استخوان ها پيش نيايد. اگر مايل به تهيه اسكلتی هستيد كه از لحاظ علمی حائز اهميت باشد بايد موارد زير را مراعات نمائيد:
يك دفترچه يادداشت جهت ثبت اطلاعات بدست آمده تهيه نموده و هر نمونه را شماره گذاری نمائيد. برای اين كار از عدد يك شروع كنيد مواظب باشيد هرگز شماره ها مخلوط يا تكرار نگردند. هر اسكلت را جداگانه تهيه خشك و نگهداری كنيد.

طرز تهيه:
بعد از اندازه گيری و بررسی علمی ، پوست حيوان را با دقت جدا نموده و چنانچه مايل به مطالعه و نگهداری پوست نيز می باشيد همان شماره را بر روی پوست نصب كنيد. گوشت را از استخوان جدا كنيد ليكن مواظب باشيد زردپی های اطراف مفاصل قطع نگردند. جهت سهولت دقت شود كه سر و پا ها از قسمت های ديگر بدن جدا شوند ، اما مواظب باشيد كه هيچ كدام از استخوان ها نشكنند. بايستی توجه كرد كه گاهی اوقات استخوان های كوچكی در داخل گوشت و قاعده زبان موجود است و همچنين استخوان های شانه و ترقوه بوسيله گوشت پوشيده شده اند كه بايد با دقت جدا شوند.
از طريق سوراخ مهره اطلس ، مغز را از جمجمه خارج نموده و جهت جدا كردن مغز از جمجمه های كوچكتر ميتوان از يك سرنگ زير جلدی استفاده كرد ، بدين ترتيب كه سرنگ را از آب پر كرده و بعد سوزن سرنگ را بدقت به داخل انتهای مغز فرو كنيد ، سپس به آرامی آب سرنگ را بداخل جمجمه در زير مغز خالی نمائيد بدين ترتيب مغز از جمجمه جدا می شود. همچنين برای خارج نمودن مغز از جمجمه های بزرگ می توان از يك قطعه چوب نازك و مسطح استفاده نمود. دقت شود كه اين كار باعث گستگی و تخريب ساختمان داخلی جمجمه نگردد.
سپس اسكلت را داخل يك ظرف آب قرار داده و به مدت 24 ساعت نگاه داريد تا خون داخل آن خارج گردد. در هوای سرد می بايست استخوان را به مدت بيشتری در آب نگه داشته و با افزودن كمی آمونياك به داخل آب عمل را تسريع نمود. بعد از خارج شدن خون اسكلت را در آب خالص گذاشته و حرارت دهيد و حرارت آب را تا زير نقطه جوش با لا ببريد ( البته زمان لازم برای حرارت دادن اسكلت ها نسبت به اندازه آنها می تواند از 2 تا 60 دقيقه متغير باشد. ) سپس شعله زير ظرف را خاموش نموده و كمی آمونياك اضافه كنيد و پس از چند دقيقه اسكلت را خارج نموده و گوشتهای چسبيده به استخوان را جدا كنيد. ( برای محافظت از دستهای خود از دستگش های لاستيكی استفاده نمائيد. )
استخوان ها را تميز نموده و با دقت آنها را روی يك صفحه تميز قرار داده تا خشك شوند ، از آنها مراقبت نموده تا مفقود نگردند و از دسترس بچه ها و حيوانات دور نگاه داريد.

تهيه و بكار بردن Dermestid beetles ( حشرات گوشتخوار )
روش ديگری كه اغلب موزه های بزرگ تاريخ طبيعی بكار می برند اينست كه بجای پختن و جوشاندن كه اغلب باعث ضايع شدن استخوان جمجمه می گردد از حشرات گوشتخوار استفاده می گردد.
پوست حيوان را با دقت جدا كنيد ، سعی می شود كه استخوان های كوچك موجود در دم و پا حفظ گردند. اعضای داخلی را خارج كنيد. به آرامی جمجمه را از بدن جدا كرده و مغز را با سرنگ محتوی آب بشوئيد سپس جمجه را شماره گذاری نموده و مواظب استخوان های ظريف و شكننده جمجمه باشيد.
همچنين گوشت های زائد پشت و پاهای حيوان را جدا نموده وشماره گذاری نمائيد.
با دقت اسكلت را طوری پيچيده كه دم و پاها در كنار هم قرار گيرد. بعد اسكلت و جمجمه را در سايه و مكان خنكی قرا ر داده تا خشك شود. وچناچنچه لازم باشد می توان آن را در محلی دور از دسترس كودكان و حيوانات و مورچه ها آويزان نمود. بعد از يك يا دو روز كه اسكلت خشك شد آن را در يك ظرف فلزی در بسته كه دارای تهويه باشد قرار دهيد. در اين موقع از حشرات گوشتخواری به نام سوسك قالی carpet beetles كه به طور طبيعی در لاشه حيوانات يافت می شوند استفاده می گردند. اين حشرات به رنگ های سفيد و سياه و قهوه ای ديده شده اند و طول آنها به يك سانتی متر مي رسد. ظرف محتوای اسكلت و حشره را در تاريكی و دور از نور خورشيد قرار دهيد . يك گروه سالم از اين حشره می تواند به سرعت يك اسكلت كوچك را تميز كند.
بعد از آنكه حشرات كار خود را انجام دادند ، استخوان ها را خارج نموده و اسكلت را در ظرف محتوی آمونياك قرار دهيد سپس به آرامی گوشت ها و مواد زائد روی استخوانها را جدا نموده و پس از خشك شدن استخوان بطور انفرادی آنها را شماره گذاری كنيد.

طرز تهيه مخصوص ، جهت اسكلت پرندگان
استخوان های پرندگان بسيار ظريف و شكننده هستند. شما بايد با به كار بردن روشهای مختلف از انهدام اسكلت جلوگيری نمائيد.
قبل از شروع با دقت پرها را بكنيد ، قسمت های داخلی بدن را بيرون آورده و گوشت بدن پرنده را از استخوان جدا نمائيد ، مواظب باشد استخوان های كوچك نزديك به انتهای بالها گم نشود.
روش شماره يك : با دقت بال ها پا ها و جمجمه را جدا سازيد ، گردن ، پشت و استخوان های لگن را به حال خود بگذاريد. سپس تمام قسمت های اسكلت پرنده را در درون محلول آب كه در آن آمونياك اضافه شده به مدت چند ساعت قرار داده تا خون خارج شده و پوشش های روی استخوان نرمتر گردند. سپس اسكلت را در يك ظرف آب قرار داده و حرارت را تا زير نقطه جوش برسانيد و مدتی بعد حرارت را قطع نموده و بگذاريد تا آب سرد شود.
سيمی را از داخل سوراخ مهره های پشت عبور داده تا تمام مهره ها در همان محل طبيعی خود قرار گرفته و جابجا نشوند ، سپس با اسكالپل ، پنس و قيچی كوچك به آرامی استخوان ها را تميز كنيد.
در هنگام كار مواظب باشيد كه محلول آمونياك گرم با پوست يا چشم شما تماس پيدا نكند.
روش شماره دو: با دقت بال ها ، پا ها و جمجمه را جدا سازيد ، گردن ، پشت ، سينه و استخوان های لگن را به حال خود بگذاريد. سپس تمام قسمت های اسكلت پرنده را درون محلول آب كه درآن آمونياك اضافه شده به مدت چند ساعت قرار داده و حرارت را تا زير نقطه جوش رسانيده و اسكلت را در يك ظرف آمونياك خالص قرار داده تا باف های اضافی تبديل به ماده ژلاتينی گردند. سپس سيمی را از داخل سوراخ مهره های پشت عبور داده تا تمام مهره ها در همان محل طبيعی خود قرار گرفته و جابجا نشوند. در اين موقع ميتوان بافت های باقيمانده را به آسانی با دست جدا كرد ، توجه داشته باشيد كه برای اين عمل حتما بايد دستكش مخصوص پلاستيكی بدست كرده باشيد. بهتر است در هنگام تميز كردن استخوان آنها را در زير شير آب جاری گرفته تا آب به طور آرام از روی آن عبور كند.
روش شماره سه : قسمت های مختلف اسكلت را طبق روشهای 1 و 2 جدا نسازيد. بلكه بوسيله يك سيم فلزی از قسمت ستون پشتی البته سرتاسر آن عبور داده تا كليد قسمت ها را در جای خود نگهدارد. سپس لاشه پرنده را بمدت3 الی 5 دقيقه درآب ، با مقدار كمی دترژانت از قبيل پودر تايد بجوشانيد و لاشه را در يك ظرف آب بمدت 4 تا 7 روز نگهداشته بطوريكه سرپوش ظرف بطور آزاد روی آن قرار گيرد. در پايان اين مدت محتوی ظرف را در يك آبكش خالی نمائيد تا استخوان های كوچك محفوظ گردند. گوشت های ژله مانند روی استخوان را بشوئيد. سپس استخوان را دوباره برای مدت 3 تا 5 دقيقه بجوشانيد البته در يك ظرف آب كه در آن مقدار كمی پودر صابون ريخته شده باشد ، با اين عمل كليه گوشت ها و بافت های باقيمانده روی استخوان جدا شده و بوی بد استخوان نيز از بين ميرود.
هر روشی را كه شما بكار ميبريد مستلزم اين است كه اسكلت تميز شده را بكناری گذارده تا خشك شود و سپس استخوان ها را همان طوريكه قبلا گفته شد بطور انفرادی شماره گذاری نمائيد.

طرز تهيه مخصوص جهت اسكلت مار
استخوان های مار معمولا كوچك و نازك و ظريف هستند ، بعلاوه استخوان های جمجمه مار بيديگر چسبيده شده اند اما پوست روی جمجمه جدا ليكن بسيار نزديك به استخوان قرار گرفته است. هنگاميكه مبادرت به كندن پوست مار مينمائيداين موضوع بسيار مهم به نظر مي رسد. برای كندن پوست مار احتياج به يك قيچی نوك تيز داريد. سرتاسر شكم از انتهای دم تا زير چانه را ببريد ، مواظب استخوان های كوچك و نازك دم و همچنين دنده ها و استخوان های نازك پشت باشيد. پوست را از گوشت بوسيله انگشتان خود جدا سازيد واين عمل را از دم مار شروع نموده و به آهستگی تا قسمت سر ادامه دهيد ، در هنگاميكه پوست سر مار را جدا مينمائيد خيلی مواظب باشيد كه پس از جدا كردن پوست ، تمام اعضای داخلی حيوان را خارج كنيد. سپس ماهيچه طويل پشت مار را بيرون آوريد و به آرامی سر را از گردن جدا سازيد ولی فك ها را از جمجمه جدا نكنيد. جمجمه و اسكلت را در يك ظرف شيشه ای كه سر آن محكم باشد بگذاريد بگذاريد و آن را در يك ظرف لعابی كه آمونياك غليظ به آن اضافه شده است قرار دهيد ، و بگذاريد اسكلت برای چندين روز خيس بخورد ، بعد از آنكه كاملا خيس خورد ، يك سيم ضخيم فلزی از ميان ستون پشتی حيوان عبور داده تا تمام قسمت های انفرادی بهم مربوط شوند ، سپس می توان بوسيله اسكالپل ، پنس و قيچی گوشت های نرم شده را جدا نمود. شما ممكن است مجبور باشد ساعت ها جهت پاك كردن يك اسكلت مار وقت صرف نمائيد. اگر چنانچه در بين عمل مجبور به ترك كار شديد اسكلت را درون ظرف آمونياك بازگردانيد. جمجمه واسكلت تميز شده را در مكانی محفوظ گذارده تا خشك شود. و مطمئن شويد كسی دست به استخوان ها نزند. و پس از جمجمه ، فك ها و استخوان ها كاملا خشك شدند ، جمجه ، فك ها و استخوان های بزرگ را شماره گذاری كنيد.

انبار ذخيره اسكلت های تميز شده
استخوان های تميز شده ای را كه آماده برای مطالعات علمی ميباشند می توانيد در جعبه های معمولی شيرنی قرار دهيد. و چون استخوان ها جدا از هم هستند شما می توانيد اكثر اسكلت ها را در جعبه فوق با اندازه های مختلف قرار دهيد . و با دقت و ظرافت شماره و علائم نمونه ها و اطلاعات جمع آوری شده را بر روی درب جعبه ياداشت نمائيد. مواظب باشيد كه هرگز استخوان های نمونه های مختلف را با هم مخلوط نسازيد. و مطمئن شويد كه نمره های روی استخوان ها با اطلاعات دفترچه يادداشتتان و نوشته های روی درب جعبه مطابقت دارند. جعبه اسكلت ذخيره شده را در يك محل سرد و مطمئن از قرار دهيد.
نويسنده : رابرت جي تاك
مترجمين : جعفر نوری ، معين محلاتی

تاكسيدرمى پرندگان
آماده سازى نمونه براى تاكسيدرمى
در تمام نمونه ها در ابتدا بايد موارد زير را بخاطر داشت:
وزن و اندازه گيرى اعضاى بدن – رنگ بدن – پوست اطراف صورت – چشم ها – پاها و پلك چشم را ياداشت مى كنيم. زمانى كه نمونه براى ماه هاى زيادى نگه دارى شده باشد رنگ تمام قسمتهاى بدنش با نمونه تازه متفاوت خواهد بود. بنابراين ثبت اين موارد در زمان مردن جانور بسيار مهم است. اگر پس از مردن حيوان ، رنگ بعضى از قسمتهاى بدن تغيير كند ميتوان توسط رنگ روغنى دوباره آن رنگ را بطور مصنوعى روى اعضاى جانور ايجاد كرد.
در صورتى كه نمونه به طور طبيعى مرده باشد ، بايستى از زمان مردنش تا پوست كنى بيش از 24 ساعت داخل فريزر نگه دارى و شب قبل از تاكسيدرمى از فريزر خارج نموده و داخل يخچال گذاشته شود.
هرگز يك پرنده كشته شده كه متلاشى شده است را پوست نمى كنيم ، چون خون منعقد نمى شود و به محض استفاده از چاقو خون جارى شده و باعث كثيفى و رنگى شدن پرها مى گردد ، بنابراين ميتوان نمونه را در فريزر گذاشت تا كاملا سرد شود و يك روز جلوتر آن را از فريزر خارج كرده تا يخهايش باز شود و شروع به تاكسيدرمى مى كنيم.

اندازه گيرى اعضاى بدن نمونه
مراحل تاكسيدرمى
در ابتدا ، با دست پرهاى روى قفسه سينه را به آرامى كنار مى زنيم تا پوست ديده شود. سپس از ناحيه كلواك تا زير گردن از وسط بدن توسط تيغ شكافى ايجاد مى كنيم البته بايد سعى كرد كه برش را زياد عميق نزنيم ، تا پرنده دچار خونريزى نشود. در صورتى كه در اثر بى دقتى اين كار انجام شد لازم است مقدارى پنبه روى آن قسمت گذاشته شود تا از آلودگى جلوگيرى كند. سپس با كمك انتهاى تيغ پوست را از گوشت كه تقريبا نيمه منجمد است جدا مى كنيم.
پس از جدا كردن پوست در ناحيه شكم از طرفين پاها را از پوست جدا مى كنيم تا به ناحيه دم برسيم. اين مرحله نياز به دقت بيشترى دارد تا پرهاى ناحيه دم سالم بمانند. به آرامى و با كمك تيغ غده چربى را جدا و سپس استخوان دم را توسط قيچى يا سيم چين و همچنين استخوان پاها را از ناحيه بالاى ران قطع مى كنيم. سپس پوست آزاد شده و ميتوان پوست پاها را هم جدا كرد.در قسمت پاها و بال استخوان ها بايد سالم بمانند بنابراين به آرامى و بدون صدمه زدن به شاهپرها در بال استخوان را بيرون مى كشيم و با كمك تيغ گوشت را از استخوان جدا كرده و استخوان را به جاى اوليه اش بر مى گردانيم.

جدا كردن پوست از گوشت
مرحله بعدى تخليه جمجمه است. جدا كردن پوست از سر كار بسيار ظريفى است چون گوشها ، چشم ها و پلك ها پوست نازكى داشته و هر كدام را بايد از قاعده اشان جدا كنيم.
پس از جدا كردن گوش ، چشم و پلك ، جمجمه را بدون آنكه به استخوان آن صدمه اى وارد شود تخليه و چشم ها را خارج مى كنيم. سپس آن را به پودر بوراكس آغشته و داخل جمجمه را با گل رس پر و چشم ها را كه از قبل آماده شده است را جا سازى مى كنيم ، و پوست را به آرامى بر مى گردانيم.
تخليه جمجمه
سيم كشى
اندازه سيم را طورى انتخاب مى كنيم كه پس از عبور دادن از بدن ، بالها و پاها چند سانتى متر بلند تر باشد. سيم هاى داخل بدن ، هم را در دو نقطه قطع مى كنند كه در آن نقاط سيم ها را بهم كلاف و محكم مى كنيم.

سيم كشى پرنده
پنبه گذارى
پس از سيم كشى مقدارى پنبه را به صورت مفتول در آورده و با پنس وارد بال و پاى جانور مى كنيم و پنس
را تا جايى كه مقدور باشد جلو مى بر يم تا حدى كه پوست پاره نشود . سپس تنه و گردن را پر مى كنيم و اين كار را تا جايى ادامه مى دهيم تا جانور به حالت طبيعى اش ديده شود. طورى بايد پنبه را در پوست قرار داد تا از بيرون سيم احساس نشود.
بعد از اين كار پوست جانور را با كمك سوزن و نخ همرنگ بطور زيگزاگ ميدوزيم ، و پرهاى آن را با كمك پنس حالت مى دهيم ، و آن را بر روى چوب مناسبى نصب مى كنيم . پس از چند روز پرنده خشك شده و سيم هاى اضافى را مى بريم . اكنون ما يك پرنده تاكسيدرمى شده زيبا داريم.
اگر مى خواهيد نمونه تاكسيدرمى شده خود را براى سالهاى طولانى مثل روزى كه تهيه نموده ايد ، نگه دارى نموده و هميشه زيبا و طبيعى بماند لطفا به نكات زير توجه نموده و كاملا رعايت نمائيد.
1- هرگز نگذاريد بچه ها و افراد به نمونه ها دست زده و آنها را نامرتب نمايند.
2- هيچوقت روى نمونه هاى تاكسيدرمى شده براى جلوگيرى از حشرات از حشره كش ها استفاده نكنيد.
3- پاره كردن نمونه توسط گربه و سگ حتمى است ، از نزديك شدن آنها جلوگيرى نمائيد.
4- نمونه را با پارچه خيس يا آغشته به مايعات ديگر تميز نكنيد.
5- نمونه و پايه آن را آهسته با چوب پر يا پارچه نازك و سبكى تميز نمائيد.
6- پايه را در صورت لزوم مى توانيد با پارچه مرطوب تميز نموده و دقت كنيد كه پارچه به پر ها يا مو هاى نمونه كشيده نشود. يا مى توانيد پايه را با مقدارى روغن جلا همراه تينر با قلم مو تميز نمائيد.
7- گرد سفيد رنگى كه گاهى اوقات از بدن نمونه مى ريزد ، سم بى خطرى است كه جهت ضد عفونى استفاده شده و خطرى براى نمونه يا شخص ندارد.
8- گاهى ممكن است بر روى پايه چوبى ، گرد چوب ديده شود كه داخل پايه توسط حشره چوب خور به خارج ريخته مى شود . شما مى توانيد با قطره چكان يا قلم مو چند قطره تينر روغنى يا نفت در همان محل بريزيد ، تا از بين بروند.
9- نمونه را در مكانى قرار دهيد كه تابش مستقيم نور خورشيد به روى آن نتابد .
10- نمونه را در تابستان در جاى خيلى گرم قرار ندهيدو بهتر است به اندازه 1/0 نفتالين را نرم نموده ، خيلى آهسته با دست در زير پرهاى نمونه بپاشيد تا از نزديك شدن حشرات جلوگيرى كند.
با رعايت و اجراى نكات ذكر شده شما براى هميشه نمونه اى زيبا و طبيعى در منزل يا محل كار خود خواهيد داشت.
نمایشگاه دستاوردهای پژوهشی استان خراسان رضوی در هفته پژوهش و فناوری از تاریخ 19 تا24آذرماه 1384واقع در دانشكده علوم دانشگاه فردوسى مشهد برگزار شد.

حضور گروه زيست شناسى دانشكده علوم دانشگاه آزاد اسلامى مشهد در نمايشگاه هفته پژوهش.
گروه زيست شناسى دستاورد هاى خود را در دو زمينه تصاوير و نمونه هاى موزه ارائه كرد.

نمونه هاى موزه شامل نمونه هاى تاكسيدرمى شده ، اسكلت و جمجمه از پرندگان ، پستانداران ، خزندگان، ماهيها و بيمهرگان بود.
معرفى چارت تشكيلاتى كميته علمى گروه زيست شناسى دانشكده علوم دانشگاه آزاد اسلامى مشهد
1) مدير محترم گروه زيست شناسى : جناب آقاى دكتر چمنى
2) سرپرست كميته علمى گروه زيست شناسى : جناب آقاى دكتر نعمتى
زير كميته هاى فعال كميته علمى گروه زيست شناسى
1) زير كميته موزه جانورشناسى : تحت نظر جناب آقاى دكتر نعمتى
2) زير كميته سمينارها و تشكل هاى دانشجويى : مسئول : آقاى رحيمى دانشجوى كارشناسى زيست شناسى عمومى
3) زير كميته امكانات آموزشى و كلاسهاى علمى : مسئول : آقاى مختارزاده دانشجوى كارشناسى زيست شناسى عمومى
4) زير كميته نشريه علمى كميته علمى : مسئول : آقاى رشيدى پناه دانشجوى كارشناسى زيست شناسى عمومى
طرح هاى پژوهشى مصوب اعضاى هيئت علمى گروه زيست شناسى دانشگاه آزاد اسلامى مشهد
1) بررسى تاثير تنش شورى بر ساختار تشريحى و تركيب شيميايى دانه كلزاBrassica napus در ارقام حساس و مقاوم به شورى : خانم دكتر هما محمود زاده آخرت
2) بررسى اثر ميدان مغناطيسى بر جوانه زنى و استقرار گياه كلزاBrassica napus : آقاى دكتر محمود ذكايى
3) مطالعه و آناليز دوم و دومين هاى انرژتيك دو شكل در حال تعادل آپو و هالو در پروتئين آلفا لاكتالبومين : آقاى دكتر جمشيد خان چمنى
4) مطالعات اثرات ديگر آسيبى كاه گندم تحت تنش خشكى و بدون تنش بر برخى ويژگى هاى فيزيو لوژيكى گياه كلزاى روغنى : خانم دكتر فروغ عباسى
5) تعيين حساسيت آنتى بيوتيكى هليكوباكتر پيلورى هاى جدا شده از بيوپسى معده مراجعين به بيمارستان 17 شهريور مشهد با روش ديسك اينفوزيون و تعيين الگوى پروتئينى آنها با الكتروفوزپروتئين هاى عمومى سويه هاى جدا شده : خانم دكتر محبوبه نخعى مقدم
6) مطالعه تاثير الكليل ترى متيل آمونيوم برومايد بر روى تاخوردگى و پايدارى پروتئين سيتوكرومC در شرايط اسيدى و قليايى : آ قاى دكتر جمشيد خان چمنى
7) اثر سطوح مختلف شورى بر ويژگيهاى ريشه و برخى خصوصيات فيزيولوژيكى گياه روناسRubia tincturium : خانم دكتر فروغ عباسى
8) بررسى تاثير شرايط اكولوژيكى بر ساختار اپيدرم كرمهاى خاكى مشهد و حومه: آقاى دكتر على نعمتى
9) اثرات ميدانهاى الكترومغناطيسى با فركانس پائين ( كمتر از 50 هرتز ) بر بارورى موش ماده كوچك آزمايشگاهى: آقاى دكتر بهارآرا
10) اثرات امواج ماكروويو بر گامتوژنز موش سورى نژاد Balb/c :آقاى دكتر بهارآرا
11) بررسى مقايسه اى تاثير امواج تلفن هاى همراه در دوره جنينى و پس از تولد در حافظه و يادگيرى و ويژگيهاى هيستولوژيك هيپوكامپ : آقاى دكتر مقيمى
12) بررسى اثر مهارى عصاره زردچوبه بر سلولهاى كارسينوماى كبدى : خانم دكتر مريم طهرانى پور
13) بررسى اثر تسستوسترون تزريقى بر تغيرات موتونرونهاى نخاعى : خانم دكتر مريم طهرانى پور
14) آشكارسازى منوساكاريدهاى قندهاى انتهايىN _استيل آمين در تركيبات قندى موثر بر فرايند ترميم و بازسازى بافت غضروف لايه گوش خرگش سفيد نژاد نيوزلندى : خانم دكتر جينا خياط زاده
15) شناسايى و نامگذارى لسنگ هاى پارك ملى تندوره : خانم دكتر حاج منيرى
16) مطالعه و شناسايى لآستانه تحمل شويد خوراكى نسبت به غلظت هاى مختلف يون يد : آقاى دكتر مهرداد لاهوتى
طرح هاى پژوهشى خاتمه يافته اعضاى هيئت علمى گروه زيست شناسى دانشگاه آزاد اسلامى مشهد
1) بررسى سيستماتيك و بوسيستماتيك گونه هاىBellevalia laper و Muscari mill در استان خراسان : خانم دكتر آذرنوش جعفرى
2) ارزيابى بنيه بذر تعدادى از گونه هاى گياهان مقاوم به شورى خراسان : خانم دكتر فروغ عباسى
3) بررسى اثرات نوع موج و فركانس جريانهاى مولد ميدانهاى الكترو مغتاطيسى بر رشد و نمو موجودات زنده ( جوجه ، موش ، قارچ خوراكى ) : آقاى دكتر محمود ذكايى
4) مطالعه ساختارى و ترموديناميكى پروتئين بتالاكتوگلبولين در بر همكنش با قندهاى حلقوى سيكلودكسترين : آقاى دكتر جمشيد خان چمنى
5) مطالعه ساختارى و ترموديناميكى دو شكل در حال تعادل پروتئين آلفالاكتالبومين در حضور كاتيون هاى فلزى و غير فلزى : آقاى دكتر جمشيد خان چمنى
6) بررسى اثر آنتى باكتريال چند گونه گلسنگ حومه مشهد در شرايطIn Vitro : خانم دكتر محبوبه نخعى مقدم
7) بررسى فنون و كاريوتيپ سوسماران مشهد : آقاى دكترعلى نعمتى
8) مطالعه آناتومى مقايسه اى كاريولوژى گونه هاى شناخته شده فرفيون در شمال خراسان : خانم دكتر آذرنوش جعفرى
۹) بررسى اختصاصات كيفى و كمى خطوط پوست دست ( دراماتوگليفيك ) در طوايف مختلف ساكن در خراسان: آقاى دكتر ناصر مهدوى شهرى
۱۰) آزمون بنيه بذر تعدادى از گياهان مقاوم به شورى خراسان با استفاده از آزمون پيرى زودرس و هدايت الكتريكى : خانم دكتر فروغ عباسى
پاسخ به سئوالات شما درباره آنفلوانزای مرغی
علايم آنفلوانزای مرغی چيست؟
علايم اين بيماری در انسانها به صورت يک تب خفيف آغاز می شود همراه با سر درد و درد مفصل. بعد از يک روز اين تب ممکن است از بين برود اما ولی امکان دارد تا يکی دو روز آينده هم ادامه پيدا کند.
علايم بعدی سرفه و علايم تنفسی است که می تواند به ورم ملتهمه منجر شود. اگر در اين مرحله بيمار مدوا بشود اين علايم از بين می رود و بيماری از بين می رود. بدون مداوا بعد از اين مرحله بيماری مبدل به نوعی بيماری حاد تنفسی می شود. در اين مرحله اکسيژن به مغز نمی رسد و به کما رفتن بيمار و متاسفانه مرگ را در پی دارد.
در پرندگان اين بيماری با به اصطلاح "تو لک" رفتن شروع می شود. پرها پف می کنند و از چشمهای پرندگان آب می آيد و بدنشان ملتهب می شود. آبريزش از ناحيه بينی پرندگان شروع می شود. پرنده آب و دانه نمی خورد تا اينکه از بين می روند. در کالبدگشايی متوجه می شويم که ريه ها ملتهب هستند، دستگاه گوارشی خونريزی دارد و کيسه های هوايی عفونی شده اند.
کسانی که طوطی در خانه نگهداری می کنند، آيا خطری آنها را تهديد می کند؟
در مورد مينا يا هر پرنده خانگی ديگر بايد بگويم که بايد برای تزريق واکسن آنفلونزای طيور به دامپزشک شان مراجعه کنند . اما بايد خاطر نشان کنم که ماهيت ويروس آنفلونزای مرغی طوری است که می تواند تغير ماهيت بدهد. واکسن اين بيماری در هر کشوری مختلف می باشد. اگر پرنده مبتلا به آنفلونزای طيور باشد و خودشان هم آنفلونزای انسانی بگيرند اين ويروس می تواند خطرناک باشد در غير اين صورت نه.
راه های انتقال آنفلوانزای مرغی چيست؟
در مورد راه های انتقال آنفلونزای مرغی بايد بگويم که خوردن گوشت پخته حيوانات باعث انتقال اين مرض نمی شود. ويروس اين مرض وقتی در مقابل دمای بالاتر از پنجاه و پنج درجه قرارمی گيرد از بين می رود. ولی تماس با گوشت خام آلوده می تواند و یا تماس با پرنده می تواند باعث انتقال مريضی شود. همچنين فضولات پرندگان می تواند ناقل اين ويروس باشد. چه از طريق هوا و چه از طريق لمس مستقيم.
درمان اين بيماری چگونه است؟ آيا در صورت يک بار ابتلا، مقاومت به اين بيماری ايجاد می شود؟
تشخيص اين بيماری در چهل هشت ساعت اوليه و مصرف داروی های اين بيماری می تواند فرد را نجات بدهد. ولی متاسفانه از آنجاييکه علايم اين بيماری بسيار شبيه آنفلونزای انسانی است باعث می شود که دوره ای کرتيکال یا اوليه و خطر ناک اين بيماری درست معالجه نشود.
در صورت يک بار مبتلا شدن مريض مقاوم می شود اما معنی اش اين نيست که فرد مذکور ديگر مبتلا به اين مرض نمی شود. ماهيت ويروس آنفلونزای مرغی طوری است که می تواند تغيير پيدا کند و هر سال هم تغيير می کند مثل ويروس آنفلونزای انسانی . هر سال واکسن و شيوه مداوای اين مريضی همچنان در حال تغيير است.
آيا مصرف تخم مرغ هم خطرناک است؟
خوردن تخم مرغ بيماری زا نيست ولی پوست تخم مرغ می تواند به عنوان يک ناقل عمل کند. تخم مرغ بايد کاملا پخته شود.
آيا کباب شدن گوشت ويروس را از بين می برد؟
در صورت کباب شدن وقتی گوشت مرغ در مقابل دمای بالاتر از هفتاد درجه قرار می گيرد اين ويروس از بين می رود. اما بستگی دارد به اينکه اين دما به مدت سه دقيقه به همه نقاط گوشت خام برسد.
BBC Persian.com
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|